eitaa logo
𝚘𝚗𝚕𝚢 𝚋𝚘𝚘𝚔📜
428 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
46 ویدیو
34 فایل
مادام‌میکوشم چیزی بیان کنم چیزی که‌توضیح‌ناپذیر را توضیح‌دهد. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_lyqo2oh&btn=blue
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌ها طولانی‌تر از همیشه بودند. فکر می‌کردم این فقط یه توهمه، ولی بعد فهمیدم: زمان، وقتی تنها باشی، کش میاد. مثل تاریکی. و هرچی بیشتر ادامه پیدا کنه، کمتر مطمئن می‌شی که واقعاً زنده‌ای. 📚 کافکا در کرانه - هاروکی موراکامی
روزهایم بی‌صدا گذشت، و شب‌هایم پر از صداهای خیالی بود. وقتی کسی حرفت را نمی‌فهمد، کم‌کم یاد می‌گیری حرف نزنی. 📚 یادداشت‌های یک دیوانه - نیکلای گوگول
آن روز، آنا به ایستگاه رسید، اما کسی نبود که منتظرش باشد. جمعیت رفت‌و‌آمد می‌کرد، قطارها سوت می‌کشیدند، و او وسط این همه حرکت، ایستاده بود و احساس می‌کرد که همه چیز ایستاده است. در آن لحظه فهمید که تنهایی، همیشه در نبود آدم‌ها نیست، گاهی در میان شلوغ‌ترین مکان‌ها سراغت می‌آید. 📚 آنا کارنینا - لئو تولستوی
از پنجره به خیابان نگاه می‌کردم و همه چیز مثل همیشه بود: مردم، ماشین‌ها، مغازه‌ها. اما چیزی درونم شکسته بود که هیچ‌کس حتی به آن نگاه هم نمی‌کرد. انگار در شهری زندگی می‌کردم که ساکنانش مرا نمی‌دیدند. 📚 دختر قطار - پائولا هاوکینز
همه می‌گفتند زمان، زخم را درمان می‌کند. اما هیچ‌کس نگفت که در این مدت، چطور باید با درد زندگی کنم. 📚 پس از تو - جوجو مویز
در کوچه‌ای که با هم قدم زده بودیم، تنها رفتم. بوی گرد و خاک و نان تازه همان بود، اما نبودن او همه چیز را غریبه کرده بود. انگار تمام شهر، او را از یاد برده بود جز من. 📚 بادبادک‌باز - خالد حسینی