دفترچهخاطراتمن
خیلی بده هرچی هم بهشون بگی این آدم درستی نیست باور نمیکنن آخرش هم تو آدم بده داستان میشی
دقیقااا من روز اولی که معلم زبان اومد همینو گفتم برگشتن بهم چیزگفتن که نه این خیلی خوبه
ی ماه بعدش همشون ازش متنفر شدن🦦
دفترچهخاطراتمن
راجبش دراز کشیدم کف اتاق و به سقف زل زدم.
راجبش نشستم گوشه ی اتاقم و فقط بهش فکر کردم.