eitaa logo
𝚘𝚗𝚕𝚢 𝚋𝚘𝚘𝚔📜
426 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
46 ویدیو
34 فایل
مادام‌میکوشم چیزی بیان کنم چیزی که‌توضیح‌ناپذیر را توضیح‌دهد. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_lyqo2oh&btn=blue
مشاهده در ایتا
دانلود
و این عدم کفایت کار در این روزها که گویا به عارضه‌ی ساییدگی مهره‌ی گردن دچار شده‌ام، بیش از پیش عصبانی و عصبانی‌ترم می‌کند 📜نون نوشته @onlybook
وزیر محیط‌زیست گفت “یادم می‌آد وقتی یازده سالم بود، حق نداشتم از توی حصار گل بچینم. به‌م گفته بودند اون‌ها رعدوبرق دارند و اگه دست به‌شون بزنم، جرقه‌شون خشکم می‌کنه! می‌دونید، بحث اون موقع‌هاست که گلی وجود داشت! الآن که وزیر شده‌م، دیگه خطری تهدیدم نمی‌کنه! دیگه اصلاً گلی توی طبیعت نیست! 📜مغازه خودکشی @onlybook
خدای کوچولو! امید بزرگ! همه چیز من! شادی و خوش‌بختی من! حالا دیگر زندگی من، چیزی جز تو نیست. حالا دیگر، این نفسی که می‌کشم چیزی جز تو نیست. حالا دیگر شعر من، فکر من، تصور من، چیزی جز تو نیست. مثل بچه‌ها دوستت می‌دارم. درست همان طور که بچه‌ها مادرشان را دوست دارند. زیبایی تو ــ اگر چه مرا به آتش می‌کشد، می‌سوزاند و خاکستر می‌کند ــ دیگر علت و انگیزهٔ دوستی و عشق من نیست. به هر صورتی که درآیی تو را دوست می‌دارم. فقط به شرط آن که «آیدای من» باشی. فقط به شرط آن که «بدانی چرا تو را مثل بچه‌ها دوست می‌دارم.» 📜مثل خون‌در رگ های من @onlybook
آدم زمانی که عزیزی را از دست می‌دهد، دلش برای کوچک‌ترین و عجیب‌ترین چیزها هم تنگ می‌شود: لبخندش، حرکاتش هنگام خواب و یا حتی رنگ کردن دوباره‌ی اتاق برای او. 📜مردی به‌نام‌اوه @onlybook
گرچه مرد جوان مایل بود هم‌صحبتی داشته باشد اما حالا وقتی به طور مستقیم مورد خطاب واقع شد بی‌درنگ احساس نفرت و ناراحتی کرد. معمولاً هنگام روبرویی با هر بیگانه‌ای که با او تماس می‌گرفت چنین احساسی داشت 📜جنایات و مکافات @onlybook
«می‌دانی! چیزی که بعد از همهٔ این حرف‌ها، بیشتر از همه عذابم می‌دهد، همین زندان درب‌وداغان است! از محصور شدن در اینجا به تنگ آمده‌ام. دارم مهیا می‌شوم که ازاینجا به آن دنیای باشکوه پناه ببرم و برای همیشه، همان‌جا بمانم. خسته شدم که آنجا را فقط از پشت پردهٔ اشک‌هایم نگاه کنم و از میان دیواره‌های این دل دردمند، حسرتش را ببرم! می‌خواهم واقعاً با آن باشم و در آن 📜بلندی های بادگیر @onlybook