به درختهای خشک پیاده رو خیره شد: برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس می شد. بدیش این بود که آدمها فقط یکبار میمردند و همین یکبار چه فاجعهی دردناکی بود.
📜سمفونی مردگان
@onlybook
هنوز زمان من فرا نرسیده است. برخی پس از مرگ متولد میشوند.
📜این است انسان
@onlybook
ــ وینستن، یک فرد بشر چگونه برفرد دیگر بشر اعمال قدرت میکند؟
وینستن فکر کرد و گفت:
- از این راه که او را رنج میدهد.
عینا همین است، از راه رنج دادن. اطاعت کافی نیست. جز در هنگامی که کسی رنج میبرد انسان چگونه میتواند مطمئن باشد که او تصمیم ما را اطاعت میکند و نه تصمیم خود را. قدرت عبارت از رنج دادن و تحقیر کردن است. قدرت عبارت از آن است که بتوان مغز بشر را خرد کرد و دوباره برطبق میل و برحسب مقتضیات، آن تکه خردهها را کنار هم قرارداد و مغز جدیدی بهوجود آورد.
📜کتاب ۱۹۸۴
@onlybook
روباه گفت: «خدانگهدار و اما رازی را که میخواستم بهت بگم، یک راز بسیار ساده است: فقط با دل میشود همهچیز را به درستی دید؛ چشمها قادر به دیدن ذات انسانها نیستند».
📜شازده کوچولو
@onlybook