#شام
شامیان! این همه تحقیر به مهمان نکنید
روز خود را ز ستم، شامِ غریبان نکنید
میهمانند شما را حرمِ آل الله
آتش و سنگ، نثارِ رهِ مهمان نکنید
حرمتِ عترت و قرآن نشنیدید مگر؟
دشمنی این همه با عترت و قرآن نکنید
کاروانی همه داغِ جگر از راه رسید
شام را این همه آذین و چراغان نکنید
این عزیزان خدا آینه ی ایثارند
شادی محنتشان، آینه بندان نکنید
بی قرار و دمی از گریه ندارند قرار
خنده بر گریه ی این جمع پریشان نکنید
دمِ دروازه ی ساعات چرا جمع شدید؟
جمعتان باد پریشان، ستم این سان نکنید
آه، ناموس خداوند تماشایی نیست!
هتک حرمت ز سراپرده ی یزدان نکنید
این اسیران شمایند؛ امیران شما
بر امیران خود این کینه و طغیان نکنید
عترتِ احمد و ویرانه نشینی عجبا!
پایه ی مردمی و عاطفه ویران نکنید
یوسف فاطمه را جای به زندان ندهید
این قَدَر فاطمه را اشک به دامان نکنید
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
ای اختر مدينه و ماه منير شام
بر آفتاب روی تو، هر روز و شب سلام
تو فاطمی نژادی و نامت رقيه است
نور دل حسينی و پرورده ی کرام
هم خود کريمه هستی و هم دختر کريم
هم خواهر امامی و هم دختر امام
چشم اميد ماست به سويت هميشه وقت
روی نياز ماست به کويت علی الدّوام
گر کوچکی چو نقطه ی پرگار عالمی
بي نقطه هيچ دايره نپْذيرد انسجام
در رشته ی اسارت اگر جان سپرده ای
سر رشته ی امور به دستت بُوَد مدام
ای رفته پا به پای اسيرانِ دشت خون
تا ديْر و تا خرابه و زندان و بزم عام
هم محملِ مجاهده ی دختر علی
همسنگر مبارزه ی چارمين امام
پيدا بُوَد که واقعه ی کربلای عشق
با جان نثاری تو به ويرانه شد تمام
تفسير خون سرخ حسينی به مرگ توست
اي يادگار خون خدا در ديار شام
شد آب، قلب کوچکت از شعله های غم
تا آنکه ريخت شهد شهادت تو را به کام
بودت غمی عميق، کنم وصف با چه حال
ديدی هزار داغ، دهم شرح از کدام
دل ها شده است مرکز غم از مصيبتت
وقتی تو را به غمکده ی شام شد مقام
با سر، پدر به ديدنت آمد که هيچ گاه
از دخترش نکرده کس اين گونه احترام
روحت به عزمِ بدرقه اش رفت تا بهشت
جسمت گرفت در دل آن غم سرا مقام
سر زد ز داغ های دلت لاله ها ز خاک
آن لاله های سرخ که شد دستِ انتقام
مهرت چراغِ محفلِ اربابِ معرفت
قبرت برای اهل نظر، مرکزِ پيام
دل ها به سوی توست پس از سال ها هنوز
ای گنبدت منادیِ پيروزیِ قيام
ما را بر آستان تو روی ادب همه
ما را به پيشگاه تو عرضِ دعا تمام
با دستهای کوچکت از ما بگير دست
ای دختر صغير حسين ای رقيه نام
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
کاروان رفت و منِ سوخته دل، جا ماندم
آه کز ناقه بیفتادم و تنها ماندم
همرهان بی خبر از من بگذشتند و دریغ
منِ وحشت زده در ظلمت صحرا ماندم
در پیِ قافله بسیار دویدم اما
پایم ازخار ز رَه ماند و من از پا ماندم
کودکی خسته و شب تیره و این دشتِ مخوف
چه کنم؟ رو به که آرم؟ که ز ره واماندم
ای پدر گر به سرم پا بگذاری چه خوش است
که در این بادیه از قافله بر جا ماندم
در میانِ اسرا مونسِ من زینب بود
که چنین دور هم از زینب کبری ماندم
زد "موید" به حریم رضوی بوسه و گفت
لله الحمد که بر درگه مولا ماندم
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
ای ماهِ خون گرفته که امشب برآمدی
نازم سرت، به سر کشی از دختر آمدی
تو باغبانِ عشقی و از دشتِ لاله ها
در پیش یک چمن گل نیلوفر آمدی
دشمن گرفته کلبه ی ما را ز چهار سو
ای دل نواز من ز کدامین در آمدی؟
راضی به زحمتِ تو نبودم که این چنین
بر دیدنِ رقیه ی خود با سر آمدی
جانِ منی که بر لبِ من آمدی پدر
عمرِ منی که گوشه ی ویران سر آمدی
ای از سفر رسیده چه آوردی ارمغان
دست تهی چرا به بر دختر آمدی؟
یادم بُوَد که رفتی و اصغر به دوش تو
اینک چرا بدون علی اصغر آمدی
از بزم ما خرابه نشینان دگر مرو
ای ماه خون گرفته که امشب برآمدی
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#امام_حسن علیه السلام
زینب چو حالِ سختِ حسن را نظاره کرد
دامن ز اشک و خونِ جگر پُر ستاره کرد
آمد حسین و کرد چو از حال او سوال
آن جا که کوزه بود به آن سو اشاره کرد
گفتند دردِ خود ز چه درمان نمی کنی
فرمود مرگ را به چه بایِسْت چاره کرد؟
می خواست روزه وا کند از آب کوزه لیک
یا رب چه آب بود که کارِ شراره کرد
پیدا بُوَد که با جگر او چه کرده است
زهری که رخنه در جگر سنگِ خاره کرد
دل رَشحه رَشحه داشت ز زخمَ زبان ولی
تزویرِ همسرش جگرش پاره پاره کرد
جَعده به پاسِ مرحمتِ بی حساب او
در حقّ حضرتش ستم بی شماره کرد
بارانِ تیر بر تن و تابوت او بریخت
تا آن زن سواره به مرکب اشاره کرد
در روضه ی بقیع چو شد دفن پیکرش
آن خاکِ پاک را همه دارُ الزّیاره کرد
یا مجتبی به حالِ "موید" نگاه کن
کز چشمِ دل به قبرِ غریبت نظاره کرد
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#امام_حسن علیه السلام
#رباعی
آن لاله که عشق و خون، بهارش بودند
گلهای مدینه داغدارش بودند
آنروز که جای مجتبی خالی بود
در کربوبلا دو یادگارش بودند
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#امام_حسن علیه السلام
#رباعی
ای اهل مدینه، فتنه بنیان مکنید
بر آل علی این همه عصیان مکنید
گر لاله نریزید به تابوتِ حسن
شرمی ز رسول، تیر باران نکنید
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#امام_حسن علیه السلام
#رباعی
روزی که شرارِ ظلم افروخته شد
یک بارِ دگر حاصلِ دین سوخته شد
از بعدِ شهادتش حسن را از تیر
تابوت و تن و کفن به هم دوخته شد
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#امام_حسن علیه السلام
مهرت به کائنات برابر نمی شود
داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود
از داغِ جان گدازِ تو ای گوهرِ وجود
سنگ است هر دلی که مکدّر نمی شود
ظلمی که بر تو رفت ز بیدادِ اهلِ ظلم
بر صفحه ی خیال مصوّر نمی شود
تنها جنازه ی تو شد آماجِ تیرِ کین
یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود
بی بهره از فروغ ولای تو یا حسن
مشمولِ این حدیثِ پیمبر نمی شود
فرمود دیده ای که کند گریه بر حسن
آن دیده کور واردِ محشر نمی شود
دارم امیدِ بوسه ی قبر تو در بقیع
اما چه می توان که میّسر نمی شود
با این ستم که بر تو و بر مدفنت رسید
ویران چرا بنای ستمگر نمی شود
آن را چه دوستی است "موید" که دیده اش
از خونِ دل ز داغِ حسن تر نمی شود
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#اربعین
#زیارت
کربلا محشر کبری است، بیا تا برویم
تا ببینیم چه غوغاست، بیا تا برویم
دیدهی سیر و سلوک از همه آفاق بگیر
(کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم)
پا بزن بر هوس و دست بکش از دنیا
کربلا آخر دنیاست، بیا تا برویم
راه حج گر چه که بستند به ما، غم نخوریم
کعبهی اهل دل آنجاست، بیا تا برویم
خواستی نعمت جاوید اگر، بار ببند
میزبان، حضرت زهراست بیا تا برویم
خوان مهمانی سالار شهیدان، پهن است
رحمت واسعه پیداست، بیا تا برویم
نور مصباح هدی، مرحمت فُلکِ نجات
گوشه در گوشه هویداست، بیا تا برویم
ساحلِ علقمه، از عطر ابالفضل پُر است
تا ببینیم چه زیباست، بیا تا برویم
دامنی اشک بیاور که به دامانِ حرم
محفل گریه مهیّاست، بیا تا برویم
زینب از شامِ بلا آید و گوید غمِ دل
تا ببینی چه خبرهاست، بیا تا برویم
بشنوی تا که حدیثِ سفرِ کرببلا
روضهخوان زینب کبری است، بیا تا برویم
نو غزالان حرم را که شکسته پر و بال
وقت تسکین و تسلّاست، بيا تا برویم
از پیِ تسلیتِ مادرِ شش ماهه، رباب
که دل افسرده و تنهاست، بیا تا برویم
گر شفا میطلبی از غمِ جان، این درگاه
مهدِ هفتاد و دو عیسی است، بیا تا برویم
دست خالی نرود هیچ کس از کوی حسین
پسر فاطمه آقاست، بیا تا برویم
گر چه دست از تنش افتاد و علم از دستش
دست گیر همه سقاّست، بیا تا برویم
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#اربعین
باز اشکم به دیده میآید
«بوى گلهاى چیده میآید»
باز از دور، بانگ قافلهاى
که به مقصد رسیده میآید
اربعین آمد و ز شام بلا
زینبِ داغدیده میآید
زائرى بر زیارت قبرى
خار در پا خَلیده میآید
بر مزارِ پدر، پریشانحال
پسری غم رسیده میآید
دخترى کز شکنجهها رَسته
چون غزال رَمیده میآید
مادرى بر کنار قبرِ پسر
رنگش از رخ پریده میآید
خواهرت یا حسین! از ره دور
با هزاران پدیده میآید
با سرت هم سفر، قدم به قدم
صحنه ها آفریده میآید
نخل بارآور قیام تو را
به بیان پروریده میآید
تار و پود ستم به تیغ زبان
آنکه از هم دریده میآید
سربلند است از شکستِ یزید
گر چه قامت خمیده میآید
بود قصدش کمالِ نهضت تو
نِک به مقصد رسیده میآید
با زبان قلم "موید" گفت:
باز اشکم به دیده میآید
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed
#اربعین
#حضرت_زینب سلام الله علیها
من باغبانِ باغ به آتش کشیده ام
اینک به باغ سوخته ی خود رسیده ام
تفسیرِ آیه های کبیر شهادتم
تصویرِ لاله های به خون در تپیده ام
من زینبم، کفیل اسیرانِ دشتِ خون
من زینبم که رنجِ اسارت کشیده ام
ای سرپرستِ قافله ی عشق، ای حسین!
برخیز ای شهیدِ به خاک آرمیده ام
رفتم به سوی شامِ بلا و در این سفر
در هر کجا حماسه ی نور آفریده ام
حسّ وظیفه زنده نگه داشته مرا
ورنه هزار بار، دل از جان بریده ام
با آن که در زیارت قبرت به اربعین
چندین فضلیت از لب جدم شنیده ام
هرگز گمانِ دیدنِ قبرت نداشتم
دیدم کنون و کاش نمی دید دیده ام
دیدم نوشته قبر حسین است این مزار
شستم چو خاکِ قبر تو با اشک دیده ام
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
@ostad_moayed