eitaa logo
استاد سید رضا موید
1.6هزار دنبال‌کننده
20 عکس
4 ویدیو
2 فایل
کانال اشعار مرحوم استاد سید رضا موید رضوان الله تعالی علیه ارتباط با ادمین 👈 @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام ذرات قِدَم دور علی میگردند در شادی و غم دور علی میگردند حُجاج ندانسته و یا دانسته در طوْف حرم دور علی میگردند مرحوم
علیه السلام با مِهر علی اگر هلاکم سازند اهلِ نظر آیینه ز خاکم سازند گویند که ناپاک نَبَر نام علی من نام علی بَرم که پاکم سازند مرحوم
علیه السلام چشمانِ علی، دو چشمه‌ی خورشید است لب‌های علی، لبالب از توحید است سوگند به کعبه، خانه‌ی میلادش اسلامِ محمّد، از علی جاوید است مرحوم
علیه السلام ماه مولا شد حدیثِ طیْر را با ما بخوان در ولایش آشنا و غیر را با ما بخوان در توسل شُبّر و شُبّیر را با ما بخوان "یا مَن أرجوهُ لكلِّ خیر" را با ما بخوان با نمازی، با دعایی از گناهانت برآی هم‌چنان "بنت اسد" بر درگه یزدان درآی دانه‌ى اشكی چنان آیینه صافت می‌كند سوزِ آهی مُحرم بزمِ عفافت می‌كند رو به مسجد كن ببین رحمت طوافت كند ذات حق دعوت برای اعتكافت می‌كند معتكف در مسجد آن‌چه دید جز آن‌جا نبود اعتكاف هیچ كس چون مادرِ مولا نبود مادری، كو را ببخشد عالیِ اعلی، علی پیش كعبه كس نداند حال او الّا علی می‌رسد بر گوش جانش نغمه‌های یا علی اعتكافش در حریم كعبه باشد با علی چون سر آمد اعتكافش، عشق شد هم‌دوش او تا برآمد آفتابی بود در آغوش او ای حرم! در باز كن، جانانه را در بر بگیر تیرگی بس، شمع با پروانه را در بر بگیر چون صدف این گوهر یک دانه را در بر بگیر خانه را بگشا و صاحب‌خانه را در بگیر در ز دیوار حرم وا كن، به مردم در ببند خود كمر در خدمت این كودک و مادر ببند ای حرم! غسل زیارت كن جمالش را ببین چهره‌ی چون ماه و ابروی هلالش را ببین خط بكش بر روی بت‌ها، خطّ و خالش را ببین بر سر دستِ رسول‌الله مَقالش را ببین كز زبور و مصحف و تورات ای جانِ جهان هر چه فرمایی بخوانم، گویدش قرآن بخوان چون به رخسارِ پیمبر چشمِ حیدر باز شد از نگاهش عقده‌ از قلبِ پیمبر باز شد شهر علمِ مصطفی را بر جهان در باز شد حجت داور لبش با نامِ داور باز شد ای حریم كعبه! بشنو این ندای دلنشین آیه‌های "مؤمنون" را از امیرالمؤمنین اختیارش با خدا و عالمش در اختیار مرد میدان‌های علم و حلم و مجد و افتخار جُرج جُرداقِ مسیحی گفت در هر روزگار كاش می‌شد یک علی وین ویژگی‌ها آشكار این نخواهد شد ولی از مكتب ایثار او كاش خیزد هر زمان چون میثم تمّار او مرحوم
سلام الله علیها من آن فرشته ام که به دنیا نشسته ام  حورایم و به دامن تقوا نشسته ام من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشت  طوبایم و به گلشن طاها نشسته ام عطر ولایتم من و پیچیده در فضا نور محبتم که به دل ها نشسته ام آن اخترم که جلوه گرم از دو آفتاب آن گوهرم که پیش دو دریا نشسته ام من زینبم که مظهر صبر و شهامتم وز مکرمت به طارُم اَعلی نشسته ام نور علی و فاطمه در جان من دمید چون در کنار حیدر و زهرا نشسته ام ایمان آن دو را به وراثت گرفته ام ایثار آن دو را به تماشا نشسته ام من دیده ام کلاس دبستان وحی را در پای درس خواجه ی اَسرا نشسته ام دارم نشان "زینِ ابیها" من از پدر چون در حریم "ام ابیها" نشسته ام من تربیت به دامن زهرا گرفته ام در بزم انسِ عصمتِ کبری نشسته ام بابم علی چو نقطه ی "بسم الله" است و من  چون کسره پای نقطه آن با نشسته ام سنگینی رسالتِ خون ها  سبب شده است من در نماز شب اگر از پا نشسته ام از بس که داغ بر جگرِ من نشسته است  آتش به جان، چو لاله ی صحرا نشسته ام با این مقام آن همه دیدم ستم ز دَهر کز بار غم شکسته و از پا نشسته ام در چار سالگی غمِ چل ساله ام رسید  تا در فراقِ سید بَطْحا نشسته ام   من دیده ام شهادت مادر به چشم خود درسوگِ آن حبیبه ی یکتا نشسته ام رخسارِ غرق خونِ علی دیده ام، دریغ آن دخترم که در غمِ بابا نشسته ام داغ حسن شراره ی غم زد به جان من در مرگ آن امام به غوغا نشسته ام در انقلابِ سرخ حسینی به یاریش بر ناقه ی اسارت و غم ها نشسته ام برخاستم به پای به هر جا که او نشست و آنجا که او نشست من آنجا نشسته ام یا از غمِ شهادتِ عباس سوختم یا در عزای زاده ی لیلا نشسته ام از پای در نیامدم از هر بلا ولی پیش سرِ حسین من از پا نشسته ام آمد سویم "موید" و می گفت عمه جان! بر در گهت برای تمنّا نشسته ام مرحوم
سلام الله علیها ما را به سر کوی تو اعدا نگذارند خواهیم بمانیم در اینجا نگذارند زینب ز تو ای جانِ برادر نکَند دل اعدا بگُذارند اگر یا نگُذارند خواهم همه‌ی عمر کنار تو بمانم اما چه توان کرد که اعدا نگذارند ای مَحرم دل تا غمِ دل گویم از این بیش آوَخ که مرا پیش تو تنها نگذارند شب می‌رسد و قافله در حال رحیل است زین بیش دگر پیش تو ما را نگذارند رفتم من و داغ تو و هجرِ همه‌ یاران یک‌لحظه من ِ دل‌شده را وا نگذارند گفتی نکنم گریه و شیون ز فراقت اما چه کنم شورشِ غم‌ها نگذارند دانی چه کسان یار حسینند "موید"؟! آنان‌که به جز در ره او پا نگذارند مرحوم
سلام الله علیها زینب که دل و جانِ دلیری دارد در یاریِ دین سهمِ کثیری دارد چون احمد و زهرا و علی و حَسَنیْن نیروی شکست ناپذیری دارد مرحوم
سلام الله علیها زیباییِ گلشنِ علی زینب بود پرورده ی دامنِ علی زینب بود بر خصم شکست داده و خود نشکست آئینه ی نشکنِ علی زینب بود مرحوم
تابید دو آفتاب و ماهی در بین کز پرتو آن سه، منجلی شد کَونَین مولودِ سه و چهار و پنجِ شعبان عباس و حسین است و علی بن حسین مرحوم
علیه السلام از روی حسین تا نقاب افکندند در کشور عشق، انقلاب افکندند تبریک به توفان‌زدگانِ غم و درد کشتی نجات را به آب افکندند مرحوم
علیه السلام سرچشمه‌ی خیر و برکات است حسین معراج صلات‌ و صلوات است حسین فرمود نبی: نوشته بر ساقه‌ی عرش مصباح هدی، فُلک نجات است حسین مرحوم
علیه السلام باز به جوش آمده دریای عشق موج زده بحر گهر زای عشق از دل دریا گهری ساخته روشن و تابنده و پیراسته گوهر عشق آمد و عشق آفرید هر دو جهان را به نگاهی خرید جلوه چو آن مطلع الانوار کرد جلوه ی دادار پدیدار کرد از اثرِ حُسنِ صفات و مرام خوانْد خداوند، حسینش به نام نامِ حسن بود که تصغیر شد راز خدا بود که تفسیر شد حُسنِ رخش دید و دل از دست داد "روح الامین" بر قدمش سر نهاد امشب از آن ماه که تابان شود منطقه ی وحی چراغان شود چرخ فشاند به زمین اشکِ شوق موج زند در دلِ جبریل ذوق چون که رخ از پرده پدید آوَرد سجده به خلّاقِ مجید آوَرد حمدِ خدا را به تقدّس کند لطف به آزادی فطرس کند ختم رسل بوسه زند بر رخش رمز شهادت نِگرَد در رخش ای ز تو فطرس شده با احترام بر تو  و بر روح عظیمت سلام در دو جهان جز به تو و کردگار نیست "موید" به کس امّید وار مرحوم