eitaa logo
' اتاق 95 '
276 دنبال‌کننده
454 عکس
151 ویدیو
1 فایل
" هُـوَالـکٰافـ‌ی " • نامه‌های دو دلتنگ : محل‌ارسال : اتاق‌95‌ام‌تیمارستان‌ Bj . مقصد :‌ شاید‌‌به‌نا‌کجا‌آباد . • فرهنگ‌ فورواد ! ' در‌به‌در‌‌ در‌ پـی‌گـم‌کـردن مـقـصد رفـتـیم ' | می‌شنوم : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_n0a
مشاهده در ایتا
دانلود
با گرگ‌ها
فرصت اگر داشتم حال خوب را چون بنفشه ای وحشی در لا به لای کتابی خشک می‌کردم .
خاطره ها گاه و بیگاه می آیند کنارم می‌نشینند می‌خندند گریه می‌کنند اما پیر نمی‌شوند./
یه چیزی نوشتم ، منتها بایست براش عکس پیدا کنم . هنو کاملم نیست .... پس صبر کنید ، چون اینجا رو ول نکردم .
' اتاق 95 '
هرچه برایش باقی مانده بود را جمع کرد و تنها گوشه ای به کتاب خواندن نشست . رهگذری با دیدنش ، متعجب جلو آمد و پرسید که بین اینهمه چرا کتاب خواندن را برگزیده است . و او با چهره ای خسته گفت ؛ کتاب ها چون دعوتنامه ای هستند برای فرار از این ذهن ، و از این دنیا . تنها کسانی این دعوتنامه را خواهند پذیرفت که از ذهن خویش ، از مکان خویش ، و از دنیای خویش گریزناک باشند . و من گریزناکم ... از خویش ... از اینجا ... از هرچه که حقیقت دارد . هیچ راه گریزی هم جز این دعوتنامه سراغ ندارم ... پس پذیرفتمش . در حقیقت ؛ کتاب ها نجات دهندهٔ این من گریزنده بوده اند...
' اتاق 95 '
هرچه برایش باقی مانده بود را جمع کرد و تنها گوشه ای به کتاب خواندن نشست . رهگذری با دیدنش ، متعجب جل
بیخیال زیبایی و پیچ و تاب و جزئیات و خوبی ، بزا همینقدر بد و ناجور بمونه. تنها نیاز داشتم یه چیزی بنویسم...
بهار که آمد همه‌ چیز دوباره سبز شد ، جز درخت پرتقال حیاط کسی نفهمید چرا من هم چیزی نگفتم بعضی چیز ها را نمی‌شود توضیح داد وقتی خودت هم نمیدانی از کدام زمستان برنگشته‌ای. - زیٰ
شب را چه گنه؟! حدیث ما بود دراز . . .
{ کسی تضمین داده که هر دمی لزوماً به دنبالش یک بازدمه ؟... }