eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.6هزار دنبال‌کننده
20 عکس
5 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام الله علیها 🎥شعرخوانی مرحوم (حرم امیرالمؤمنین سال ۱۴۰۰) از داغِ تو من به خویشتن می‌پیچم این نُسخه‌ی دردی‌ست که من می‌پیچم تو دستِ مرا ز بند وا کردی لیک من دستِ تو در بندِ کفن می‌پیچم
سلام الله علیها کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم شرارِ درد به جانش کِشد زبانه منم   کسی که در دلِ دریای غم فتاده و نیست ره نجاتش از این بحرِ بی‌کرانه منم   کسی که مادرِ خوش بختِ روزگاران است ولیک تیر بلا را بُوَد نشانه منم   کسی که همسریِ با علی بُوَد فخرش ولیک غم زده بر هستی‌اش زبانه منم   کسی که سیده امّ‌البنین بُوَد نامش ولیک مانده از این نام بی‌نشانه منم   به یادِ قبر عزیزان خویشتن هر روز کسی که ساخته اندر بقیع لانه منم   شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس کسی که بار غریبی کِشد به شانه منم   کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش که از شهادتشان خورده تازیانه منم   شنیده‌ام که جدا شد دو دست عباسم کسی که دست به سر زد در این میانه منم   شنیده‌ام که به چشمش نشست تیر جفا کسی که سوزد از این داغ جاودانه منم   غریبِ دشت بلا را دریغ، مادر نیست کسی که گریه بر او کرده مادرانه منم   دو نازدانه ز عباس من به جا مانده کسی که سوخته با این دو شمعِ خانه منم   قلم زده است "موید" چو در مصیبت من کسی که شافع او شد به این بهانه منم مرحوم ✍ مرحوم
سلام الله علیها ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا وی سینه ی تو بهشت احمد زهرا عید تو بوَد، ببخش عیدی ما را زآن دست که بوسیده محمد زهرا مرحوم
سلام الله علیها ای آن که خدایت ز هواداران است نازل به جهانْ فیض تو چون باران است یا فاطمه مِهر تو بُوَد روح نماز مهر تو شفاعت گنه کاران است مرحوم
سلام الله علیها اول دفتر به نامِ خالقِ اکبر آن که سِزد نام او در اول دفتر اول و آخر مُهَیمِنی که نباشد هیچ مقدّم بر او و هیچ مؤخَّر بر همه عالم فکنده رحمت او ظِلّ در همه هستی گشوده قدرت او پر خویش مگر وصف خود کند که ثنایش هست ز اِدراک واصفین همه برتر نکته ‌ای از قدرتش بس این که بگویم اوست علی آفرین و فاطمه پرور فاطمه، مجموعه ی صفات خداوند فاطمه، آیینه ی کمال پیمبر بضعه ی احمد نه، بلکه مقصد احمد همسر حیدر نه، بلکه هستی حیدر... ای به مَثَل بی مَثَل چو خالق یکتا وی به نُبی چون نَبی ستوده ی داور شأن تو در "انّما ولیُّکُم الله" با حق و با احمد و علی ست برابر روح ولایت توییّ و ریشه ی تقوی حُسن مجسّم توییّ و عقلِ مصوّر تا نبَرد خلق بر تو ظنّ خدایی آیه ی "ایّاکَ نَعبُد" ست مذکّر چشم و چراغت دو گوشواره ی عرشند راحت جانت دو نازدانه، دو دختر از پیِ "قالوا بلی" ولای تو، زهرا عرضه بر ارواح انبیا شده یکسر درقدم مادرست، جنت موعود وین سخن نغز، چون سروده پیمبر وَه عجب از این حدیث و اینکه دراین بیْن داده به زهرای خویش، کنیه‌ ی مادر لب به شفاعت تو باز کن، که نمانَد جای شفاعت برای شافعِ دیگر از اثر لطف تو به عرصه ی میعاد هیچ نماند مگر منافق و کافر بهر شفاعت تو را بس ست در آن روز دستِ ابالفضل و خونِ محسن و اصغر هرکه پناهش تویی، پناه دوعالم و آنکه شفیعش تویی، شفیع به محشر حضرت باقر برای چاره‌ ی هر غم نام تو می ‌بُرد بر زبانِ مطهّر خانه ی تو کعبه ی امیدِ سه حجّت بیت تو معراج صبح و شام پیمبر روی تو والشّمس و گیسوان تو والّیل قدّ تو طوبی و اشکِ چشمِ تو کوثر فاطمه ای آفتاب مشرقِ توحید جز پدرت، مرسَلین به گِرد تو اختر کرده خدا با صدای پای تو تنظیم دور ِزمان و مدارِ چرخ مدوّر حبل متینِ هزار عارف و عامی‌ست هرنخی از چادرت به عرصه ی محشر در عجب از علمِ تو علی ولی الله مفتخر از دست‌بوسیِ تو پیمبر مهر تو چون آفتاب و لطف تو باران کاین دو بِنَفسه مطهِّرند و مطهَّر بهر کنیزت رسد غذای بهشتی آنچه فرود آمده به مریم اطهر گندم دستاس توست خوشه ی پروین آبله ی دست توست مهر منوّر وقت مناجات، دانه دانه ی اشکت زیور گوش ملائک ست چو گوهر آب وضویت دوای عیسی و موسی خاک درت آبروی ساره و هاجر چشم رجال و نساء به سوی تو بانو جان بَنات و بَنین فدای تو مادر کشته ی راه خدایی و هدف تو امر به معروف بود و نهی ز منکر گر که بریزد مصیبت تو بر ایّام روز جهان میشود چو شام، مکدّر ای دل ما درهوای قبر تو، سوزان قبر تو و اسم اعظم ست برابر این منِ عاصی"مویّدم"پسر تو ای پدر و مادرم فدای تو مادر مرحوم
سلام الله علیها هر دل پی ِ دلسِتان خود ميگردد هر كس پی ِ هم زبان خود ميگردد روزی كه كند پدر فرار از پسرش زهرا پیِ دوستان خود میگردد مرحوم
سلام الله علیها یا فاطمه جان! دست من و دامانت ای چشمِ امید همه بر احسانت بادا به فدایت پدر و مادر من ای گفته پیمبر، پدرت قربانت! مرحوم
سلام الله علیها امشب که نبی سپاس بی حد گوید بر کودک یک روزه خوش آمد گوید تبریک به هم ولادت زهرا را احمد به علی، علی به احمد گوید این فخر بُود بس که خدا هم تبریک بر مهدی و بر آل محمد گوید مرحوم
برشی از یک مثنوی(دیوان موید ج۱ ص۴۵۲) فرزند بِه آن که تا بمیرد مادر گر از او خبر نگیرد بیچاره ام و تباه، مادر! بیچاره ترم مخواه، مادر باید به تو ای عزیزِ جان، گفت دردی که به کس نمی توان گفت ای داده خدات نام، زهرا! بنویس مرا غلام، زهرا بانوی مجاهدی تو مادر مقصود "موید"ی تو مادر مرحوم
تغییر حکم خادمی مرحوم موید در جشن ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها، از خدمت دربانی به خادمی و تعبیر شاعرانه مرحوم استاد از این رویداد: یافتم باز به این آسانی شرفِ خادمی از دربانی بیش تر قًرب به درگاهم داد که ز بیرون به درون راهم داد گرچه دادند به یاران دگر لوح تقدیر به هرگونه هنر نزد هرکس که حقیقت بین است لوح تقدیر "موید" این است مرحوم
علیهاالسلام فرازی از یک ای آینه‌دار پنج معصوم! در بحر عفاف، دُرِّ مکتوم پرورده ی دامن ولایت مظلومه ی خاندان مظلوم قدرِ تو به ممکنات، مجهول مهر تو به کائنات، معلوم شیرازه ی شرع از تو محکم منظومه ی عشق از تو منظوم تو زینب دوّمی، علی را نامند گرت به «امّ کلثوم» آیینه ی آفتاب و ماهی یا سیّدتی‌! به ما نگاهی تو رازِ عجیب کربلایی بانوی شکیب کربلایی هم‌راز شهید نینوایی دم‌ساز غریب کربلایی بر خرمن هستی ستم‌کار سوزنده‌ لهیب کربلایی در آتش غم، اگر بسوزی با صبر، طبیب کربلایی آنجا که خطابه، کارساز است توفنده‌ خطیب کربلایی آیینه ی آفتاب و ماهی یا سیّدتی‌! به ما نگاهی مرحوم
سلام الله علیها ای مرهم زخمِ دل و غم‌خوار پدر! هم غم‌خور مادری و هم یار پدر در لیله ی قدرِ آخرِ عمرِ علی شد مِهرِ تو، سفره‌دار افطار پدر مرحوم