داستانش در مورد روانپزشکیه که با دانشجوی افسردهای آشنا میشه. این آشنایی از یه رابطه روانشناس و بیمار فراتر میره و کم کم تشخیص واقعیت و خیال مشکل میشه. پر از صحنه های سورئال و حرف های عجیب که باعث میشه به خودمون شک کنیم.
کارگردانی و فیلم نامه فوق العاده جالبی داشت. فیلم برداری و مونتاژ شاهکاری داشت. بعد از دیدنش حتما راجع بهش بخونید.
_ یکی از اولین بارهایی که دیدمت، تو گفتی که نمیدونی که چی واقعیه و من گفتم که من میدونم. ولی اشتباه میکردم. من دیگه نمیدونم چی واقعیه.
_ تو هستی. تو واقعی هستی.
این باگ ایتا که نمیذاره آهنگ بفرستیم بهم حس از بین رفتن صداهای فصل های فرد کتاب عجایب موراکامی رو القا میکنه.
هدایت شده از شرقِ اندوه
"بعدها به مادر گفتم که وقتی خدا بخواهد مورچهای را نابود کند، دو بال به او میدهد تا پرواز کند. آنوقت پرندگان شکارش میکنند."