شاید رنج تغییر نکند، ولی من چرا. به تلاشم ادامه میدهم.
📚 جنگجوی عشق - گلنن دویل ملتن
شخصی جهنم را اینطور برایم تعریف کرد: در آخرین روز زندگیت روی زمین آن شخصی که از خودت ساختی، شخصی را که میتوانستی باشی ملاقات خواهد کرد.
📚 حکایت آنکه دلسرد نشد - مارک فیشر
ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست.
آنقدر دقیق است که در سایهاش همه چیز
سر موقعش اتفاق میافتد.
نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر.
برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست،
یک زمان مردن.
📚 الیفشافاک_ ملتعشق
دیگر به راستی میدانستم درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم میشکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد.
📚 واسکونسلوس_ درخت زیبای من
غمگین بودن کار راحتی است، به قلبهای ما هم بیحرمتی شده؛ ولی چه کسی به ما اجازه داد برای خودمان راه برویم و اندوهمان را به نمایش بگذاریم؟
📚 هرچه باداباد - استیو تولتز
همینطور که از تپه بالا میرفتم چشمانم پر از اشک شد برای مادرم یا خودم و حتی آن فقیر بیخانمان گریه نمیکردم، برای همه گریه میکردم همه جا پر از درد است و ما فقط چشمهایمان را به رویشان میبندیم واقعیت این است که همه ما وحشت زدهایم و همدیگر را میترسانیم من خودم را و مادرم مرا.
📚 بیمار خاموش - الکس مایکلیدیس