eitaa logo
آموزش گام به گام مداحی
1.3هزار دنبال‌کننده
180 عکس
107 ویدیو
43 فایل
ارتباط با مدیر کانال لطفاً نقطه نظرات و انتقادات خود، راجع به نحوه چینش مطالب و... و حتی سؤالات خود را با ما در میان بگذارید تا در اولین فرصت رسیدگی شود.باتشکر @Shahrokh99 برای رفتن به اول کانال اینجا کلیک کنید.👇👇 https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir/4
مشاهده در ایتا
دانلود
4_431665907127812803.mp3
3.26M
شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا دوم محرم https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir 👇👇👇👇👇👇👇
‍ ‍ روضه شب دوم محرم ورود کاروان به کربلا اینجا که آمدیم غم و غصه پا گرفت دلشوره ای عجیب وجود مرا گرفت تا عقیله بنی هاشم پا شو گذاشت تو کرببلا میگن همه ی غم های عالم رو دل زینب جمع شد، الان بعد از هزار چهارصد سال هر کی میره کربلا همینجوره، نجف میری اینجوری نیست، سامرا و کاظمین میری اینجوری نیست، تا میرسی کربلا دلت پر غمه، دلشوره میاد سراغت، اول حرفی که می زنی اینه: امان از دل زینب... اینجا که آمدیم غم و غصه پا گرفت دلشوره ای عجیب وجود مرا گرفت حس غم جدایی این دشت لاله خیز بال و پرم جدا و دلم را جدا گرفت فالی زدم به مصحف پیشانی ات حسین آیات غربت تو دلم را فرا گرفت من پنجاه چند سال با تو بزرگ شدم، هیشکی مثل من تو رو نمی شناسه حسین، من هم برات خواهری کردم، هم برات مادری کردم، من از چهار سالگی همه کاری برا تو کردم، عین پروانه دورت گشتم، حسین من با تو بزرگ شدم، حسین جان نگاه تو صورتت می کنم می فهمم چه خبره، مدینه داشتیم می اومدیم، یه جوری با مادرم وداع کردی فهمیدم سفر آخره، یه جوری به بچه هات داری نگاه می کنی، یه جوری به قد بالای اکبرت داری نگاه می کنی، دارم می ترسم از این سرزمین.... تنها دلیل بودن من سایه سرم زینب فقط به عشق برادر بقا گرفت حتی مدینه این همه زجرم نداده بود یک نیم روز جان مرا کربلا گرفت وای از دل رباب که بیند به جای آب تیر سه پر به حنجر شش ماهه جاگرفت تا وقت هست حلقه ی انگشتری درآر از ترس ساربان دل زینب عزا گرفت ابی عبدالله تو راه دست رو سر دختر مسلم کشید، کربلا هم تکرار شد روز عاشور می خواست بره، سکینه نشست بغل باباش، ابی عبدالله دست کشید روی سرش، وقتی پدر دست می کشه رو سر، اگه پدر انگشتر داشته باشه، دختر حس میکنه بابا انگشتر داره، وقتی دست رو سرش کشید انگشتر داشت، اما وقتی رفت تو گودال بهش گفتن: این بابات حسینه، نگاه کرد دید سر بردن، پیراهن بردن، انگشت با انگشتر بردن، حسین.... https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_5787531412760430014.mp3
1.15M
ورود به کربلا محمود کریمی https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir 👇👇👇👇👇👇
‍ ‍ ‍ ‍ 🏴‌روضه جانسوز_ورود کاروان اباعبدالله علیه السلام به کربلا_شب دوم محرم دست رو شونه ی عباس و علی اکبر،هی میومد پایین..." لحظه به لحظه میومد پایین،دور و برش رو نگاه میکرد،حس خوب و زیباییه برا حضرت زینب...مادرم کجاست نوه هاشو ببینه؟قربون صدقه همشون میرفت ..." تازه رو زمین قرار میگرفت عصمت الله کوچیکا میومدن،عبدالله ابن حسن میومد... جوون ترا،کوچیکترا میومدن دست رو سینه،درسته عمه جانشونه،خیلی باهاش مانوسن،خانوم خیلی باهاشون راحت و مهربونه اما زینبه..." هیچ کس اندازه بچه های علی عمشونو نمیشناسن..." با بفرما بفرما؛همه ی عالم به دربار حسین داره نگاه میکنه،فرشته ها صف کشیدن برا پیاده شدن زینب،وقتی پیاده شدن،آروم آروم هم میومدن،بچه ها رو میگرفتن، شیرخواره رو میگرفتن،محملا رو مینشوندن،آروم آروم..." اینه که دارم میگم حضرت زینب سلام الله علیها از محمل پیاده شدند،محمل رو باید اول تصور بکنی،شتر رو اول مینشوننا" این ارتفاع نشسته ی شتر خانوم پیاده شد اینطوری با سلام و صلوات نه از اون بالا..." دیگه ببین بچه میخواد پایین بغلش میکنند..." اون ناقه ی ایستاده مال بعد یازدهمه" خیمه ها علم شد،خیمه ی اصحاب معلوم شد،همه با فاصله،یعنی تو بیابان هم اندرونی و بیرونی،خیمه ها رو زون،سر حسین و زینب یه مقداری خلوت شد،بعضیا نوشتند هفتاد شتر فقط اثاث و لباساشون بوده،اصلا قرار بوده برن کوفه زندگی کنند" اثاث کشی بود،کار داشت پیاده کردن هفتاد شتر،بعضی نوشتند صدو پنجاه شتر،کار داشت،ولی این همه بارها رو دو دقیقه بردند...... سفارشای لازم شد،زینب و ابی عبدالله فاصله سنیشون زیاد نیست ولی یه جورایی خانوم حضرت زینب نسبت به ابی عبدالله مادرانه رفتار میکرد،حسینم مادرانه بهش نگاه میکرد،درسته حسین امام زینبه ولی یه جوری به زینب نگاه میکرد همه انگار دارن به فاطمه نگاه میکنند ...تو گیرو دار داخل خیمه و زن ها ابی عبدالله فرمود: زینب جان یه چند لحظه تشریف بیارید خانوم آمد جانم حسین،به قول خودمون بریم قدم بزنیم،حالا من نمیگم چی فرمودند" شروع کرده مقدمات موضوع رو داره میگه؛یه جایی رسیدند نمیدونم مقام شهادت علی اکبر،چند جمله ای ردو بدل شد،دیدند ابی عبدالله اشاره کرد به زمین،خانوم حضرت زینب شروع کرد به گریه کردن،همه هم دارن نگاه میکنند،کسی هم جرات نمیکنه بره جلو،خصوصیه" خواهر و برادر دارن صحبت میکنند؛زیر بغلشو گرفت، با نوازش رفتند،مسیر عوض شد، شاید داره میگه بچه ای که شیر نخورده دارم میارم آب بهش بدم،خانوم زینب نشست،ابی عبدالله بلندش کرد دارن میان طرف علقمه،اشاره کرد به نخلستان ها،برگشت یه نگاهی از دور به عباس کرد،دونه دونه رو داره شرح میده،جلوتر رفتند رسیدند به گودال،دیگه شروع کرد به حرف زدن؛دیگه زینب نشست،دیگه حسین نشست،چی دارن میگن؟* آن قدر چکمه به پهلوش زدن نامردان نیزه و تیر به بازوش زدن نامردان با عصا بر لب و ابروش زدن نامردان پنجه در طره ی گیسوش زدن نامردان خواهرش رو به مدینه شد و فریاد کشید مادرش از نفس افتاد سپس داد کشید هر چه که دور و برش بود به غارت بردند شال سبزی کمرش بود به غارت بردند آه! عمامه سرش بود به غارت بردند... حسین ...... ورودکاروان به کربلا https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
71390_13991222151436_1184495.mp3
1.18M
زینب بورا نینوادی/صحرای غم و بلادی بوردا توکولر قانیمیز/باجی بورا کربلادی خوش گلموسن کرب و بلایه زینب دوشر سن مین بلایه دچار اولارسان ابتلایه باجی بویر کرب و بلادی بوردا باجی چوخ دشمنلر/ظلمیله جفا ایله لّر دنیادن اوتور اشقیا/ا... بولوری نیله لّر اکبریمی شهید ایده لّر زینب وجودون دوغریلّر گولوب شمادت ایلیه لّر عرشه اوجادار فریادی/قارداشیم حسن اولادی اشکیم یوزومه آخماقی/فکر ایتمه باجی بی جادی قاسم دوشر بیر آیری درده دوشنده صحنه ی نبرده ایاقلانار وجودی یرده داغلاندی بو قلب زاریم/قانه باتاجاق انصاریم آرخام ائلیم الدن گیدر/اوندا کی گیدر سرداریم عبّاسیمی اوردا یخاللار زینب گوزونه اوخ ووراللار بو قلب زاریمی سیخاللار غملر دیلیمی داغلالّار/عرش،اهلی بیزه آغلالّار بیرگون بو بلا دشتینده/سو یوللارینی باغلا لّار عطش سسی گلر قولاقه چتیندی تشنه لیق اوشاقه ویرمزله سو بوردا قوناقه باجی بو گروه کافِر/اوز ظلمون ایده لر ظاهر بعضی گتیریبدور شمشیر/بعضی ایلیوب داش حاضر مهمانی خوش یوخلالّا زینب غم غصه می چوخلالّا زینب ششماهه می اوخلالّا زینب سندن باجی آیریلاندا/صبر ایله غم هجراندا چوخ حالیوی سنده پوزما/یالقیز قالارام میداندا جسمیم قالار توپراقلار اوسته سینم اولار زینب شکسته یالوارما سن او شمر پَسته گلمه باجی چوخ فریاده/بو قانه باتان صحراده ال غارته آچسا دشمن/زینب اوزون اول آماده خرگاهه اوت وورالّا زینب بالالاری سویالّا زینب چولدن چوله قووالّا زینب ورود به محرم سبک؛ ای قافله سالار من مداح؛ ناشناس https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
شب دوم محرم ورودبکربلا-زبانحال امام حسین من کلام منزوی اردبیلی بورا نینوادی زینب، بومکان نواسیز اوْلماز آدی کربلا اوْلان یر، بولورم بلاسیز اوْلماز بوزمین پاکه قانیم وئره‌ر آیری بیر اثرلر سوْرا قانلی تُربَتیمده‌ن گل آرزو در‌للر اؤپوب ال به ال جهاندا، اوْنی تُحفه گؤندرللر اوْلا هر مریضه قسمت، مرضی شفاسیز اوْلماز من اؤزوم خلیل عشقم، بورادور منای عشقیم اوْ فرات زَمزَمیمدیر، بومکان صفای عشقیم بوگل اوزلی اکبر اوْغلوم، اوْلاجاق فدای عشقیم کی خلیل اوْلان مناسیز، بومنا فداسیز اوْلماز بومکاندا سن قوْناقسان، منیم اصلی مسکنیمدیر بولور‌م ندور حدودی، هارا عین مدفنیمدیر باخ اوْ تلّ سند‌ن اؤتری، بوچوخور مکان منیمدیر هارا سالک طریقت، گیده رهنماسیز اوْلماز اوْ فراتی کی گؤرورسن، بیزه گؤرسه‌دیر سیاهه منی سسلییور یتیرسوْن، سؤزونی بوبی‌پناهه کی گلین بیرآزسویومدان، آپارون اوخیمه‌گاهه دوْلانار مباح اوْلان سو، ستم وْجفاسیز اوْلماز اوجالوب سسی فراتین، ولی چوخلی باکنایه سویونی تعارف ایستیر، ائده سود امربالایه کی گل ایچ نقدر ایچیرسن، سوْرا ائیلمه گلایه قدغن اوْلاندا گلسن، بوْغازون یاراسیز اوْلماز باجی من کی شش جهات وْدوجهانه پادشاهم گر‌ک آلتی گوشه بیر قبر، ائده‌لر منه فراهم اوره‌گیم چوْخ ایستیر اوْردا یاتاق اکبریله باهم ائله بیرمزاریم اوْلسا، بئله مه لقاسیز اوْلماز باجی مند‌ن اؤتری شمره سن اوجاتما دست حاجت منی خنجرآلتدا گؤرسوْن، اوْنا ائیله‌مه سماجت دم خنجره ال آتما، الون ائیلمه جراحت ائله نطفه‌ی زنانین الی چون خطاسیز اوْلماز شعراز: مرحوم رحیم منزوی اردبیلی https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir 👇👇👇👇👇👇
بورا نینوادی زینب.mp3
3.46M
سبک شماره 1☝️☝️☝️☝️ سبک:عزیز بهتر از جون صورتتو نپوشون https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
12_7_Hossein_einyfard(Shabe_ِDowom_Moharam)_(www.rasekhoon.net).mp3
10.47M
دوم برای شعر بالا☝️☝️ کربلایی حسین عینی فرد- شب دوم محرم-(شور و روضه) یاحسین غریب مادر https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
و توسل ویژه ورود کاروان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده شب دوم محرم ۹۸ السلام علیک یا مظلوم ، یا غریب ، یا وحید ‌، یا اباعبدالله .. اگر که عمر زیادم دهد خدایِ حسین هزار سال بسوزم فقط برایِ حسین حسینی ام! به دو عالم چه کار دارم من! گذشته ام ز دو عالم به اتکایِ حسین حسین روح‌ نماز است و پنج‌ نوبت را … سر نماز می افتم به دست و پای حسین براش سینه زدم سینه ام حسینیه شد نوشته روی دلم مجلس عزایِ حسین همیشه مادر دلخسته ام به من‌ می گفت مباد خرده بگیری به روضه های حسین رفیق! کرببلا دعوتی ست! پولی نیست برات کرببلا چیست؟ یک دعای حسین نیابتاً ز حسن کربلا برو امسال ببر سلام حسن را به کربلای حسین هنوز فاطمه در عرش روضه می خواند تنور خانه ی خولی نبود جایِ حسین دیده‌ام بر نینوا افتاد ، دلواپس شدم بارها از ناقه تا افتاد ، دلواپس شدم نام این صحرا حسین با قلب زینب آشنا‌ست بر لبانت کربلا افتاد دلواپس شدم خاکِ سرخ این بیابان بویِ کوچه می‌دهد گوئیا مادر زِ پا افتاد دلواپس شدم من کنارِ تو نباشم زود می‌میرم حسین تا عمودِ خیمه جا افتاد ، دلواپس شدم این دلم از کودکی بر گیسویت حساس بود باد در موی شما افتاد دلواپس شدم *"عصر روز دهم نانجیب اومد موهای حسینُ کشید ..." یادش بخیر موی تو را شانه میزدم افتاده دستِ شمر چرا خاطرات من * حنجر تو معجرِ من ، هر دو پاره می‌شود؟ حرفِ بین ما دو تا افتاد دلواپس شدم حنجرت را بازیِ دستان این و آن نکن چشم من بر نیزه‌ها افتاد ، دلواپس شدم حرمله زانو زده ، ای وای بیچاره رباب صحبت شش ماهه تا افتاد دلواپس شدم دردِ گوشِ پاره کمتر از شکافِ نیزه نیست دیده‌ام بر بچه‌ها افتاد ، دلواپس شدم *مثل فردایی کاروان رسید کربلا .. تا رسیدن ابی عبدالله سوال کرد به من بگو پیر مرد نام این وادی چیه؟ گفت آقاجان قاضریه ، نینوا .. همه اسم هارو برد حضرت فرمود نام دیگه ای هم داره این سرزمین؟! عرضه داشت آقا یه زمینی اینجا هست از خیلی قدیما بهش میگن کربلا ... ای حسین ... خوش اومدی حسین .. حسین جان آقا مواظب رقیه ات باش .. حسین جان قربون زن و بچه ات برم ‌.. پناه میبرم از نفس خود به سوی حسین .. https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir