eitaa logo
گروه جهادی عروجیان
561 دنبال‌کننده
1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
15 فایل
به حرکت رسانه ای《عروجیان》بپیوندید و در مسیر نورانی شهدا گام برداریم کپی : حلال برا شهادت مون دعا کنید رفقا... راه ارتباطی:https://eitaa.com/shehid_gomnam
مشاهده در ایتا
دانلود
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اگه روزی خبر شهادت منو شنیدید، مبادا... 🥀هشتــمین سالگــردشـهادتت مـــبارک 💔 🌹 ‏🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲 ..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡ 🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇 ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈ ‌ ‌ ‌ https://eitaa.com/orojian_com ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤ روز بیست و ششم به نیت مهدی طهماسبی😊
هروقت دوست داشتی، می آیی و هر وقت هم دلت نخواست ،نمی آیی؛ رفت و آمد خادم مسجد جمکران روی نظم و انضباط است ،دل بخواهی نیست یا تعهد اخلاقی میدهی که هر سه شنبه در مسجد حاضر باشی یا اینکه دور  خادم بودن را خط بکش و وقت ما را هم نگیر .  وقتی حرف حاج آقا تمام شد . مهدی لبخندی زد و گفت: چشم . تعهد میدهم هر سه شنبه  سر وقت در مسجد حاضر باشم . پای برگه تعهد را امضا کرد و از اتاق بیرون آمدیم . گفتـم: مهدی لااقل دلیل غیبت این چند هفته را به حاج آقا میگفتی  که به سوریه رفته بودی... سه شنبه شد و حاج آقا زیر تابوتی که پیکر سوخته مهدی در آن بود؛ بلند لبیک یا زینب(س) میگفت . خادم مسجد جمکران 🌷شهید مهدی طهماسبی 🌷  ‏🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲 ..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡ 🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇 ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈ ‌ ‌ ‌ https://eitaa.com/orojian_com ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤ روز بیست و هفتم به نیت شهید منوچهر جوینی😊
کوتاه‌ترین پاسخ بعد از آنکه درسش را در حوزه خواند برای خدمت در نیروی انتظامی ثبت‌نام کرد. در مصاحبه قبل از استخدام از او پرسیدند برای چه هدفی آمده است در این راه؟ او کوتاه‌ترین و عظیم‌ترین پاسخ را به آن‌ها داد. جوابی که تا آخرین لحظه عمرش به پای آن وفادارانه ایستاد و حرفش را مبدل به عمل ساخت. او گفت: «برای اینکه در راه خدا شهید بشم. به‌خاطر ناموس، خاک، ولایت و رهبری.» شهید منوچهر جوینی ‏🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲 ..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡ 🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇 ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈ ‌ ‌ ‌ https://eitaa.com/orojian_com ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤ روز بیست و هشتم به نیت شهید هادی ذوالفقاری😊
هميشه روي لبش لبخند بود. نه از اين بابت كه مشكلي ندارد. من خبر داشتم  كه او با كوهي از مشكلات دست و پنجه نرم ميكرد كه اينجا نميتوانم به آنها بپردازم. 😢 اما هادي مصداق واقعي همان حديثي بود كه ميفرمايد: مؤمن شاديهايش در چهره اش و حزن و اندوهش در درونش ميباشد. همه ي رفقاي ما او را به همين خصلت مي شناختند. اولين چيزي كه از هادي در ذهن دوستان نقش بسته، چهرهاي بود كه با لبخند آراسته شده. از طرفي بسيار هم بذله گو و اهل شوخي و خنده بود. رفاقت با او هيچ كس را خسته نميكرد.  در اين شوخيها نيز دقت ميكرد كه گناهي از او سر نزند. يادم هست هر وقت خسته مي شديم، هادي با كارها و شيطنت هاي مخصوص به خود خستگي را از جمع ما خارج ميكرد. شهید هادی ذوالفقاری ‏🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲 ..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡ 🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇 ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈ ‌ ‌ ‌ https://eitaa.com/orojian_com ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤ روز بیست و نهم به نیت شهید علی سیفی 😊
علی آمده بود مرخصی. رفت وضو بگیرد. رفتم سر جیب شلوارش ببینم این که اصلا شهریه نمی گیرد، چرا حرف از بی پولی نمی زند. از داخل حیاط با صدای بلند گفت: مادر، برکت پول را خدا میدهد. نمی دانم از کجا فهمید. بعد از شهادت علی مراسم گرفتیم. مهمانان زیادی آمده بودند و من مضطرب، که غذا کم نیاید. به ناگاه علی را در گوشه آشپزخانه دیدم. مراسم ختم شهادت علی بود نگران و مضطرب بودم اومدم دیدم تو اشپزخانه است خودش بود بعد شهادت : گفت مادر چرا مضطربی؟ گفتم نگران کم آمدن غذا هستم. ظرف برنجی دستش بود. گفت: این را به غذا اضافه کن و نگران نباش. همه مهمان ها سیر خوردند و آخر سر به اندازه همان بشقاب غذا اضافه آمد.  شهید علی سیفی ‏🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲 ..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡ 🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇 ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈ ‌ ‌ ‌ https://eitaa.com/orojian_com ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈
🌹بسم الله الرحمن الرحیم 🌹 چله زیارت عاشورا تا شهادت حضرت رضا ❤ روز سی و دوم به نیت شهید مهدی زین الدین😊
چشمانشان که به مهدی افتاد از خوشحالی بال درآوردند . دوره‌اش کردند و شروع کردند به شعار دادن؛ ‌"فرمانده آزاده، آماده ایم ،آماده !" هر کس دستش به مهدی می رسید، امان نمیداد ! شروع می کرد به بوسیدن .😊 خلاصه به هر سختی بود از چنگ بچه های بسیجی خلا شد اما یه جای اینکه از این همه ابراز محبت خوشحال باشد ، با چشمانی پر از اشک به خودش می گفت :"مهدی ! خیال نکنی که کسی شدی که اینا اینقدر بهت اهمیت میدن ؛ تو هیچی نیستی 🥺!تو خاک پای این بسیجی هایی " کتاب ۱۴ سردار،صفحه ۳۰ 🙃شهید مهدی زین‌الدین ‏🙏اللهم_ارزقنا_شهادت 🤲 ..♡| اَز عِشـق تــاشــــــ❣️ـــادَت |♡ 🥀اینجا قدمگاه شهیدان است👇 ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈ ‌ ‌ ‌ https://eitaa.com/orojian_com ┈••❀✾✨🇮🇷✨✾❀••┈