eitaa logo
آموزش گام به گام مداحی
1.3هزار دنبال‌کننده
180 عکس
107 ویدیو
43 فایل
ارتباط با مدیر کانال لطفاً نقطه نظرات و انتقادات خود، راجع به نحوه چینش مطالب و... و حتی سؤالات خود را با ما در میان بگذارید تا در اولین فرصت رسیدگی شود.باتشکر @Shahrokh99 برای رفتن به اول کانال اینجا کلیک کنید.👇👇 https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir/4
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5882076480602637886.mp3
2.63M
چشمـاشـو بستـه بـود نبـی تـو نفســای آخرش آروم آروم گــریـه مـی کـرد بی بی کنار بسترش به یـاد اون روزهایی که آتیش می ریختند رو سرش با اشـک مـرهـم مـی گـذاشت به زخمهای پیکرش خاطـره هـا زنـده مـی شـد پیـش نگـاه فـاطمــه قلــب علـی رو مــی سوزونـد شعله ی آه فاطمه یــه لحظـه اومــد تـو اتـاق حسین آیینه ی رسول غنچـه ی بــاغ فـاطمـه افتـاد رو سینـه ی رسـول نیلـوفـر بـــاغ ولا بــه دور گـل پیچیــده بــود حسیــن بــه روی سینــه ی پاک نبی خوابیده بود صـورت گـذاشت رو سینه ی پاک نبی و بر نداشت خواستـن اونـو جــدا کنــن اما پیمبــر نـگذاشت فاطمـه راحتــش بـذار ، بـذار رو سینـه ام بمـونه اگـر چـه سختــه احتضار ، بـذار رو سینه ام بمونه وقتـی حسیـن رو سینمـه از نفسش جـون می گیرم وقتـی حسیـن رو سینمـه آروم و راحــت می میرم دارم مـی بینـم کـه حسیـن غـرقه به خون رو زمینه یـه از خـدا بـی خبری می آد رو سینه اش می شینه از تـو حیـا نمـی کنـه مـی بُــره از قفــا ســرش می بینـی اونجـا چه جوری از تن می شه جدا سرش ‍ #سینه زنی رحلت پیامبر #با نوای حاج مهدی سلحشور #فارسی https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
مداحی آنلاین -- ای بیزیم مملکتین شاهی رضا - مهدی رسولی.mp3
3.63M
ای بیزیم مملکتین شاهی رضا آسمان شرفین ماهی رضا #شهادت_امام_رضا (ع) #مهدی_رسولی #واحد #ترکی https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir
متن روضه امام رضا علیه السلام👇
بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن و یا رحیم 🔸ای غریبی که ز جد و پدر خویش جدایی ای امام‌ رضا آقا جانم... 🔸خفته در خاک خراسان تو غریب الغربایی قربون غریبیت برم‌ امام رضا... 🔸اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند 🔸جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی شب شهادت امام رضاست... آی اونایی که آرزوی حرم با صفاش رو دارید اما چند ساله نرفتید... ( بعد منزل نبود در سفر روحانی) امشب کبوتر دلتون رو با من همراه کنید... بریم کنار پنجره فولاد امام رضا... 🔸جان به قربان تو شاها که تو حج فقرایی فرمود اباصلت من میرم مجلس مامون... ساعتی بعد برمیگردم اگه دیدی عبا رو سرم کشیدم دیگه با من حرف نزن... بدان کارم تمامه... یا صاحب الزمان... اباصلت میگه دیدم امام رضا از مجلس مامون بیرون اومدن... عبا روی سر کشیدن... حالشون منقلبه... هی روی زمین میشینه... هی بلند میشه... وارد حجره شد... صدا زد اباصلت... درها رو ببند... میخام تنها باشم... یه گوشه ای داخل حجره... این فرش ها رو کنار زد... روی زمین نشست... مثل مار گزیده ای از شدت درد به خودش میپیچه و‌ناله میزنه... خدایا یدفعه دید یه جوانی اومده... یه گوشه ای ایستاده... اباصلت میگه اومدم نزدیکتر... عرضه داشتم... من تمام درها رو بسته بودم شما از کجا وارد شدید... فرمود اباصلت... اون خدایی که منو از مدینه تا طوس آورده... از در های بسته هم عبور میده... میگه دیدم تا این‌ آقازاده وارد حجره امام رضا شد... حضرت خوشحال شدند... از جاشون بلند شدند ... هی صدا میزدند... پسرم خوش آمدی بابا... جوانم جواد... خوش آمدی بابا... فهمیدم میوه‌ی دل امام رضا... آقام جوادالائمه است... سر بابا رو در آغوش گرفت... دارن با هم نجوا میکنن ... عجب لحظات سختیه... امام رضا داره وصیت میکنه... اما طولی نکشید... یه دفعه دیدن حضرت آرام آرام چشمانشون رو از این دنیا بستند... صدای اقا جوادالائمه به ناله بلند شد... اما خود امام رضا فرمودند... یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ همه روضه ها به کربلا ختم میشه... اگر اینجا پسر سر بابا رو در آغوش گرفت... کربلا قضیه برعکس بود... ابی عبدالله سر پسر رو در آغوش گرفت... آماده ای بگم یا نه... 🔸سپه کوفه و شام استاده 🔸به تماشای شه و شهزاده 🔸شه به روی پسرش افتاده 🔸همه گفتن حسین جان داده اومد کنار جوانش نشست... سر علی اکبرش رو به دامن گرفت... دلش طاقت نیاورد... سر جوانش رو به سینه چسباند... دید دلش طاقت نمیاره... لحظات آخره... خدایا... ابی عبدالله چکار کنه... علی اکبرش داره جلو چشماش جان میده...😭 یدفعه دیدند حسین صورت به صورت علی چسباند... هی صدا میزنه... عَلَى الدُّنْیا بَعْدَکَ الْعَفا علی جان... بابا... اُف بر این دنیا بعد از تو علی... تسلای دل ابی عبدالله... ناله بزن یاحسین... الا لعنت الله علی القوم الظالمین
گریز دوم👇
گریز دوم: عرضه بداریم آقا جان... یا امام رضا... شما رو مظلومانه به شهادت رسوندند... اما لحظات آخر دیگه شما تنها نبودید... وقتی چشمان مبارک رو باز کردید... سر شما روی دامن آقا جوادالائمه بود... اما دلها بسوزه برا اون آقایی که... داخل گودال قتلگاه... با لب تشنه... سر از تنش جدا کردند... امام سجاد هر کاری کرد نتونست بیاد کنار بابا... بمیرم... داخل خیمه... از شدت بیماری با صورت به زمین افتاده بود... لحظات آخر نتونست بیاد کنار بابا... اما... یک جایی دیگه اومد... کجا... اون لحظه ای که بنی اسد میخواستند بدنها رو دفن کنند اما متحیر مانده بودند... اومد صدا زد... بنی اسد.. من این بدنها رو خوب میشناسم... 🔸بنی اسد بیایید 🔸کفن با خود بیارید 🔸مگر خبر ندارید 🔸حسین کفن ندارد با دستان مبارک بدن بابا رو داخل قبر گذاشت... حالا میخواد با پدر وداع کنه... لبها رو گذاشت روی رگهای بریده حسین... 🔸اگر کشتند چرا خاکت نکردند 🔸کفن بر جسم صد چاک نکردند
گریز سوم👇
گریز سوم👇 آقای خوبم... جان عالم به فدای مظلومیت شما... در عالم غربت به‌ شهادت رسیدید... اما وقتی شیعیان خبردار شدن... کفن قیمتی آوردند... برای تشییع جنازه همه آمده بودند... بدن شما رو با عزت و احترام تشییع کردند... با چه عظمتی بدن مبارک دفن شد... اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله... دلها بسوزه... برا اون آقایی که بدنش سه روز روی زمین کربلا... بدون غسل و کفن... ای خدا... کاش به همین اکتفا میکردند... صدا زدند اسبهاتون رو نعل تازه بزنید... ده نفر اونقدر با اسب روی بدن عزیز زهرا اسب دواندند... جلو چشمان بچه های حسین... جلو چشمان خانم زینب کبری... تمام استخوان ها شکست... 🔸به کربلا کفن مگر بغیر بوریا نبود 🔸مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود 🔸مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند 🔸مگر که پاره پیروهن به پیکرش روا نبود 🔸سرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلا 🔸کفن برای او بجز شکسته نیزه ها نبود الا لعنت الله علی القوم الظالمين
و دعا_‌شهادت امام رضا علیه السلام_ ایام زیارت مخصوص_حاج حسن خلج *السلام علیک یا مولای یا اباالحسن یا علی ابن موسی الرضا* حس و خیال شعر مرا بیشتر کنید امشب تمام قافیه ها را خبر کنید حسی عجیب در بدنم شعله می کشد آتش دوباره در سخنم شعله می کشد توصیف عشق و شرح فضایل کجا و من شاعر شدم فرزدق و دعبل کجا و من دستم بگیر، دستم بگیر،قافیه سازی کن ای غریب با ما کمی ،با ما کمی غریب نوازی کن ای غریب *ایام زیارتی مخصوص امام رضاست؛خیلا الان حرمش دارن ناله می زنن... یه جوری با امام رضا امشب خلوت کن بگو آقا :* دستم بگیر،دستم بگیر،قافیه سازی کن ای غریب با ما کمی،با ما کمی غریب نوازی کن ای غریب 🌾🍂🌾🍂🌾🍂 @rozeh14 غریب الغربا ... ببین غربا اومدن ،غریب اومدیم ،غیر تو کسی رو نداریم آقاجانم ... بسیار درست فرمودن میخوایم دو ماه دربه در پرچما باشیم ،دو ماه میخوایم در به در این سیاهیا باشیم ... حالا بگو یه حال خوشی به ما بده، یه کم به ما اشک بده ... عجب دربه دری خوبی ... ما رو به سر وسامون رسوند ... کجا بریم بهتر از این در خونه ... کجا بریم غیر این در خونه بگیم حسین .... امام رضا جانم ... آقا جانم ... دستم بگیر دستم بگیر،قافیه سازی کن ای غریب با ما کمی با ما کمی غریب نوازی کن ای غریب پای مرا به دام حریمت کشیده ای ما را میان این همه آهو خریده ای ... *یا ضامن آهو ...* دست مرا بگیر امام غریب ها تنها تویی امید تمام غریب ها *با گریه حرف میزنم،بغض گلومو گرفته هق هق می کنم،میدونم با شما نباید اینطور حرف بزنم ...،درست نموتونم کلمات و بیان کنم ...* با گریه ... آقا ... حرف میزنم ... اما ... مرا ببخش ... آقا تو را به حضرت زهرا ... مرا ببخش ... 🌾🍂🌾🍂🌾🍂 https://eitaa.com/osoolemaddahi_ir 🏴🏴🏴🏴🏴🏴
تصاویری که مشاهد می کنید به صورت کاملا اتفاقی توسط یکی از زایران پیاده اربیعین ضبط گردید است 🔴موقعیت: حدفاصل نجف به کربلا موکب امام رضا علیه السلام 🔴زمان: ،پیاده روی اربعین سال ۹۴ 🔴موضوع: زیارت امام رضا علیه السلام از راه دور 🔴راوی: حجت الاسلام سلمه ای ◼️مهندسین آستان قدس رضوی عینکی رو طراحی کردن که وقتی طرف به چشمش میزنه خودشو در داخل روضه منوره می بینه که با حرکت عینک به سمت چپ و راست احساس می کنه واقعا در آن مکان داره حرکت می کنه . تصاویر سه بعدی این عینک به شکلی طراحی شده که شخص از اطراف خود غافل و کاملا محو فضای ملکوتی حرم میشه ⬜️دو روز قبل از اربعین جلوی موکب امام رضا علیه السلام این عینک رو به زایرای امام حسین علیه السلام می دادم تا از راه دور امام رضا عیله السلام را زیارت کنن البته بیشتر به زایرای که غیر ایرانی بودن چون میدونستم اوناتشنه زیارت امام رضا علیه السلام هستن ◻️دو تا جوان عرب بعد از اینکه عکس یادگاری انداختن به طرف من اومدم یکی از اونا سیگار به دست داشت من هم تصمیم گرفتم این عینک رو به او پیشنهاد بدم وقت جلوی من رسیدن بهش گفتم ((زيارة علي بن موسي الرضا من بعيد)) و بعد بدون معطلی عینک رو روی چشاش گذاشتم یه دفه شکه شد مثل اینکه تا به حال حرم آقا رو ندید بود دیگه کنترل از دستش رفته بود به شدت گریه می کرد سیگار از دستش افتاد اطرافیان با تعجب به او نگاه می کردن چون نمی دونستن چی داره می بینه. شونه هاشو گرفتم تا در روضه منوره حرکت کنه. بعد از اینکه یه دور زد مثل اینکه دقیقا روبه روی ضریح امام رضا علیه السلام قرار گرفته بود همین امر موجب شد به شدت تحت تاثیر قرار بگیره در همون حال به امام رضا علیه السلام سلام می داد و گریه می کرد گویا حالا دیگه به کنار ضریح رسیده بود که زانو زد . با صدا بلند گریه می کرد دستها رو به طرف ضریح دراز کرده بود تا شبکه های ضریح رو بگیره خیلی منقلب بود. صدای زایری رو شنیدم که به من می گفت خیلی داره اذیت می شه اگر ممکنه عینک رو از رو چشمش بر دارین وقتی عینک رو برداشتم بلافاصله من رو بغل کرد و ...... 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇