بابت بار غمی که روی دوش اونه، من دارم گریه میکنم. چون نمیدونم باید باهاش همدردی کنم، یا باید کاری کنم فراموشش کنه؟ اصلا ممکنه فراموشش کنه؟ چون میدونم اگر من جای اون بودم، تا الان هزاربار شکسته بودم. مرده بودم. اون از من خیلی قویتره..
بهش افتخار میکنم.
اگه میخواستید امید و انگیزه رو در نگاه کسی ببینید، باید چشمامو بعد از دیدن تعبیر خوابم میدیدید.
کاش به اندازهی قیافهی خوبش، مزهی خوبی هم داشت💔
ولی خدایی خمیرش خیلی خوب بود. هم خوب پخت، هم خوشمزه بود. ولی متاسفانه سیباش اصلا خوب نشد. چرا؟ چون به اون زنه اعتماد کردم و توش آبلیمو ریختم💔. اونم آبلیموی طبیعی💔
#me