eitaa logo
اصول دین (زیر نظر استاد محمدی)
14.9هزار دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
5.5هزار ویدیو
489 فایل
پاسخ به سوالات اعتقادی توسط استاد محمدی شاهرودی آیدی ارسال سوال @pasokh_osooledin
مشاهده در ایتا
دانلود
با توجه به بی‌رحمی یزیدیان، چه شد که ابن‌زیاد و یزید، حضرت زینب و دیگر اهل‌بیت را نکشتند و ایشان را به مدینه بازگرداندند؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم اولاً، بله، ورق برگشت؛ یعنی همان روز عاشورا، در میان سپاهیان خود یزید، دیده می‌شد که زنی شمشیر به‌دست گرفته و علیه ایشان قیام کرده است. روز بعد، در شهر کوفه غوغایی به پا شد. در خود مجلس عبیدالله، شخصی مانند عبدالله ازدی در برابر عبیدالله می‌ایستد و او را با تعبیراتی چون «زنازاده» یاد می‌کند. این شرایط به‌گونه‌ای پیش رفت که فضای عمومی جامعه به‌کل تغییر کرد و آنان دیگر جرأت انجام چنین اقدامی را نداشتند. مطلب دیگر اینکه این کار برای آنان سودی نداشت. مخالف سیاسی ایشان امام حسین علیه‌السلام بود و اهل‌بیت دیگر قصد مخالفت با حکومت نداشتند و مزاحمتی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کردند.
مگر نه اینکه پیامبر و اهل‌بیت ایشان، همگی در بهشت و عالم برزخ در کنار یکدیگر هستند؟ پس چرا در شب‌های جمعه برای زیارت حرم امام حسین علیه‌السلام به کربلا می‌آیند؟ مگر امام حسین علیه‌السلام را در آن دنیا نمی‌بینند؟ چه لزومی دارد که به این دنیا و حرم ایشان بیایند، درحالی‌که خود امام حسین علیه‌السلام نزد آنان حضور دارد؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم اینکه می‌آیند و می‌روند، به معنای دنیوی آن نیست. در این عالم ناسوت، بدن مادی انسان دارای مکان است؛ مثلاً می‌گوییم رفت تهران یا قم یا جای دیگر. اما آن بدن، بدن برزخی است و آن وجود ملکوتی، مکان‌مند نیست. آنان اشراف پیدا می‌کنند؛ اشراف پیدا می‌کنند بر محل دفن امام حسین علیه‌السلام. ارواح پیامبران در آن شب توجه می‌کنند به محل دفن امام حسین علیه‌السلام. اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز، و شاید خودِ آقا سیدالشهدا علیه‌السلام، توجه می‌کنند به محل دفن ایشان.
۱. آیا جهنم همان دوزخ است؟ ۲. آیا سَقَر، حُطَمه، وَیل و دَرَک از طبقات جهنم هستند؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم بله، جهنم و دوزخ یکی هستند و تفاوتی با یکدیگر ندارند. اما سَقَر، حُطَمه، وَیل و مانند اینها از جایگاه‌هایی در جهنم به‌شمار می‌آیند. مثلاً سَقَر مکانی بسیار وحشتناک است، وَیل چاهی در جهنم است و به همین ترتیب ادامه دارد. اما دَرَک یا دَرَکات، همان طبقات جهنم هستند. همان‌گونه که در بهشت درجات وجود دارد، در جهنم نیز دَرَکات هست که همان طبقات آن محسوب می‌شوند.
آیا در زیارت عاشورا به خلافت راشدین، به‌ویژه عمر و ابوبکر، اشاره‌ای شده است؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم خیر، این مسئله مربوط به اصطلاح «خلفای راشدین» است که اهل‌سنت به‌کار می‌برند و معتقدند این چهار خلیفه، دارای رشد و برتری هستند و با دیگران قابل مقایسه نیستند. اما ما هیچ‌کس را با امیرالمؤمنین علیه‌السلام قابل قیاس نمی‌دانیم که بخواهیم بگوییم سه خلیفه از خلفای سه‌گانه و نفر چهارم امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. ما هیچ‌کس را در عالم، پس از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، که برترین مخلوق خداوند است، هم‌تراز امیرالمؤمنین علیه‌السلام نمی‌دانیم تا بخواهیم او را در ردیف آنان قرار دهیم.
۱. آیا در روز قیامت، همان جسم‌هایی که به خاک سپرده شده‌اند برمی‌خیزند یا جسمی مشابه جسم دنیوی به آن‌ها داده می‌شود؟ ۲. چرا هنگام خواب، روح از بدن جدا می‌شود ولی انسان همچنان زنده است، اما پس از مرگ که روح جدا می‌شود، دیگر زنده نیستیم؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم ۱. در پاسخ به پرسش نخست، دو نظر وجود دارد: یک نظر آن است که همین بدن دنیوی، در قیامت برمی‌خیزد و دوباره زنده می‌شود. نظر دیگر این است که بدنی مشابه همین بدن دنیوی، اما نه دقیقاً همان، به انسان داده می‌شود. ما نظر دوم را می‌پذیریم و نظر اول را قبول نداریم. ۲. پرسش دوم شما دقیق بیان نشده و روشن نیست. ۳. در مورد پرسش سوم، باید گفت که در هنگام خواب، روح به‌طور کامل از بدن جدا نمی‌شود، بلکه ارتباط آن ضعیف می‌شود. مانند حالتی که ابری جلوی خورشید را بگیرد و نور آن کم شود؛ چنین حالتی برای روح در خواب رخ می‌دهد.
۱. برای جوانی که هیچ پیش‌زمینه‌ای در فلسفه اسلامی ندارد، چه سیر مطالعاتی‌ای پیشنهاد می‌شود؟ ۲. درباره حافظ قرآن اوتیسمیِ برنامه «محفل» و موضوع سندرم ساوانت در علوم اعصاب شناختی، که در آن نمونه‌های بسیاری با توانایی‌های خارق‌العاده در ریاضیات، هنر و مانند آن وجود دارند، آیا شما این مورد خاص را نوعی اعجاز تأیید می‌کنید یا آن را پدیده‌ای طبیعی از منظر علم می‌دانید؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم ۱. کتاب‌های آموزش فلسفه مرحوم آیت‌الله مصباح یزدی رحمه‌الله‌علیه مناسب و مفید هستند. ۲. در پاسخ به پرسش دوم، این پدیده اعجاز محسوب نمی‌شود؛ شاید بتوان آن را نوعی کرامت دانست. البته کرامت نیز خود جای بحث دارد. همین‌قدر که انجام چنین کاری به‌طور عادی برای دیگران ممکن نباشد، یعنی به‌صورت عادی امکان‌پذیر نباشد، آن‌گاه می‌توان آن را نوعی خرق عادت و کرامت دانست.
در مورد ذکری که گفته می‌شود به تعداد حروف ابجد کبیر نام شخص، ذکر استغفار یا صلوات فرستاده شود، آیا این‌گونه اذکار صحیح است و آیا ممکن است ایجاد گرفتاری کند؟ هم‌چنین، آیا خواندن دیگر اذکار مانند اسم‌های الهی، به‌ویژه برای اهدافی مانند محبت بین زن و شوهر یا شفای بیمار، به تعداد حروف ابجد نام خود، صحیح است یا ممکن است موجب مشکل شود؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم اذکار و اوراد به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته نخست، اذکار و اورادی هستند که در روایات وارد شده‌اند. مثلاً آمده است که ذکر «لا حول و لا قوّة الّا بالله العلی العظیم» را صد بار بگویید. در این موارد، انسان باید همان تعداد را بگوید و از دستور امام علیه‌السلام اطاعت کند. اما گاهی ذکری یا وردی وجود دارد که در روایات نیامده و انسان به‌صورت ابتکاری و شخصی می‌خواهد آن را به کار ببرد. در چنین مواردی، لازم است حتماً زیر نظر استادی متبحر و آگاه باشد تا در تعداد و کیفیت آن افراط و تفریطی نشود. اگر ذکر کمتر از حد لازم گفته شود، ممکن است اثر مطلوب نداشته باشد، و اگر بیش از حد گفته شود، احتمال دارد آثار سوء و گرفتاری‌هایی به‌دنبال داشته باشد. بنابراین، بهترین راه آن است که اذکار و اورادی را که در روایات آمده است به‌کار بگیرید. قرآن نیز همین شیوه را بیان می‌کند: فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ یعنی هر مقدار که برایتان میسّر است از قرآن بخوانید؛ و یا ذکرهایی مانند «قل هو الله»، «لا اله الا الله» و مانند آن را به‌طور نامحدود بگویید. اما اگر قصد دارید ذکرهایی خاص را به تعداد مشخص، مانند عدد ابجد اسم خود، به‌جا آورید، بهتر است این کار با راهنمایی و نظارت استاد انجام شود.
لطفاً یک کتاب منبری جامع و پرمحتوا به بنده حقیر معرفی کنید. ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم در زمینهٔ عقاید، کتاب درس‌هایی از عقاید اسلامی ما (تألیف استاد محمدی)، امام‌شناسی و معادشناسی (تألیف علامه تهرانی) از جمله آثار ارزشمند و پرمحتوا هستند. در حوزهٔ اخلاق و تربیت نیز کتاب اصول اخلاق و مهجه‌البیضاء (تألیف فیض کاشانی) و جامع‌السعادات از منابع معتبر و مفید به‌شمار می‌روند. در زمینهٔ تاریخ نیز کتاب منتهی‌الآمال تألیف شیخ عباس قمی، کتابی مفید و قابل استفاده است.
رجعت کنندگان پس از بازگشت به دنیا چگونه زندگی می‌کنند؟ آیا حیات جدیدی دارند؟ منظور از این حیات جدید چیست؟ آیا رفتار و کردارشون تغییر می‌کند؟ آیا با همان بدن دنیوی بازمی‌گردند؟ از نظر سن، مدت زمانی که در دنیا نبودند به سن آن‌ها افزوده می‌شود یا همان سنی که هنگام مرگ داشتند زنده می‌شوند؟ لطفاً درباره شیوه زندگی قبل و بعد از رجعت توضیح مختصری بفرمایید. ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم وقتی رجعت کنندگان بازمی‌گردند، زندگی آن‌ها زندگی همان زمان طبیعی است. کسی که هزار سال پیش از دنیا رفته است، هنگام رجعت مانند همان هزار سال پیش زندگی می‌کند؛ مثلاً همانند سفر با اسب در آن زمان، زندگی طبیعی خواهد داشت. طبیعی است که زندگی آن‌ها حیات جدیدی باشد و نسبت به آن حیات، با حیات زمان امام زمان علیه‌السلام هماهنگ می‌شوند. تغییراتی در رفتار و زندگی آن‌ها پدید می‌آید. رجعت کنندگان با همان بدن دنیوی بازمی‌گردند و سن آن‌ها همان سنی است که هنگام مرگ داشتند.
امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند: «در آخرالزمان کسانی فتنه به پا می‌کنند که بدتر از فتنه دجال هستند و این‌ها اهل‌بیت را دوست دارند.» منظور از این فتنه چیست؟ این دوستان اهل‌بیت چه می‌کنند؟ چگونه می‌توانیم خود و فرزندانمان را از این گروه دور نگه داریم؟ ✅ بسم‌الله الرحمن الرحیم لازم است ابتدا حدیث را بررسی کنیم؛ سند و دلالت آن را به‌دقت بنگریم تا روشن شود آیا مراد همان چیزی است که اینجا آمده یا موضوع دیگری مدنظر است. وجود فتنه در آخرالزمان کاملاً قطعی و پذیرفته شده است، اما اینکه کسانی که اهل‌بیت را دوست دارند، چنین فتنه‌ای به پا کنند، بسیار بعید است و باید دقیق‌تر موضوع را بررسی کنیم. محبین واقعی اهل‌بیت علیه‌السلام در آن زمان به دنبال امام زمان علیه‌السلام خواهند بود و با دجال و فتنه‌هایش کاری نخواهند داشت و برای ما نیز فتنه‌ای ایجاد نمی‌کنند. اما برخی از عالم‌نماها ممکن است برای امام زمان علیه‌السلام مشکلاتی ایجاد کنند که باید نسبت به آنان هوشیار باشیم.
اگر حق‌الناس به گردن کسی داشته باشیم و از نوع شکستن قلب و آزار و اذیت باشد و در آخرت نخواهیم از اعمال خوب این شخص در اعمال خود استفاده کنیم یا گناه خود را در اعمال این شخص منظور کنیم و بخواهیم این شخص زندگی‌ای را که با آسیبی که زده است برای ما ایجاد شده، کاملاً حس کند؛ یعنی شرایط زندگی ما در قیامت برای آن شخص ایجاد شود و تمام درد و رنج را ببیند؛ یعنی درواقع زندگی ما که در دنیا داشتیم و آسیبی که آن شخص به ما زده است را خودش زندگی کند و تمام اشک‌ها و اذیت‌ها را دقیقاً به همان مقدار حس کند، آیا می‌توانیم تاوان حق‌الناس را این‌گونه بگیریم؟ ✅بسم‌الله الرحمن الرحیم در سؤال دنیا و آخرت را مانند هم تلقی کرده‌اید و خیال کرده‌اید آخرت نیز زندگی و خانه‌ای و زندگی اجتماعی است؛ ولی آخرت کلیه چیزش متفاوت است. بله، این آزار و اذیت‌ها و دل‌شکستن‌ها آنجا به شکل‌هایی مانند شکسته شدن سر یا درهم شکستن بدن یا مسلط شدن مار و عقرب بر انسان و مواردی از این قبیل مجسم می‌شود؛ نه اینکه مانند دنیا باشد؛ آنجا آخرت است و اینجا دنیا.
چرا هرچه خدا و اهل‌بیت را صدا می‌زنم، دعایم مستجاب نمی‌شود؟ چند سال است که از لاک و جیغ به سوی خدا آمده‌ام، اما آرزوی رفتن به کربلا همچنان بر دلم مانده است. اطرافیانم را می‌بینم که بی‌حجاب‌اند و در گناه غرق شده‌اند، امر به معروف را نیز قبول ندارند، اما فرزند آرام دارند و قسمتشان زیارت حرم امام حسین شده است. احساس می‌کنم امام حسین فقط امام پولدارها شده. دارم از همه‌چیز ناامید می‌شوم؛ از تمام درها رفته‌ام و تک‌تک اهل‌بیت، امام زمان و شهدا را صدا زده‌ام. مگر من حاجت غیرشرعی می‌خواهم؟ آرزو دارم فقط کربلا بروم، اما انگار امام حسین صدایم را نمی‌شنود. دارم از آن بزرگواران ناامید می‌شوم. فرزند بسیار ناآرامی هم دارم؛ در حالی‌که در دوران بارداری و پس از آن، همه نکات را رعایت کرده‌ام. خسته‌ شده‌ام. گاهی وسوسه می‌شوم که به همان زندگی گذشته برگردم، اما با شیطان مقابله می‌کنم و استغفار می‌کنم. چرا خدا و اهل‌بیت دعایم را مستجاب نمی‌کنند؟ نمی‌گویم کاملاً پاک شده‌ام، شاید لغزش‌هایی داشته باشم، اما یعنی آن‌قدر بدم که امام حسین جوابم را نمی‌دهد؟ 😭 ✅بسم‌الله الرحمن الرحیم شما نتیجهٔ دعا را فقط در اجابت همان حاجت خاص خود نبینید. در مورد زیارت امام حسین علیه‌السلام نیز، فقط رفتن به کربلا مهم نیست، نیت انسان مهم‌تر است. خیلی‌ها به زیارت می‌روند و هیچ فایده‌ای هم نمی‌برند. مگر شمر که قاتل امام حسین علیه‌السلام بود، خود او را زیارت نمی‌دید. کسانی که در کربلا حضور داشتند و امام حسین علیه‌السلام را به شهادت رساندند، همه داشتند او را می دیدند و زیارت می کردند. پس صرف رفتن، فضیلت نیست؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، پاکی قلب انسان است. حتی از راه دور هم می‌توان زیارت کرد. شما در همان‌جایی که هستید، بگویید: السلام علیک یا اباعبدالله و رحمة‌الله و برکاته من تضمین می‌کنم که شما زیارت کرده‌اید. وسوسه‌هایی که به ذهنتان می‌رسد، کار شیطان است. شیطان می‌خواهد شما را ناامید کند، اما اهل‌بیت می‌خواهند که بیشتر دعا کنید، مقامتان بالاتر برود و ثواب بیشتری ببرید. به حرف شیطان گوش ندهید.