اگه یکیو واقعاً دوست داشته باشم… دیوونهش میشم.
همش بهش فکر میکنم، حتی وقتی کار دارم، حتی وقتی باید روی چیزای دیگه تمرکز کنم، ذهنم سمتش میره.
یهویی لبخند میزنم وسط روز چون یه خاطره ازش یادم میاد، یا چیزی که باهاش داشتیم.
هر جایی که میرم ناخودآگاه دنبال راهی میگردم که خوشحالش کنم، حتی یه چیز کوچیک، حتی اگه خودم چیزی نداشته باشم، ولی براش چیزی بخرم یا حتی آماده کنم.
دوست داشتن برای من یعنی لوس شدن پیشش، بچه شدن پیشش، نشون دادن اون روی نرم و آسیبپذیرم فقط به اون.
یعنی دلم بخواد صدام کنه، حواسم بهش باشه، دلم بخواد آخرین نفری باشم که قبل خواب باهاش حرف زده.
اگه ناراحت باشه، دلم میگیره.
اگه سرد بشه، شب تا صبح ذهنم درگیره و نمیتونم آروم باشم.
شاید حتی گریه کنم، شاید مدام گوشیمو چک کنم ببینم پیام داده یا نه، شاید حتی حس کنم دنیا بدونش هیچ معنیای نداره.
دوست داشتن برای من یعنی از ته دل نگرانش بودن.
یعنی آرزو کنم همیشه حالش خوب باشه، حتی وقتی خودم حس خوبی ندارم.
یعنی دلم بخواد پناهش باشم، حتی وقتی خودم زخمی و خستهام.
من وقتی کسیو دوست دارم، جدی میگیرم. شوخی نیست.
جدیش میگیرم همه وجودم، با فکر، با قلب، با احساساتی که حتی خودم گاهی نمیتونم کنترل کنم.
شاید خیلی عمیق باشه، شاید زیادی وابسته بهش باشم…
ولی وقتی کسیو دوست دارم، شدیدا از دست دادنش میترسم.
چون برای من عادی نیست، برای من خاصه… و اونقدر براش ارزش قائلم که نبودنش مثل یه تیکهای از خودم رو از دست دادن حس میکنم.
بتمنعلی🎀
اگه یکیو واقعاً دوست داشته باشم… دیوونهش میشم. همش بهش فکر میکنم، حتی وقتی کار دارم، حتی وقتی باید
ازبسخیلیحقبودوحرفدلم:)