eitaa logo
𝚘𝚗𝚕𝚢 𝚋𝚘𝚘𝚔📜
426 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
46 ویدیو
34 فایل
مادام‌میکوشم چیزی بیان کنم چیزی که‌توضیح‌ناپذیر را توضیح‌دهد. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_lyqo2oh&btn=blue
مشاهده در ایتا
دانلود
جسدی لای شیارها درازبه‌دراز افتاده بود. رامون آرام نزدیک شد، قلبش با هر قدم به تپش می‌افتاد. نگاهش که به جسد افتاد دیگر نتوانست ازش چشم بردارد. شانزده‌ساله که بود اغلب خواب زن می‌دید، ولی فکرش را هم نمی‌کرد یکی مثل این ببیند. پوست نرم و صاف و بی‌حرکتش را ورانداز کرد؛ بیش‌تر از روی حیرت تا هیزی. چون جسد خیلی جوان بود. با آن دست‌های به‌عقب‌کشیده و یک پای کمی خم‌شده، انگار داشت گدایی می‌کرد. از تماشای این منظره یک حالی شده بود. آب‌دهانش را به‌سختی قورت داد، نفس عمیقی کشید و بوی عطر گُلِ ارزان‌قیمتی حس کرد. حس کرد دارد دست دختر را می‌گیرد، از زمین بلندش می‌کند و به‌اش می‌گوید ادای مُردن درآوردن بس است. دختر اما بی‌حرکت ماند. رامون پیراهنش را درآورد، بهترین پیراهنِ آخر هفته‌اش را، و تا می‌شد خوب دختر را پوشاند. دولّا که می‌شد او را شناخت: آدِلا بود. از پشت چاقو خورده بود. 📜عطر خوش مرگ @onlybook
پسر های هم سن و سالش کم کم دارند ترک تحصیل میکنند تا معدن کار شوند و هرکدام از دختر های هم سن و سالش بزودی با یک‌معدن کار ازدواج خواهند کرد 📜رویای سرزمین های پست @onlybook
وقت مردن همهٔ دنیا فامیل آدم می‌شوند 📜داس مرگ @onlybook
شازده کوچولو از گل سرخ پرسید: آدم ها کجایند؟ گل گفت : باد به اینور و آنورشان می برد، این بی ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده 📜شازده کوچولو @onlybook
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوستان این فیلمو‌خودم گرفتم از،هواپیما من همیشه‌هواپیما دیدنی ازش فیلم‌میگیرم این خیلی نزدیک بود به‌امید روزی که‌خودم‌توش باشم🤝🏼
چیزی که باید درکش کنی اینه: بازی ادامه داره تا وقتی که واقعاً تموم بشه. حتی اگه یه مهرهٔ سرباز روی صفحه باشه، هنوز بازی تموم نشده. 📜کتابخانه نیمه شب @onlybook