تا به آن روز اعتیاد خودم را قبول نکرده بودم. فکر میکردم که من افیون را اسیر خود کرده ام و میتوانم آن را کنترل کنم.
باباصمد گفت: "اگر زخمی داری که فکر میکنم داری، باید بدانی تسکینش با ترمیم آن فرق دارد. وقتی تاثیر افیون از میان برود، مثل آن است که تاثیر اِتر از میان رفته است. هرجایی که درد داشته است، دردش چند برابر خواهد شد.
📜ملت عشق
@onlybook
ما، وقتی احتياج وادارمان کند با آدمهای منفور نيز ناچاريم روابطی برقرار کنيم.
📜قمارباز
@onlybook
موری تصمیم گرفته بود ثابت کند که مردن به معنی بیفایده شدن نیست.
📜سه شنبه ها با موری
@onlybook
سلطان جلو آمد. پیشانی فاطمه را بوسید و گفت: «قربان تو دختر بشوم که برای خودت هیچ نمیخواهی... همه را برای دیگران میخواهی...»
📜دختر ماه
@onlybook
ما هرگز از آنچه نمیدانستیم و از کسانی که نمیشناختیم ترسی نداشتیم. ترس، سوغاتِ آشناییهاست.
📜بار دیگر شهری که دوست میداشتم
@onlybook
یکی گفته بود پی دی اف کتاب خدمتکار
خب ببین من گشتم یه عالمه اثر به نام خدمتکار هست اسمنویسندرو بگو