سلام علیکم
یکی از اعضای خانواده که اهل نماز و عبادت است، اما در رفتار بیشتر بر اساس تشخیص و برداشت شخصی خود از دین عمل میکند و بهداشت و نظم شخصی را نیز رعایت نمیکند.
با وجود تلاشهای فراوان خانواده، او این رفتارها را نمیپذیرد.
آیا دعای خاصی برای تغییر نگرش و رفتار این شخص وجود دارد؟
از استاد گرانقدر و همکاران محترم تشکر میکنم.
✅ بسماللهالرحمنالرحیم
قبل از دعا باید از بزرگان خانواده، علما و کسانی که ایشان به آنان اعتقاد دارد، کمک گرفته شود تا اگر اشتباهی دارد، متوجه آن شود.
شما مشخص نکردید که ایشان چه عضوی از خانواده هستند؛ اگر فرزند باشد، دعای امام سجاد علیهالسلام برای فرزندان، دعای بیستوپنج صحیفه، بسیار مفید است.
همچنین دعایی که فرزند باید برای پدر و مادر بخواند نیز کاربرد دارد.
اگر مسأله پیچیدهتر باشد، دعای مشلول توصیه میشود.
یک سؤال داشتم خدمتتان. خواهرم سه ماه پیش بهدلیل اختلاف با همسرش خودکشی کرد. از آن زمان تاکنون بسیار به او فکر میکنم، بهویژه شبها خوابم ناآرام است. چند باری هم که در خواب دیدهامش، همیشه ناراحت بوده و بخشی از بدنش زخمی بوده. احساس میکنم بسیار پشیمان است، اما من نمیدانم چه کاری میتوانم برایش انجام دهم.
لطفاً راهنماییام کنید که چه کنم تا هم روح خواهرم در آرامش باشد و هم من به آرامش برسم.
✅ بسماللهالرحمنالرحیم
گذشته، گذشته است؛ اینکه چرا چنین کاری کرده و چگونه، دیگر اکنون محل توجه نیست.
باید به آینده فکر کنید. اگر حقی بر گردن اوست، چه حقالناس باشد، چه حقالله ـ مانند نماز، روزه، حج یا بدهی مالی یا معنوی ـ آنها را به نیابت از او ادا کنید.
اگر با همسر ایشان در ارتباط هستید، از او بخواهید برایش دعا کند و از او اظهار رضایت نماید.
همچنین برایش کارهای خیر انجام دهید، بهویژه امور عامالمنفعه.
و مهمتر از همه اینکه فکر گذشته و چرایی اتفاق را از ذهن خود بیرون کنید.
انشاءالله خداوند او را ببخشد و به شما نیز صبر و آرامش عطا فرماید.
۱. وظیفه ما در قبال گرسنگی و وضعیت مردم مظلوم غزه، که از شدت گرسنگی جان میسپارند، بسیار سنگین است. پدری که میگوید «کلیهام را میفروشم تا بتوانم برای فرزندانم یک کیسه آرد بخرم» نشاندهنده عمق فاجعه انسانی است. دعای فرج و دعای نصرت برای آنان میخوانم. سوره تبت را برای نابودی اسرائیل تلاوت میکنم. بیم آن دارم که در روز قیامت در برابر اینها پاسخی نداشته باشم.
۲. چرا باید با کسی مذاکره کنیم که چنین ظلمی را بر آن مظلومان روا داشته است؟ کسی که اینهمه جوان و نخبه را در کشور ما پرپر کرده است؟ من خود بهعنوان یک فرد، حاضرم سختی بکشم اما نام مذاکره را نشنوم. کدام انسان نادانی با شیطان دوستی میکند؟ چرا رهبر جلو آنان را نمیگیرد؟
پاسخ: 👇👇👇
بسمالله الرحمن الرحیم
نسبت به سؤال اولتان، امید است که در حد توان خود به مظلومان، مانند جبهه مقاومت، یاری رسانیم. در حد توان مالی، کمک مالی کنیم؛ در حد توان تبلیغی، تبلیغ نماییم؛ در حد توان معنوی، دعا کنیم؛ و دشمنان حق را نفرین نماییم. همچنین در کشور خود نیز نسبت به آن دسته از مسئولانی که گاه عملکرد درستی ندارند، محترمانه ایراد بگیریم، به آنان اعتراض کنیم و تذکر دهیم که چرا چنین رفتاری دارند. بههرحال، ما باید وظیفه خود را در حد توان انجام دهیم. خداوند نیز بیش از توان بر کسی تکلیف قرار نداده است: «لا یکلّف الله نفساً إلا وُسعها».
نسبت به سؤال دومتان، باید توجه داشته باشید که این احتمال وجود دارد که دیپلماسی نیز خود جبههای باشد. اگر این جبهه را رها کنیم، دشمن خواهد آمد و این سنگرها را بهطور کامل اشغال خواهد کرد. در نتیجه، تمام دنیا را با تبلیغات خود علیه ما خواهد شوراند. وقتی ما در این جبهه حضور نداشته باشیم، او هر آنچه بخواهد انجام خواهد داد. بنابراین، وقتی موضوع مذاکره مطرح میشود، معنایش این نیست که کسی میخواهد از اصول انقلاب کوتاه بیاید. رهبر انقلاب اجازه چنین چیزی را نخواهد داد و اجازه نخواهد داد خطوط قرمز ما زیر پا گذاشته شوند.
ما باید از رهبری حمایت کنیم تا دست ایشان پر باشد و کسانی جرأت نکنند چیزی بر ایشان تحمیل کنند. برخی از مسئولان میخواهند جام زهر را به رهبری بچشانند. نباید اجازه چنین کاری را بدهیم. از سوی دیگر نیز نباید یک جبهه را بهطور کامل تعطیل کنیم. جبهه نظامی، جبهه سیاسی و جبهه دیپلماسی، همگی جبهههایی هستند که باید رزمندگان خاص خود را داشته باشند و در آنجا حضور یابند.
سلام علیکم و رحمةالله
خداوند استاد عزیزمان را در پناه خود حفظ فرماید.
هر سال در ایام محرم، چهار یا پنج روز یک مجلس روضه بسیار کوچک در منزل برگزار میکنم. بهدلیل نداشتن توان مالی، مداحی نهچندان قوی دعوت میکنم و تعداد شرکتکنندگان نیز حدود بیست تا سی نفر است. بهاندازه توان خود نیز از ایشان پذیرایی میکنم. پدرم میگوید این روضه ارزشی ندارد، زیرا این آقایی که دعوت کردهام، از نظر سطح سواد در حد مطلوب نیست. بهنظر شما، روضه بگیرم یا نگیرم؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
نه، روضه را تعطیل نکنید. اگر مداحی باسوادتر نیز پیدا شود، حتی اگر صدای خوبی نداشته باشد، بهتر است؛ اما اگر نبود، باز هم روضه را تعطیل نکنید. اینجا میتوان زیارت عاشورا خواند، مقتلی خوانده شود یا نوحهای اجرا شود. نه، حتماً روضه را داشته باشید. اینکه مداح سطح پایینی دارد، عیبی ندارد.
۱. اینکه هر انسانی دو فرشته همراه دارد که اعمال او را ثبت میکنند، آیا این فرشتگان مشخص و ثابت هستند یا هر روز تعویض میشوند؟ و آیا فرشتگان روز با فرشتگان شب، که مأمور ثبت اعمال و حفاظت هستند، متفاوتاند؟
۲. در مورد نماز شب، اگر حضور قلب در آن کم باشد، آیا نماز پذیرفته میشود؟ و آیا میتوان بهجای هشت رکعت نماز نافله شب، تعداد بیشتری مثلاً ده رکعت خواند و سپس نماز شفع و وتر را بهجا آورد؟ و آیا میتوان نماز شب سالهای گذشته را که خوانده نشده است، قضا کرد؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
۱. بله، فرشتگان تعویض میشوند. فرشتگان شب با فرشتگان روز تفاوت دارند. هنگام اذان صبح، اینها جای خود را عوض میکنند و هر روز نیز فرشتگان جدید جایگزین میشوند.
۲. بله، اگر حضور قلب کم باشد، به همان میزان پذیرش نماز کاهش مییابد، اما نماز باطل نمیشود؛ نماز صحیح است، گرچه پذیرش آن کاهش مییابد. اگر بیشتر از هشت رکعت نیز خوانده شود، اشکالی ندارد، ولی نه به نیت ورود در نماز نافله شب؛ زیرا همان هشت رکعت است.
بله، میتوانید نمازهای شب سالهای گذشته را نیز قضا کنید.
با توجه به بیرحمی یزیدیان، چه شد که ابنزیاد و یزید، حضرت زینب و دیگر اهلبیت را نکشتند و ایشان را به مدینه بازگرداندند؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
اولاً، بله، ورق برگشت؛ یعنی همان روز عاشورا، در میان سپاهیان خود یزید، دیده میشد که زنی شمشیر بهدست گرفته و علیه ایشان قیام کرده است. روز بعد، در شهر کوفه غوغایی به پا شد. در خود مجلس عبیدالله، شخصی مانند عبدالله ازدی در برابر عبیدالله میایستد و او را با تعبیراتی چون «زنازاده» یاد میکند.
این شرایط بهگونهای پیش رفت که فضای عمومی جامعه بهکل تغییر کرد و آنان دیگر جرأت انجام چنین اقدامی را نداشتند.
مطلب دیگر اینکه این کار برای آنان سودی نداشت. مخالف سیاسی ایشان امام حسین علیهالسلام بود و اهلبیت دیگر قصد مخالفت با حکومت نداشتند و مزاحمتی برای آنها ایجاد نمیکردند.
مگر نه اینکه پیامبر و اهلبیت ایشان، همگی در بهشت و عالم برزخ در کنار یکدیگر هستند؟ پس چرا در شبهای جمعه برای زیارت حرم امام حسین علیهالسلام به کربلا میآیند؟ مگر امام حسین علیهالسلام را در آن دنیا نمیبینند؟ چه لزومی دارد که به این دنیا و حرم ایشان بیایند، درحالیکه خود امام حسین علیهالسلام نزد آنان حضور دارد؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
اینکه میآیند و میروند، به معنای دنیوی آن نیست. در این عالم ناسوت، بدن مادی انسان دارای مکان است؛ مثلاً میگوییم رفت تهران یا قم یا جای دیگر. اما آن بدن، بدن برزخی است و آن وجود ملکوتی، مکانمند نیست.
آنان اشراف پیدا میکنند؛ اشراف پیدا میکنند بر محل دفن امام حسین علیهالسلام. ارواح پیامبران در آن شب توجه میکنند به محل دفن امام حسین علیهالسلام. اهلبیت علیهمالسلام نیز، و شاید خودِ آقا سیدالشهدا علیهالسلام، توجه میکنند به محل دفن ایشان.
۱. آیا جهنم همان دوزخ است؟
۲. آیا سَقَر، حُطَمه، وَیل و دَرَک از طبقات جهنم هستند؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
بله، جهنم و دوزخ یکی هستند و تفاوتی با یکدیگر ندارند.
اما سَقَر، حُطَمه، وَیل و مانند اینها از جایگاههایی در جهنم بهشمار میآیند. مثلاً سَقَر مکانی بسیار وحشتناک است، وَیل چاهی در جهنم است و به همین ترتیب ادامه دارد.
اما دَرَک یا دَرَکات، همان طبقات جهنم هستند. همانگونه که در بهشت درجات وجود دارد، در جهنم نیز دَرَکات هست که همان طبقات آن محسوب میشوند.
آیا در زیارت عاشورا به خلافت راشدین، بهویژه عمر و ابوبکر، اشارهای شده است؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
خیر، این مسئله مربوط به اصطلاح «خلفای راشدین» است که اهلسنت بهکار میبرند و معتقدند این چهار خلیفه، دارای رشد و برتری هستند و با دیگران قابل مقایسه نیستند.
اما ما هیچکس را با امیرالمؤمنین علیهالسلام قابل قیاس نمیدانیم که بخواهیم بگوییم سه خلیفه از خلفای سهگانه و نفر چهارم امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
ما هیچکس را در عالم، پس از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، که برترین مخلوق خداوند است، همتراز امیرالمؤمنین علیهالسلام نمیدانیم تا بخواهیم او را در ردیف آنان قرار دهیم.
۱. آیا در روز قیامت، همان جسمهایی که به خاک سپرده شدهاند برمیخیزند یا جسمی مشابه جسم دنیوی به آنها داده میشود؟
۲. چرا هنگام خواب، روح از بدن جدا میشود ولی انسان همچنان زنده است، اما پس از مرگ که روح جدا میشود، دیگر زنده نیستیم؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
۱. در پاسخ به پرسش نخست، دو نظر وجود دارد:
یک نظر آن است که همین بدن دنیوی، در قیامت برمیخیزد و دوباره زنده میشود.
نظر دیگر این است که بدنی مشابه همین بدن دنیوی، اما نه دقیقاً همان، به انسان داده میشود. ما نظر دوم را میپذیریم و نظر اول را قبول نداریم.
۲. پرسش دوم شما دقیق بیان نشده و روشن نیست.
۳. در مورد پرسش سوم، باید گفت که در هنگام خواب، روح بهطور کامل از بدن جدا نمیشود، بلکه ارتباط آن ضعیف میشود. مانند حالتی که ابری جلوی خورشید را بگیرد و نور آن کم شود؛ چنین حالتی برای روح در خواب رخ میدهد.
۱. برای جوانی که هیچ پیشزمینهای در فلسفه اسلامی ندارد، چه سیر مطالعاتیای پیشنهاد میشود؟
۲. درباره حافظ قرآن اوتیسمیِ برنامه «محفل» و موضوع سندرم ساوانت در علوم اعصاب شناختی، که در آن نمونههای بسیاری با تواناییهای خارقالعاده در ریاضیات، هنر و مانند آن وجود دارند، آیا شما این مورد خاص را نوعی اعجاز تأیید میکنید یا آن را پدیدهای طبیعی از منظر علم میدانید؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
۱. کتابهای آموزش فلسفه مرحوم آیتالله مصباح یزدی رحمهاللهعلیه مناسب و مفید هستند.
۲. در پاسخ به پرسش دوم، این پدیده اعجاز محسوب نمیشود؛ شاید بتوان آن را نوعی کرامت دانست. البته کرامت نیز خود جای بحث دارد. همینقدر که انجام چنین کاری بهطور عادی برای دیگران ممکن نباشد، یعنی بهصورت عادی امکانپذیر نباشد، آنگاه میتوان آن را نوعی خرق عادت و کرامت دانست.
در مورد ذکری که گفته میشود به تعداد حروف ابجد کبیر نام شخص، ذکر استغفار یا صلوات فرستاده شود، آیا اینگونه اذکار صحیح است و آیا ممکن است ایجاد گرفتاری کند؟ همچنین، آیا خواندن دیگر اذکار مانند اسمهای الهی، بهویژه برای اهدافی مانند محبت بین زن و شوهر یا شفای بیمار، به تعداد حروف ابجد نام خود، صحیح است یا ممکن است موجب مشکل شود؟
✅ بسمالله الرحمن الرحیم
اذکار و اوراد به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته نخست، اذکار و اورادی هستند که در روایات وارد شدهاند. مثلاً آمده است که ذکر «لا حول و لا قوّة الّا بالله العلی العظیم» را صد بار بگویید. در این موارد، انسان باید همان تعداد را بگوید و از دستور امام علیهالسلام اطاعت کند.
اما گاهی ذکری یا وردی وجود دارد که در روایات نیامده و انسان بهصورت ابتکاری و شخصی میخواهد آن را به کار ببرد. در چنین مواردی، لازم است حتماً زیر نظر استادی متبحر و آگاه باشد تا در تعداد و کیفیت آن افراط و تفریطی نشود. اگر ذکر کمتر از حد لازم گفته شود، ممکن است اثر مطلوب نداشته باشد، و اگر بیش از حد گفته شود، احتمال دارد آثار سوء و گرفتاریهایی بهدنبال داشته باشد.
بنابراین، بهترین راه آن است که اذکار و اورادی را که در روایات آمده است بهکار بگیرید. قرآن نیز همین شیوه را بیان میکند:
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ
یعنی هر مقدار که برایتان میسّر است از قرآن بخوانید؛ و یا ذکرهایی مانند «قل هو الله»، «لا اله الا الله» و مانند آن را بهطور نامحدود بگویید.
اما اگر قصد دارید ذکرهایی خاص را به تعداد مشخص، مانند عدد ابجد اسم خود، بهجا آورید، بهتر است این کار با راهنمایی و نظارت استاد انجام شود.