بچها اهنگ برای تولد و رقص مناسب باشه دارید؟ میشه برام فوری بفرستید پیوی....💅🏿🤓
@S_a_m_i_n_14
هدایت شده از اسپویلام
♨️👨🏻⚕️♨️👨🏻⚕️♨️👨🏻⚕️♨️👨🏻⚕️♨️👨🏻⚕️
خواستم تو ایینه اسانسور عکس بگیرم با دیدن رئیس بیمارستان که با اون بازوی های عضله اییش پشتم فیگور گرفته بود از جا پریدم..
چرخیدم و ناباور گفتم:
- آقای رئیس شمااا..
تکخندی زد:
حامی:شوهرتم اونوقت اقای رئیس صدام میکنی؟ همینجا تو اسانسور نشون بدم شوهرتم ارهه؟
منتظر جوابم نموند و کاری کرد که گوشی از دستم افتاد..💋🔥🥵
https://eitaa.com/joinchat/128583279Ceb290f1f14
هدایت شده از جرمِبیسابقه:)📜
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی شبها...شهر نفس نمیکشد.
فقط تماشا میکند...
تماشایِ آدمهایی که آرامآرام
در تاریکی گم میشوند.
همهچیز از یک اشتباه شروع شد...
یا شاید...از یک دروغ...
یا شاید خیلی قبلتر،
از رازی که هرگز نباید دفن میشد.
وقتی اولین گلوله شلیک شد،
دیگر هیچکس نتوانست تشخیص بدهد
قربانی کیست
و مجرم کدام.
اعتماد،کمیابترین چیزِ این شهر است.
اینجا لبخندها دروغ میگویند،
قولها میشکنند،و حقیقت،
پشتِ چهرهای آشنا پنهان میشود.
هرچه پردهها کنار میروند،
سؤالهای بیشتری متولد میشوند.
چه کسی شکارچی است؟چه کسی شکار؟
و چه کسی از همان ابتدا
همه را بازی داده بود؟
در پروندهای که با خون نوشته شده،
هیچ حقیقتی آن چیزی نیست
که به نظر میرسد...
و بعضی پایانها،
از همان اولین صفحه آغاز شدهاند...
「بعضی رازها،
قبل از فاش شدن
آدم میکشند...」
╔═══════════╗
𝓤𝓷𝓹𝓻𝓮𝓬𝓮𝓭𝓮𝓷𝓽𝓮𝓭 𝓒𝓻𝓲𝓶𝓮
@Unprecedented_crime
«جرمی بیسابقه»
╔═══════════╝
🌊موج؛𝑚ᩘ𝑜𝑗
بعضی شبها...شهر نفس نمیکشد. فقط تماشا میکند... تماشایِ آدمهایی که آرامآرام در تاریکی گم میشوند
یسنا خانوم شروع کرده به نوشتن دوباره یه استقبال گرم میکنید ازش؟😌✨