من آن زنبورِ هرزهگرد نیستم که انگبین این گل را میمکد و سپس بهسراغ گل دیگر میرود. من مانند آن سوسکِ سیاهم که در سینهی گلی یگانه فرو میرود و در آن میزیَد تا سرانجام گلبرگها بههم آیند و سوسک در این بوس و کنارِ نهایی از دمزدن باز مانَد و در آغوش گلی که برگزیده است جان سپارَد!
ای یار، چنین است دلبستگی من به تو! تو آن گل لطیف و مهربانی که آغوش خود را در این دنیای دَنی بهروی من گشوده است. اندوه سیاه مرا در اعماقِ دل پُر مهرت دفن کن!
📚خانوادهٔ تیبو
@onlybook
هميشه به اين فكر مىكنم كه علت گريه چيست: در هنگام گريه، بدنمان در حال مبارزه با چيزی است كه ذهن و قلبمان نمیتوانند آن را توجيه كنند.
📚دور از خانه
@onlybook
مادر از همه ما ضعیف تر بود؛
نه بخاطر غصههای مشترکمان، بلکه بخاطر
غصههای خصوصی هر کدام از ما که خورده بود ...
📚قصر
@onlybook
▪️شادی از درون برمیخیزد. و آن حالتی است که ذهن ما ایجادش کرده است. گرچه موضوعات و شرایط بیرونی میتوانند علت احساس شادی ما گردند، اما موضوعات و شرایط، خودشان مسبب شادی ما نیستند.
▫️شیوهای که ما دربارهی آن موضوعات و شرایط احساس میکنیم _چیزی که ذهن ما درباره آنها میاندیشد_ علت شادی ماست.
▪️شیوهای که شما به چیزها نگاه میکنید و روشی که به آنها میچسبید حالت خرسندی یا ناخرسندی شما را تعیین میکند نه خود چیزها.
📚هنر شادمانی
@onlybook
انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد. رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگرنه، روحمان میمیرد ...
📚خاطرات یک مغ
@onlybook
بهترین بخش زندگی وقتهایی هست که دست به سیاه و سفید نزدهای و نشستهای و دربارهی زندگی فکر کردهای.
📚برشی از کتاب عامه پسند ....
@onlybook