همه از من ایراد میگیرند چون جسارت دارم که به روش خودم زندگی کنم. آن هم جلوی چشم همگان و شاید با خرابکاریهایی بیش از دیگران اما با شرافت و حقیقتی بیشتر.
📚زندگی با پیکاسو
@onlybook
معتقدم اگر شعر خوب یا رمان خوبی بخوانی، چیزی از آن در وجودِ تو میماند. در وجدانِ تو، در شخصیتِ تو میماند و از راههای مختلف به
تو کمک میکند.
📚چرا ادبیات؟
@onlybook
من اگر میدانستم زندگی دایرهایست که باید در آن چرخید و رقصید و کامی از لذتهایش گرفت، هرگز نه میجنگیدم و نه کسی را از خود میرنجاندم و نه به هر اتفاق خوب، با تردید نگاه میکردم. و کمی به خودم و آدمهای زندگیم فضا میدادم تا آزادانه دقیقههای بودنشان را آنطور که دلشان میخواهد زندگی کنند، نه آنطور که من میخواهم.
من اگر میدانستم زندگی آفرینشِ فضایی سرخوشانه از بودن است، به تمام بایدها پشت میکردم و رها میشدم.
رها و رها و رها...
📚من از چهل سالگی میترسم
@onlybook
تو نمیتوانی آنطور که میخواهی زندگی کنی. این مسلم است. اگر بکنی به درون آشوبی چنان عمیق از تضادها فرو خواهی غلتید که هیچ عقل آدمی٬ هرقدر نیرومند و جسور هم که باشد٬ بر آرام ساختن و به نظم آوردنش توانا نخواهد بود. دیروز آرزویی داشتی٬ امروز به آنچه در نهایت اشتیاق میخواستی دست یافتی. فردا از آرزویت شرمسار خواهی بود٬ و زندگی را نفرین خواهی کرد که آرزویت را برآورده است. اینست پایان راه جسارت در زندگی و غایت «میخواهم» آن کس که به میل خود رفتار میکند و همه چیز را به کام خود میخواهد. باید کورمال پیش رفت و چه بسا چشمها را بست و هرگاه سعادت از دست رفت٬ ننالید. زندگی تنها لذت نیست. زندگی تکلیفی و تعهدیست. و انجام هر تعهدی دشوار است. بگذارید تا وظیفهی خود را انجام دهیم.
📚ابلوموف
@onlybook
دلم می خواهد عاشق شوم، بیشتر دوستانم عاشق اند. برای شان نامه های عاشقانه ی پر سوز و گذار می نویسم که می اندازند سر راه معشوقه یا می گذارند لای ترک دیوار یا توی شاخه ی درختی، که بردارند.
دلم می خواهد کسی هم عاشق من بشود. اما هیچ کس عاشقم نمی شود. گاهی برای خودم نامه ی عاشقانه می نویسم و همین را داستان می کنم. داستان مردی را که برای خودش نامه های عاشقانه می نویسد.
📚شما که غریبه نیستید
@onpybook