eitaa logo
⛅️「او؛」
319 دنبال‌کننده
303 عکس
16 ویدیو
7 فایل
به امیدِ روزی که زیباترین قابِ جهان، دیدارِ «او» باشد... او؟ سیدی و مولای اباصالح المهدی (عج)💚 کپی و نشر؟ حلال حرفی داشتید در خدمتم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4ppmgf9&btn=⛅️「او؛」 بنده: @hich0_0_0
مشاهده در ایتا
دانلود
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منم همینطور امام خمینی... منم همینطور...
⛅️「او؛」
پس فردا تولد رهبرمون آقا سید مجتبی است🥰😍 ... آقا بح بح مبارک همگیی #فرزندان_او
شما برای تولد امام سید مجتبی برنامه‌ای دارین؟😁 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4ppmgf9&btn=⛅️「او؛」 دوست داشتید بگید ماهم فیض ببریم من خودم می‌خوام اگر خدا توفیق داد شکلات بدم تو یکی از موکبا خیلی خوبه این روز رو کنار هم جشن بگیریم یا یه جوری یادآوریش کنیم به بقیه کمتر کارش تبریک گفتن به بقیه‌ هست هرچند به نوبه خودش خیلی بزرگه من از نظر ظاهری گفتم
فراخوان مشارکت در طرح توزیع کیک به مناسبت تولد رهبر معظم انقلاب🎂 به مناسبت سالروز تولد رهبر عزیز، ما در «مسجد حجت‌المهدی» در نظر داریم در روز سه‌شنبه ١٧ شهریورماه با یاری خداوند و همت مردم مهربان، اقدام به پخت و توزیع کیک در بین مردم کنیم. برای تحقق این امر، از تمامی خیرین و هم‌وطنان گرامی تقاضا داریم در این امر خیر ما را یاری کنند.🪴 🔹 کمک‌های نقدی: از طریق شماره کارت زیر امکان‌پذیر است. 💳
6037-9981-3393-3035
[فاطمه زهرا امیرآبادی] از الطاف شما صمیمانه سپاسگزاریم.🌱 اگر سوال یا کاری در این باره داشتید به این آیدی پیام بدید: @ToT_00
⛅️「او؛」
فراخوان مشارکت در طرح توزیع کیک به مناسبت تولد رهبر معظم انقلاب🎂 به مناسبت سالروز تولد رهبر عزیز، م
یکی از دوستان مشهدی عزیزم این ایده به سرشون زد و قراره اجراییش کنن ان شاء الله😍 می‌تونید هم ایده بگیرید هم کمک مالی کنید مهمم نیست چقدر ۱۰ هزار تومن ۵۰ هزارتومن هرچی کَرَمتونه دیگه مهم اینه که ان شاء الله سهیم بشیم توی این کار🌸🌸 من خودم خیلی می‌خواستم شیرینی بدم ولی بنا به دلایلی امکانش نیست، وقتی گفتن ایده گرفتن و این کارو انجام می‌دن خیلی خوشحال شدم🥲
⛅️「او؛」
شما برای تولد امام سید مجتبی برنامه‌ای دارین؟😁 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4ppm
سلام و نورر الحمدلله رب العالمین🤲🏻 برای سلامتی و عاقبت به خیریشون صلواات
کربلایی حسین طاهری مداحی آنلاین - نماهنگ اباالفضل علمدار خامنه ای نگه دار - حسین طاهری.mp3
زمان: حجم: 3.3M
مداحی مورد علاقم تا ابد: میلاد با سعادت آقا جان امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای محضر امام زمان(عج) و همگییی مبارکککک🥳🌸✨
❀ السَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمان ❀ ✋🏻 آقاجان، شبتون بخیر.🌃💚✨ -قبل از خواب با آقا درد و دل کنید☕️🌿‌
『 بسم رب المهدی 』✨ ❀ السَّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمان ❀ ✋🏻 سلام آقاجان، صبحتون بخیر.💚 -صدقه برای امامِ جانمون فراموش نشه.✨
تولدتون مبارک والامقام، حضرت آقا🥹❤️ برای سلامتی و طول عمرِ آقا صلوااات✨ 📥 نسخه پروفایل 📥 نسخه استوری/والپیپر ⛅️「او؛」
⛅️「او؛」
به این مناسبت روایتی داشته باشیم از روزی ‌که این آقا زندگی رو به ما برگردوند...
زندگی...🫀 گاهی یک‌جایی میانِ شلوغیِ روزها، می‌ایستی و می‌بینی چقدر ناگهان پیر شده‌ای... روزهای سختی بود. خیلی سخت... یک طرف، داغِ رفتنِ رهبر شهیدمان بود؛ داغی که هنوز باورش نکرده بودیم و باید با همان دلِ زخمی، ایران را نگه می‌داشتیم. جنگ بود... صدای تهدید از هر طرف می‌آمد، فشارها یکی پس از دیگری روی هم می‌نشستند؛ فشارِ جنگ، فشارِ خبرها، فشارِ روانی، فشارِ ترس از اینکه «نکند اتفاقی بیفتد...» و از همه سخت‌تر، جای خالیِ آقا بود... انگار یک ستون از خانه‌ی دلمان را برداشته بودند و ما مانده بودیم با سقفی که هنوز روی سرمان بود، اما دیگر نمی‌دانستیم چطور زیرش نفس بکشیم. آن روزها، غم فقط غم نبود... یک سنگ بود که گذاشته بودند روی سینه‌ام و هر روز سنگین‌تر می‌شد. آرزوهایم یکی‌یکی خاموش می‌شدند. انگار کسی چراغ‌های دلم را دانه‌دانه خاموش کرده باشد. با خودم می‌گفتم: من دیگر چطور باید به زندگی ادامه بدهم؟ واقعاً نمی‌دانستم... باید برای انتخاب رهبر جدید اقدام می‌شد، اما چند روزی گذشته بود و هنوز انتخابی صورت نگرفته بود و نگرانی‌ها شروع شد... از یک طرف می‌گفتند باید برای انتخاب رهبر جدید مطالبه کنیم؛ از طرف دیگر می‌گفتند باید اعتماد کنیم و صبر داشته باشیم. و من... میان این همه حرف، میان این همه ترس، میان این همه غم، فقط مانده بودم و یک دلِ خسته که نمی‌دانستم چه کسی درست می‌گوید... گاهی زمزمه‌ای می‌رسید که شاید رهبر جدید، سید مجتبی حسینی خامنه‌ای باشد. تصویرش را قبلا دیده بودم. نگاهش کردم و از کنار آن گذشتم. نه اینکه دوستش نداشته باشم؛ نه... به حرمت اینکه فرزند رهبر شهیدمان بود، ارادت داشتم. یک جا هم تصویرشان گذاشته شد که بعد از رهبر شهید ایشان شایستگی رهبر جدید را دارند. اما به خودم گفتم: «دل نبند...» گفتم شاید کس دیگری انتخاب شود. گفتم اگر به او دل ببندی و بعد شخص دیگری بیاید، شاید پذیرشش برایت سخت شود. نمی‌دانستم... نمی‌دانستم بعضی آدم‌ها قبل از اینکه وارد زندگی‌ات شوند، آرام و بی‌صدا وارد تقدیرت شده‌اند. تا رسیدیم به شب نوزدهم ماه مبارک رمضان... شب قدر بود. رفته بودیم مسجد حظیره برای احیا. شب، حال عجیبی داشت... تا اینکه... گوشی‌ام را روشن کردم. یک پیام از دوستم آمد: ساعت ۰۰:۴۰ +رهبر اعلام شد الحمدلله😍 آقا مجتبی -اخبار گفت؟؟؟؟ +آره -وای الهی بگردمم الحمدللهه خبری بود که مثل شوکی که قلبی خاموش را دوباره به تپش وا می‌دارد، مرا نیز از نو زنده کرد... سید مجتبی حسینی خامنه‌ای سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران... همان تصویری که چند روز قبل دیده بودم؛ همان آدمی که فکر می‌کردم نباید به او دل ببندم... اما آن شب... نمی‌دانم چه شد. دلم یک‌باره ریخت و دوباره جمع شد. ذوق کردم... نه یک خوشحالی معمولی؛ انگار... دوباره به من گفته باشند: «هنوز تمام نشده... هنوز می‌شود ادامه داد.» شعارها بلند شد... «دست خدا عیان شد، خامنه‌ای جوان شد...» «دست خدا بر سر ماست، خامنه‌ای رهبر ماست...» «اباالفضل علمدار، خامنه‌ای نگهدار...» «الله اکبر، خامنه‌ای رهبر...» فردای آن شب، تصویر مردم را دیدم. چهره‌ها را... شادی‌شان را... چشم‌هایی را که بعد از روزها غم، دوباره برق افتاده بودند. و آنجا بود که گریه کردم. اشک شوق... فکر نمی‌کنم تا آن روز، هیچ‌وقت این‌طور از خوشحالی گریه کرده باشم. چون می‌دانستم این شادی، حقِ دل‌های خسته‌ این مردم پایِ کار بود. خدا شاهد است... من آن روزها، فقط غمگین نبودم... انگار بخشی از وجودم مرده بود. اما یک‌باره... همین آقا زندگی را دوباره به من برگرداند. و آنجا بود که فهمیدم: دل‌ها واقعاً دست خداست. خدا اگر بخواهد، می‌تواند کسی را که تا دیروز فقط یک تصویر برایت بوده، یک‌شبه تبدیل کند به عزیزترین تصویرِ زندگی‌ات. و چه عجیب است کارِ دل... تا قبل از آن شب، از این عشق خبری نبود. اما ناگهان دیدم دل‌ها یکی‌یکی به سمتش رفتند... و ما... عاشق شدیم. خیلی عجیب عاشق شدیم. آن‌قدر که دوستم یک روز با خنده گفت: «فکر کنم من ایشونو بیشتر دوست دارم! حس می‌کنم داره به رهبر پدر خیانت می‌شه!» 😄 ادامه دارد... ⛅️「او؛」