4_6039422079210620091.mp3
5.02M
#روضه و _ورود کاروان اسرا به کوفه و ماجرایِ اُم حَبیبه
#بانوای حاج امیر کرمانشاهی
#فارسی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
👇👇👇👇👇👇👇👇
اين است نوايِ دِلِ من در همه حالآت
از روزِ ازل تا بِ دم صبحِ مکافات
نقش است به لوحِ دلِ من با قلم عشق
این جاست حسینیۀ تو عمۀ سادات ...
خوبانِ روزگار مسلمانِ زینبند
دیوانۀ حسینُ پریشانِ زینبند
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
حتماً کنیز و پیرغلامانِ زینبند
در جنت الحسین تمام حسینیان
هستند غرق ناز که مهمان زینبند
مرغان خوش صدای بهشتی تمامشان
بیچاره طنین حسین جان زینبند ....
کعبه رقیب حُرمت زینب نمی شود
عالم حریف هیبت زینب نمی شود
این ها که گفته اند ز عیسی مسیح ها
یک قطره از کرامت زینب نمی شود
هر جا که حرف اوست همان جاست کربلا
در هر مکان که صحبت زینب نمی شود ...
باید به سوی عرش خدایش سفر کند
روی زمین رعایت زینب نمی شود
تنها به احترام حسینش اسیر شد
هر عاشقی که حضرت زینب نمی شود
زینب اگر نبود محرّم نداشتیم
هیئت نبود ، این همه آدم نداشتیم
وقتی غرور حیدری اش جلوه گر شود
هر کس که هست مرد خطر بی جگر شود
تنها پیمبری ست که باید چهل مسیر
با شمر ها و حرمله ها همسفر شود ...
بین حرامیان سپرِ هر اسیر شد
اما کسی نبود برایش سپَر شود
با دست های بسته نمی شد به سر زند
سر را شکست تا کمی آرام تر شود
*عرضِ روضه ام : گفت نذر کردم یه بار دیگه معلمِ قرآنم زینبُ ببینم ... هر فقیر و اسیری وارد شهر میشه نان و خرما صدقه بدم ....
خبر آوردن اُمِ حبیبه یه کاروان اسیر وارد شهر شده ... (گفت نون و خرما ببرید) بردن و برگشتن گفتن اُم حبیبه از ما قبول نکردن ... ( گفت چطور مگه ؟) گفت آخه فرمودن صدقه بر ما حرامِ ... گفت یا للعحب مگه کی واردِ شهر شده ؟؟
میگن خودش چادر به کمر بست گفت برم ببینم کی اومده ... اومد دید یه عده رو سوارِ شتر هایِ بی جهاز کردن ... سوال کرد بزرگِ این کاروان کیه؟
سیدا،با دست عمه تون رو نشون دادن .... اومد جلو گفت چرا نون و خرمایِ منو قبول نکردید؟ با اون هیبتِ حیدری فرمود صدقه به ما حرامِ ....
گفت تا جایی که من میدونم و یادمه صدقه فقط به بچه هایِ پیغمبر حرامه ؟؟؟...
فرمود اُمِ حبیبه برا چی نذر کرده بودی ؟ عرض کرد خانم یه بار دیگه معلم قرآنم زینب رو ببینم ...
فرمود ام حبیبه نذرت قبول .... من زینبم ....
نوکرا ... میگن ام حبیبه یکی دو قدم فاصله گرفت ، خانم مگه چند وقته ندیدمت ...چرا انقد شکسته شدی ... چرا قدت خمیده ....؟؟ اصلاً باور نمیشه شما زینب باشی ... اگه شما زینبی ، زینب همیشه یه نشونه داشت ... همه جا سایه به سایۀ حسینش بود ... به من بگو اگه زینبی پس کجاست حسینت ...
فرمود ام حبیبه .... اون سری که بالایِ نیزه داره قرآن میخونه .....*
حسین ....
#روضه و _ورود کاروان اسرا به کوفه و ماجرایِ اُم حَبیبه
#بانوای حاج امیر کرمانشاهی
#فارسی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_6039422079210620089.mp3
2.54M
ایوای باشی دالدان کسیلن قارداشم ایوای
ایوای یوزی اوسته یخلان قارداشیم ایوای
ایوای بالاسی اوخلانان عطشان قوجاقندا
ایوای قالان عریان بدنی گون قاباقندا
ایوای داغلان پیکری آتلار ایاقندا
(آتلارون نعلین عوض اله دیلر دیدی حسین دوزدی ننم ام المصائب آدلانوب اما منیم مصیبتیم اولاردان باش گلدی کربلاده)
اگر باشی ننمین کوچه ده بلالره دوشدی
یوزونه سیلی دیوب گوشواره سی یره دوشدی
ننمین هاردا گوزی شمر الینده خنجره دوشدی؟
گر جوان ئولدی ننم مقتل بلاسین گورمدی
بیز باجی قارداشین هجران ماجراسین گورمدی
زینبون شامین حسینون کربلاسین گورمدی
یاخجی کی زهرا سینونده اوخ یاراسین گورمدی
آهسته الین سالدی یردن اوجالاندردی
تا آرخاسی اوسته اول نعشی دولاندردی
بیردن دیدی وای قارداش عالملری یاندردی
بواوخ ورانون الری دوشسون بیلگینن
بواوخ باجوون کاش دییدی اورگینن
هانسی اورگین قانی چخبدور کورگینن
#روضه قتلگاه
#بانوای مرحوم حاج محمد باقر منصوری
#ترکی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
Mohamad Hossein Shafiee - Ame In Kie (128).mp3
4.04M
عمه این کیه؛ رو نیزه قرآن میخونه؟
چشم و ابروهاش، شبیه بابای منه ●
ای پدر بگو با دخترت؛ کی بریده ای بابا سرت؟
عمه ام میگه؛ بابات رفته پیشِ خدا ●
رفته بابا… ولی بگو بی من، چرا؟ ●
ای پدر به قربانِ چشات؛ میروی دلم تنگه برات… ●
ای پدر بگو… بگو، دلم تنگه چرا؟ ●
روی صورتت؛ نشانیِ سنگه چرا؟ ●
ای پدر مگر قهری باهام؛ که دیگه نمی خندی برام؟ ●
یا مولا حسین؛ بگو دلم تنگه چرا؟ ●
روی صورتت، نشانیه سنگه چرا؟ ●
ای پدر مگر قهری باهام؛ که دیگه نمی خندی برام؟ ●
میگن کربلا عرشِ خدا رو زمینه؛ آرزوی ما دیدنِ اون سرزمینه ●
آقا جون؛ دلم تنگ اومده ●
شیشه دلم آقا جون، زیرِ سنگ اومده ●
#نوحه زیبای(عمه این کیه؟😔😔)
#با صدای: محمد حسین شفیعی
#فارسی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_5979083814540935366.mp3
44.16M
#دیر راهب
مرحوم استاد حاج سلیم موذن زاده
#ترکی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
جوانمرد.mp3
22.82M
#روضه منبر؛حجت الاسلام جوانمردو روضه مداح پامنبری ایشان آقای پسندیده
#روضه دفن شهدای کربلا
#ترکی
#ترکی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_430161543292785937
11.43M
زمونهی پریدنه، تا عرش بی کرونه تا خود خدا
نفس نفس، طپش طپش، هروله کن تو سعی مروه تا صفا
قدم قدم، ستون ستون، حسین حسین بگو تو جادهی نجف تا کربلا
یاد تموم رفقا، یاد همه هیئتیا، گریه کنا سینه زنا، یاد امام و شهدا
حسین حسین بگو تو جاده نجف تا کربلا
(حسینحسین)(حسینحسین)(حسینحسین)
موکب به موکب، میرسیم از راه
لک لبیک اباعبدالله
پای پیاده، هر قدم روضه اس
تو جاده صوته طفل سه ساله اس
بس که دویدم عقب قافله؛ ای پدر ای پدر
پای من از ره شده پر آبله؛ ای پدر ای پدر
* * * *
وقت جهاد و هجرته، رسیده دیگه فصل فتح خون ما
هنوز صدایی آشنا، داره ندا میده «فلیرحل معنا» (1)
قدم قدم، ستون ستون، حسین حسین بگو که دروازهی قدسه کربلا
کوری چشم دشمنا، برای مرگ آمریکا، یهودیا سعودیا، یاد امام و شهدا
حسین حسین بگو که دروازهی قدسه کربلا
(حسینحسین)(حسینحسین)(حسینحسین)
سنگر به سنگر، می رسیم از راه
لک لبیک بقیه الله
مدافعان حرم یاسیم
که روضه خوان داغ عباسیم
قد حسین بن علی تا شده؛ واویلا واویلا
پای عدو به به خیمه ها وا شده؛ واویلا واویلا
🏴 #سینه زنی جدید از حاج میثم مطیعی
🏴 #موکب به موکب میرسیم "
سال 1395
#فارسی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_6041995700923795082.mp3
8.78M
⚫️ #روضه احوالات_کوفه
🎤کربلایی سیدهادی پورعلی
#سیزدهمحرم|۲۲شهریور۹۸
#اولینجمعهسیدالشهدا(ع)
اصغریه اعظم تبریز
#ترکی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
4_6048670153116222916.mp3
930.4K
#قران
#صوت قران بانوای مرحوم زنده یاد
#حاج محمد باقرمنصوری اردبیلی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
Rozeh2.Shab 13.Beytozahra97 .mp3
11.39M
السَّلامُ علیکِ یا رقیه بنت الحسین علیهما السلام
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
#روضه جانسوز اسارت و منازل
#شب های دهه دوم و سوم محرم
#استاد_میرزا_محمدی
#فارسی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
8.59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوی مقتل دُخت زهرا می یامد با شور و غوغا
جانی خسته جسمی عریان افتاده بر خاک صحرا
برادرم برخیز وقت سفر آمد
وقت جدایی و سوز جگر آمد
سر تو بر نیزه بدن به روی خاک جن و ملک از قبل کند گریبان چاک
سفینه ی عشق و چراغ بیداری نشسته داغ تو به سینه ی غمدار
برادرم تو رفتی و دلم شکستی
چه عاشقانه از بلا و غصه رستی
ز جان خیز و خوش ببین خدای عزت و کرم
نیامده زعلقمه هنوز هم برادرم
از غم تو کمرم خم شده
طاقت من چه کنم شده
سخن بگو با من برادر زینب بخواب آسوده تاج سر زینب
فتاده ای در خود به پیکر صدشان بریده حجرت تا بال و پر زینب
تو نور آسمونی و امید افلاک
که جسم قلت خون تو فتاده بر خاک
تو غیرت شهامتی صلابت دل بشر
به راه عزت و شرف نهاده ای به نیزه سر
می روم ای شه لب تشنگان
همسفرم غضب از ساروان
#مداحی زیبای نوجوان یزدی
#اجرای مجتبی مهدی پور
#ارسالی یکی از اعضای محترم کانال
#فارسی
https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir