eitaa logo
𝚘𝚗𝚕𝚢 𝚋𝚘𝚘𝚔📜
426 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
46 ویدیو
34 فایل
مادام‌میکوشم چیزی بیان کنم چیزی که‌توضیح‌ناپذیر را توضیح‌دهد. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_lyqo2oh&btn=blue
مشاهده در ایتا
دانلود
گرچه مرد جوان مایل بود هم‌صحبتی داشته باشد اما حالا وقتی به طور مستقیم مورد خطاب واقع شد بی‌درنگ احساس نفرت و ناراحتی کرد. معمولاً هنگام روبرویی با هر بیگانه‌ای که با او تماس می‌گرفت چنین احساسی داشت 📜جنایات و مکافات @onlybook
«می‌دانی! چیزی که بعد از همهٔ این حرف‌ها، بیشتر از همه عذابم می‌دهد، همین زندان درب‌وداغان است! از محصور شدن در اینجا به تنگ آمده‌ام. دارم مهیا می‌شوم که ازاینجا به آن دنیای باشکوه پناه ببرم و برای همیشه، همان‌جا بمانم. خسته شدم که آنجا را فقط از پشت پردهٔ اشک‌هایم نگاه کنم و از میان دیواره‌های این دل دردمند، حسرتش را ببرم! می‌خواهم واقعاً با آن باشم و در آن 📜بلندی های بادگیر @onlybook
ما هرگز از آنچه نمی‌دانستیم و از کسانی که نمی‌شناختیم ترسی نداشتیم. ترس، سوغاتِ آشنایی‌هاست. 📜بار دیگر شهری که دوست‌میداشتم @onlybook
موهای او سرد و نمناک بود. سرد، کاملاً سرد. مثل اینکه چند روز می‌گذشت که مرده بود. من اشتباه نکرده بودم، او مرده بود. 📜بوف کور @onlybook
جسدی لای شیارها درازبه‌دراز افتاده بود. رامون آرام نزدیک شد، قلبش با هر قدم به تپش می‌افتاد. نگاهش که به جسد افتاد دیگر نتوانست ازش چشم بردارد. شانزده‌ساله که بود اغلب خواب زن می‌دید، ولی فکرش را هم نمی‌کرد یکی مثل این ببیند. پوست نرم و صاف و بی‌حرکتش را ورانداز کرد؛ بیش‌تر از روی حیرت تا هیزی. چون جسد خیلی جوان بود. با آن دست‌های به‌عقب‌کشیده و یک پای کمی خم‌شده، انگار داشت گدایی می‌کرد. از تماشای این منظره یک حالی شده بود. آب‌دهانش را به‌سختی قورت داد، نفس عمیقی کشید و بوی عطر گُلِ ارزان‌قیمتی حس کرد. حس کرد دارد دست دختر را می‌گیرد، از زمین بلندش می‌کند و به‌اش می‌گوید ادای مُردن درآوردن بس است. دختر اما بی‌حرکت ماند. رامون پیراهنش را درآورد، بهترین پیراهنِ آخر هفته‌اش را، و تا می‌شد خوب دختر را پوشاند. دولّا که می‌شد او را شناخت: آدِلا بود. از پشت چاقو خورده بود. 📜عطر خوش مرگ @onlybook
پسر های هم سن و سالش کم کم دارند ترک تحصیل میکنند تا معدن کار شوند و هرکدام از دختر های هم سن و سالش بزودی با یک‌معدن کار ازدواج خواهند کرد 📜رویای سرزمین های پست @onlybook