یک بار دیگر حیوانات به طرز مبهمی احساس ناراحتی کردند
ارتباط نداشتن با بشر. معامله تجاری نکردن.
پول به کار نبردن مگر این ها جزو تصمیمات اولین جلسه فتح و ظفر پس از اخراج جونز نبود ؟
📜قعله حیوانات
@onlybook
وقتی چند لحظه بعد چشمانم را دوباره گشودم، آدمی چهل و پنج ساله بودم که در ترافیک استراند گرفتار شده بودم؛ اما در حال زندگی کردن در خاطرات کودکی ام بودم. گاهی، وقتی شما از قطار افکارتان بیرون میآیید، احساس میکنید که انگار از قعر آب به بالا بیرون میآیید؛ اما این بار یک جور دیگر بود، گویی ما به سال 1900 برگشته ایم تا در آنجا هوای آزاد را تنفس کنیم.
📜تنفس هوای تازه
@onlybook
«تو عشق را باور نداری، اینطور نیست؟» ـ اوه، بله باور دارم. دو نفر که یکی میشوند، یک موهبت آسمانی.
📜گوژپشت نتردام
@onlybook
ما اغلب ارزو میکنیم ای کاش زمان بیشتری داشتیم ،اما کمکی نمیکند.مشکل کمبود وقت ما نیست .مشکل این است که بیشتر از انچه که داریم میخواهیم
📜ارام باش بی اعصاب
@onlybook
وقتی که ما گذشتهی خود را فراموش کنیم و از دست بدهیم، پس آینده ای هم نداریم.
📜ردپای خرس در شب
@onlybook
چه ساده لوحاند آنان كه میپندارند
عكس تو را، به ديوارهای خانه ام آويختهام
و نمیدانند كه من،
ديوارهای خانه ام را
به عكس تو آويختهام...
شمس_لنگرودی