eitaa logo
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
12.2هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
31 فایل
𝐈𝗇 𝐭h‌𝖾 𝐍𝖺m‌𝖾 𝗈𝖿 𝐆o‌𝖽 ‌ ‌𓂃 ˖ ۫‌ جایی برای ریختنِ تمامِ آنچه در دل مانده ☕️ 𖦹 ׂ ۪ ‌بی‌هیچ آداب و رسمی؛ فقط من و تو و روایت‌هایِ ساده‌یِ زندگی. ✨ ⸼ ⋆ ۪۪
مشاهده در ایتا
دانلود
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
خاطرات شهید داشتیم براے عملیات آماده مے شدیم اذان صبح گفتند، سریع آمدیم توے چادر تا نماز بخونیم و حرڪت ڪنیم منطقہ شناسایـے شده بود و بمباران شروع شد توے چادر مشغول نماز خواندن بودیم ڪہ دو سہ تا راڪت افتاد ڪنار چادر ما برادرے ڪہ درحال تشهد بود یڪهو بہ سجده رفت وهمانطور ماند... دیدم از ڪنار پیشانے اش رگہ خونے بیرون زد یاد ضربت خوردن حضرت علے(ع) افتادم این بچہ ها بہ آقاے خودشان اقتدا ڪردند حتے شهادتشان هم علے گونہ بود... |
دوستش‌ می‌گفت : توی‌ مدتی که عـراق‌ بود وقتی‌ می‌خواسـت به کربلا‌ بره روی‌ صورتش‌ چفیه می‌انداخت و‌ می‌گفت : اگر‌ به نا‌محرم‌ نگاه‌ کنی‌، راه‌ شهادت بسته میشه . .
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
میگفت: تسبیحات‌‌حضرت‌‌زهرارو بدون‌ِ‌تسبیح‌‌بگید..! با‌بند‌بندھای‌ِ‌انگشت‌‌که‌بگی‌ روز‌قیامت‌‌همینا‌به‌‌حرف‌‌میان‌ شھادت‌میدن‌که‌‌باهاشون‌ذکرگفتی..!