این چه اخلاق مفرطیه که تو داری ویرگو. همین که همه چیز باید معنا داشته باشه برات.
ویرگو حتی دوست داری به منشا و علل و تبعات علاقهت هم فکر کنی بعد تصمیم دوست داشتن یا نداشتن بگیری.
لئو قرارداد مادام العمر امضا کرده که ادمها رو رندوم و به سهولت از زندگیش خارج کنه اما از حافظهش نه.
بعد این اطمینان راسخ از کجا میاد که فکر میکنی همه علیه تو دسیسه و توطئه کردن یا میکنن پایسیز؟
کسی اصلا بهت فکر هم نمیکنه پایسیز. یعنی حتی موضوع فرعی جمع هم نیستی، وا بده.
چرا انقدر کندی تورس؟ بعضی چیزها رو انقدر دیر میپذیری که وقتی بالاخره قبولشون میکنی، دیگران دیگه ازش گلواپ کردن و رفتن سراغ مسئلهی بعدی.
برای توصیف آریس باید از ”بد” عبور کنیم، از ”افتضاح” هم بگذریم و در نهایت به ”فاجعه” برسیم.
کپریکورن دایره لغاتت تماما کلیشهای و ادبیاتت هم باسمهای و پر از دروغینه.. حتی بازی روانیهات هم زیادی قابل پیشبینیان.