تو زندگی را بهتنهایی تجربه میکنی؛ میتوانی هر قدر که بخواهی با دیگری صمیمی باشی، اما همیشه بخشی از تو و وجودت هست که غیرقابل انتقال است. تو بهتنهایی میمیری؛ تجربهٔ مرگ فقط از آنِ خودت است. ممکن است دهها تماشاگر داشته باشی که دوستت دارند، اما انزوایت، از تولد تا مرگ، هرگز بهطور کامل شکسته نمیشود.
📚 ریسکپذیری مورتیمر - استیو تولتز
برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیاش این بود که آدمها فقط یکبار میمردند و همین یک بار، چه فاجعه دردناکی بود.
📚 سمفونی مردگان - عباس معروفی
ما انسانها، حتی وقتی بدبختیم، باز هم رؤیا میبافیم؛ این یکی از رازهای زنده بودن ماست.
📚 ابله - داستایفسکی
انسانی که با گذشتهاش آشتی نکرده، آیندهاش رو هم خراب میکنه.
📚 شجاعت - برنه براون
ما همیشه فکر میکنیم وقت داریم، اما وقت تنها چیزیست که هیچوقت تضمین نشده.
📚 وقتی نفس هوا میشود - پل کالانیتی
هیچکس درون دیگری را نمیشناسد، ما فقط لباسها و لبخندها را میبینیم.
📚 غریبه - آلبر کامو