دو رودخانهی عشق من و تو شط شده بود
ولی دریغ که راهش به باتلاق افتاد..
شکر به مز مزه چون شوکران شود زین پس
مرا که طعم دهان تو از مذاق افتاد..
خزان به لطف تو چشم و چراغ تقویم است
که دیدن تو در این فصل، اتفاق افتاد
چه زندگانی سختیست زیستن بی عشق..
ببین پس از تو که تکلیف من چه شاق افتاد
هدایت شده از بِرمودا | 𝘽𝙀𝙍𝙈𝙐𝘿𝘼
یک دعایی برای میکنید؟
یک صلوات حتی...