#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#امام_حسین علیه السلام
دریاست نبی و گوهرش فاطمه است
مولاست علی و همسرش فاطمه است
با آنکه حسین است، پناهِ دو جهان
او خود به پناهِ مادرش فاطمه است
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#هجوم_بیت
منظومهی عشق و مستی از کار افتاد
گردونهی حقپرستی از کار افتاد
از بوسهی تازیانه بر دست بتول
یکلحظه تمام هستی از کار افتاد
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#وداع
ای گُل زیر گِلم، یا زهرا
به تو خوش بود دلم، یا زهرا
رفتی و ترک عزیزان کردی
جمع ما را تو پریشان کردی
مَحرم راز علی، باز بیا
راز دل تا کنم ابراز بیا
یاد باد آن که به شب های دراز
من و تو هر دو به خلوت گهِ راز
تا سحرگاه خدا، میگفتی
تو به همسایه دعا می گفتی
من هم از سینه نوا میکردم
بر شفای تو دعا میکردم
آه از آهِ دلِ پُر شررم
ای دریغا که تو رفتی ز برم
ماهِ محراب نماز شب من
بیخبر از من و از زینب من
یاد تو شمع من و محفل من
غم تو عُقده ی لایَنحَلِ من
ای که دل مات ز صبرِ تو بُوَد
ذکر من بر سرِ قبر تو بُوَد
ای خدا، فاطمهام رفت از دست
پشتم از رفتن او سخت شکست
ماندهام بیکس و تنها چه کنم؟
دور از او فاطمه آیا چه کنم؟
ای شده عمر تو ناکام، به سر
از فراق پدر و مرگِ پسر
هم سلامم برسان بر پدرت
هم ببوس از عوض من پسرت
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#وداع
یادِ آن روزی که ما هم سایه بر سر داشتیم
همچو طفلان دگر، در خانه مادر داشتیم
جدّ ما پیغمبر از ما چهره پنهان کرد و باز
یادگاری هم چو زهرا از پیمبر داشتیم
مادر مظلومه ی ما نیز رفت از دستِ ما
مرگ او را کیْ به این تعجیل باور داشتیم؟!
اندر آن روزی که آتش بر سرای ما زدند
ما در آن جا، حال مرغِ سوخته پر داشتیم!
آمد و، رفت از جهان محسن در آن غوغا، دریغ!
آرزوی دیدن روی برادر داشتیم
مادر ما، خود ز حق می خواست مرگ خویش را
ورنه ما بهرش دعا با دیده ی تر داشتیم
روزهای آخر عمرش ز ما رو می گرفت!
چون علی، ما هم ازین غم دلْ پُر اَخگر داشتیم!
در شب دفنش به ما معلوم شد این طُرفه راز
تا ز روی نیلگونش بوسه ای برداشتیم!
از کفن دستش بر آمد، جسم ما در بر گرفت
جسم او را هم چو جان ما نیز در بر داشتیم
از فراق روی مادر، با پدر هر روز و شب
دو برادر بزم ماتم با دو خواهر، داشتیم!
با فغان گوید "موید" آنچه را "میثم" بگفت:
(ای خوش آن روزی که ما در خانه، مادر داشتیم!)
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#وداع
ای قرارِ جان ز داغت بی قراری می کنم
رفتی و من تا که هستم سوگواری می کنم
گر نباشد بیم طَعْنِ دشمنان یا فاطمه!
روز و شب در پیش قبرت آه و زاری می کنم
گر بِخُشکد اشک من یا قُرَّةُ العینِ رسول
در عزایت خونِ دل از دیده جاری می کنم
بر خزانِ عمرت ای ریحانه ی باغ نبی
گریه ی پیوسته چون ابر بهاری می کنم
هر چه می خواهم نگریم پیش طفلانت ولی
از غمِ دل گریه ی بی اختیاری می کنم
خود نهال آرزویم را به گِل کردم دریغ
از سرشکِ دیده آن را آبیاری می کنم
روزها در خانه طفلان را تسلی می دهم
شب کنار قبر تو شب زنده داری می کنم
من که خود مشکل گشایم از غمِ هجران تو
مشکلی افتاده در کارم که زاری می کنم
جان من در خاک رفت و زنده ام من ای عجب
صبر من از دست رفت و بردباری می کنم
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
سید رضا مویدMoayyed 2.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
گریه کنید در روز شهادت مادرمان😭
هرکسی به عیادت من آمد بگریست....
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#شام_غریبان
چرا زهرای اطهر امشب از جا برنمیخیزد؟
برای راز دل با حقْتعالی برنمیخیزد
به محراب دعا هر شب همآهنگِ علی بوده
علی تنهاست امشب، از چه زهرا برنمیخیزد؟
مگر چشم کبود از سیلیاش در خوابِ خوش رفته؟
که دیگر موج اشک از چشم زهرا برنمیخیزد
علی هر شب پیِ دیدار زهرا میرود اما
چرا زهرا به استقبال مولا برنمیخیزد؟
الهی از برای انتقام خون مظلومان
چرا آن یادگار آل طاها برنمیخیزد
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
هدایت شده از 🌹سید روح الله موید🌹
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#شام_غریبان
🎥شعرخوانی مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
(حرم امیرالمؤمنین سال ۱۴۰۰)
از داغِ تو من به خویشتن میپیچم
این نُسخهی دردیست که من میپیچم
تو دستِ مرا ز بند وا کردی لیک
من دستِ تو در بندِ کفن میپیچم
#حضرت_ام_البنین سلام الله علیها
کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم
شرارِ درد به جانش کِشد زبانه منم
کسی که در دلِ دریای غم فتاده و نیست
ره نجاتش از این بحرِ بیکرانه منم
کسی که مادرِ خوش بختِ روزگاران است
ولیک تیر بلا را بُوَد نشانه منم
کسی که همسریِ با علی بُوَد فخرش
ولیک غم زده بر هستیاش زبانه منم
کسی که سیده امّالبنین بُوَد نامش
ولیک مانده از این نام بینشانه منم
به یادِ قبر عزیزان خویشتن هر روز
کسی که ساخته اندر بقیع لانه منم
شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس
کسی که بار غریبی کِشد به شانه منم
کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش
که از شهادتشان خورده تازیانه منم
شنیدهام که جدا شد دو دست عباسم
کسی که دست به سر زد در این میانه منم
شنیدهام که به چشمش نشست تیر جفا
کسی که سوزد از این داغ جاودانه منم
غریبِ دشت بلا را دریغ، مادر نیست
کسی که گریه بر او کرده مادرانه منم
دو نازدانه ز عباس من به جا مانده
کسی که سوخته با این دو شمعِ خانه منم
قلم زده است "موید" چو در مصیبت من
کسی که شافع او شد به این بهانه منم
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
✍ مرحوم #سیدرضا_مؤید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#دوبیتی
ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا
وی سینه ی تو بهشت احمد زهرا
عید تو بوَد، ببخش عیدی ما را
زآن دست که بوسیده محمد زهرا
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#دوبیتی
ای آن که خدایت ز هواداران است
نازل به جهانْ فیض تو چون باران است
یا فاطمه مِهر تو بُوَد روح نماز
مهر تو شفاعت گنه کاران است
مرحوم #استاد_سید_رضا_موید