eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.6هزار دنبال‌کننده
20 عکس
4 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام امشب بهشت آرزو را باز كردند سرّى ز اسرار مگو را باز كردند خُم خانه ی توحید را در برگشودند از چهارده خُم یک خمِ دیگر گشودند مستانِ صافى دل كه قدسى نام دارند كوثر به جاى مىْ درون جام دارند در جامِ مىْ رخسار جانانه بینند خورشید را در حجره ریحانه بینند در خانه ى "شمس الضحى" امشب قمر زاد وز چهارده خورشید، خورشیدى دگر زاد طاها رخى از دوده ى یاسین بر آمد نخلى كهن را میوه ى شیرین بر آمد امشب رضا، روحِ رضا در دست دارد تصویرى از حُسن خدا در دست دارد یزدان رضا را ثانىِ موسى عطا كرد بر پورِ موسى تالىِ عیسى عطا كرد ماهى كه شرم از چهر دارد آفتابش گوید رضا بر مهد نازش ذكر خوابش گهواره ى او شه پرِ "روح الامین" است گهواره جنباش امامِ هشتمین است دارد رضا در پیش رو تمثال احمد سوم على بر دامنش سوم محمد میلاد او امّید اسلام است و انسان میلاد او میلاد اسلام است و قرآن نظمِ زمان بعد از رضا در پنجه ى اوست مشكل گشاى كارها سرپنجه ى اوست از روى او نورِ ولایت مى درخشید در سایه اش مهر هدایت مى درخشید در كودكى بر مَسند عصمت بر آمد آن سان كه از غار حرا پیغمبر آمد "یحیى بن اَكثم" مفتضح در بحث با او جاى سخن بر كس نماند هست تا او دریاى جودش تشنه بر ساحل بجوید درگاه احسانش كفِ سائل بجوید وقتى بر آید دست جود از آستینش گوهر فشاند در یَسار و در یَمینش تنها نه او بر دوستان، گوهر ببخشد بر دشمن سر سخت خود هم زر ببخشد خیر كثیر است و كرامت پیشه دارد نخلى كه در ژرفاى كوثر ریشه دارد اى آفرینش را چراغ رهنمایى سر تا به پا رحمت جواد بن الرّضایى! اى كوثر دوم كه مشهور است جودت ظاهر تمام خیر و خوبى از وجودت در این جهان و این همه لطف و كرامت جودت قیامت مى كند روز قیامت تفسیرِ جودت را توان در هل اتى یافت تصویرِ مهرت را درون سینه ها یافت اى آن كه نامت قفلِ غمها را كلید است این ملت آزاده را بر تو امید است لطفى كه در عید تو كام دل بگیرند لطفى كه تا در كوى تو منزل بگیرند امّید احسان از شما دارد "موید" بر دامنت دست دعا دارد "موید" مرحوم
علیه السلام شد امشب از رخ ابنُ الرضا چشمِ رضا روشن چنان كه چشمِ احمد شد ز روى مرتضى روشن به چشمِ دل تماشا كن كه هم چون اهلِ دل بینى ز نورِ كبریایى شد حریمِ كبریا روشن امام هشتمین را داده حق طفلى كه مى‌‌باشد ز اَنفاسش صبا خرم ز رخسارش فضا روشن گلستانِ حیاتش زین گلِ ریحانه شد خرم شبستانِ امیدش گشت از این "بَدرُ الدُّجا" روشن همه شب تا سحر بر مهدِ نازِ طفلِ نوزادش به جاى شمع باشد روى آن "شمسُ الضُّحى" روشن جواد آمد كه شادان شد ز میلادش دلِ زهرا جواد آمد كزو شد قلبِ ختم الانبیا روشن الا یا خاندانِ وحى و قرآن یا "بَنىِ الزَّهرا" ز میلادِ جواد بن الرّضا چشمِ شما روشن شكوه رحمتش چون مهر باشد هر طرف تابان مقام عصمتش چون روز باشد هر كجا روشن شود از غم چو شب، روزِ بد اندیشى كه پندارد ... نَمانَد مشعلِ دینِ مبین بعد از رضا روشن دگر تا روزِ محشر روشن و خاموش مى‌‌ماند، چراغى را كه مى‌سازد خدا خاموش یا روشن "موید" را چه وحشت اندرین ظلمت‌سرا باشد كه دارد جان و دل پیوسته از نورِ ولا روشن مرحوم
ما را بنواز بیشتر از دیروز کامروز دگر جواد داری تو رضا😍 مرحوم
علیه السلام ذرات قِدَم دور علی میگردند در شادی و غم دور علی میگردند حُجاج ندانسته و یا دانسته در طوْف حرم دور علی میگردند مرحوم
علیه السلام با مِهر علی اگر هلاکم سازند اهلِ نظر آیینه ز خاکم سازند گویند که ناپاک نَبَر نام علی من نام علی بَرم که پاکم سازند مرحوم
علیه السلام چشمانِ علی، دو چشمه‌ی خورشید است لب‌های علی، لبالب از توحید است سوگند به کعبه، خانه‌ی میلادش اسلامِ محمّد، از علی جاوید است مرحوم
علیه السلام ماه مولا شد حدیثِ طیْر را با ما بخوان در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان در توسل شُبّر و شُبّیر را با ما بخوان "یا مَن أرجوهُ لكلِّ خیر" را با ما بخوان با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی هم‌چنان "بنت اسد" بر درگه یزدان درآی دانه‌ى اشكی چنان آیینه صافت می‌كند سوزِ آهی مُحرم بزمِ عفافت می‌كند رو به مسجد كن ببین رحمت طوافت كند ذات حق دعوت برای اعتكافت می‌كند معتكف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود اعتكاف هیچ كس چون مادرِ مولا نبود مادری، كو را ببخشد عالیِ اعلی، علی پیش كعبه كس نداند حال او الّا علی می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی اعتكافش در حریم كعبه باشد با علی چون سر آمد اعتكافش، عشق شد هم‌دوش او تا برآمد آفتابی بود در آغوش او ای حرم! در باز كن، جانانه را در بر بگیر تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر چون صدف این گوهر یک دانه را در بر بگیر خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر در ز دیوار حرم وا كن، به مردم در ببند خود كمر در خدمت این كودک و مادر ببند ای حرم! غسل زیارت كن جمالش را ببین چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین خط بكش بر روی بت‌ها، خطّ و خالش را ببین بر سر دستِ رسول‌الله مَقالش را ببین كز زبور و مصحف و تورات ای جانِ جهان هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان چون به رخسارِ پیمبر چشمِ حیدر باز شد از نگاهش عقده‌ از قلبِ پیمبر باز شد شهر علمِ مصطفی را بر جهان در باز شد حجت داور لبش با نامِ داور باز شد ای حریم كعبه! بشنو این ندای دلنشین آیه‌های "مؤمنون" را از امیرالمؤمنین اختیارش با خدا و عالمش در اختیار مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار جُرج جُرداقِ مسیحی گفت در هر روزگار كاش می‌شد یک علی وین ویژگی‌ها آشكار این نخواهد شد ولی از مكتب ایثار او كاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او مرحوم
سلام الله علیها من آن فرشته ام که به دنیا نشسته ام  حورایم و به دامن تقوا نشسته ام من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشت  طوبایم و به گلشن طاها نشسته ام عطر ولایتم من و پیچیده در فضا نور محبتم که به دل ها نشسته ام آن اخترم که جلوه گرم از دو آفتاب آن گوهرم که پیش دو دریا نشسته ام من زینبم که مظهر صبر و شهامتم وز مکرمت به طارُم اَعلی نشسته ام نور علی و فاطمه در جان من دمید چون در کنار حیدر و زهرا نشسته ام ایمان آن دو را به وراثت گرفته ام ایثار آن دو را به تماشا نشسته ام من دیده ام کلاس دبستان وحی را در پای درس خواجه ی اَسرا نشسته ام دارم نشان "زینِ ابیها" من از پدر چون در حریم "ام ابیها" نشسته ام من تربیت به دامن زهرا گرفته ام در بزم انسِ عصمتِ کبری نشسته ام بابم علی چو نقطه ی "بسم الله" است و من  چون کسره پای نقطه آن با نشسته ام سنگینی رسالتِ خون ها  سبب شده است من در نماز شب اگر از پا نشسته ام از بس که داغ بر جگرِ من نشسته است  آتش به جان، چو لاله ی صحرا نشسته ام با این مقام آن همه دیدم ستم ز دَهر کز بار غم شکسته و از پا نشسته ام در چار سالگی غمِ چل ساله ام رسید  تا در فراقِ سید بَطْحا نشسته ام   من دیده ام شهادت مادر به چشم خود درسوگِ آن حبیبه ی یکتا نشسته ام رخسارِ غرق خونِ علی دیده ام، دریغ آن دخترم که در غمِ بابا نشسته ام داغ حسن شراره ی غم زد به جان من در مرگ آن امام به غوغا نشسته ام در انقلابِ سرخ حسینی به یاریش بر ناقه ی اسارت و غم ها نشسته ام برخاستم به پای به هر جا که او نشست و آنجا که او نشست من آنجا نشسته ام یا از غمِ شهادتِ عباس سوختم یا در عزای زاده ی لیلا نشسته ام از پای در نیامدم از هر بلا ولی پیش سرِ حسین من از پا نشسته ام آمد سویم "موید" و می گفت عمه جان! بر در گهت برای تمنّا نشسته ام مرحوم
سلام الله علیها ما را به سر کوی تو اعدا نگذارند خواهیم بمانیم در اینجا نگذارند زینب ز تو ای جانِ برادر نکَند دل اعدا بگُذارند اگر یا نگُذارند خواهم همه‌ی عمر کنار تو بمانم اما چه توان کرد که اعدا نگذارند ای مَحرم دل تا غمِ دل گویم از این بیش آوَخ که مرا پیش تو تنها نگذارند شب می‌رسد و قافله در حال رحیل است زین بیش دگر پیش تو ما را نگذارند رفتم من و داغ تو و هجرِ همه‌ یاران یک‌لحظه من ِ دل‌شده را وا نگذارند گفتی نکنم گریه و شیون ز فراقت اما چه کنم شورشِ غم‌ها نگذارند دانی چه کسان یار حسینند "موید"؟! آنان‌که به جز در ره او پا نگذارند مرحوم
سلام الله علیها زینب که دل و جانِ دلیری دارد در یاریِ دین سهمِ کثیری دارد چون احمد و زهرا و علی و حَسَنیْن نیروی شکست ناپذیری دارد مرحوم
سلام الله علیها زیباییِ گلشنِ علی زینب بود پرورده ی دامنِ علی زینب بود بر خصم شکست داده و خود نشکست آئینه ی نشکنِ علی زینب بود مرحوم
تابید دو آفتاب و ماهی در بین کز پرتو آن سه، منجلی شد کَونَین مولودِ سه و چهار و پنجِ شعبان عباس و حسین است و علی بن حسین مرحوم