اون شعره "خودمانیم حسین گاه حسادت کردم " بوداااا من همییییشه حسادت میکنم گاهی حتی آدما رو چشم هم میزنم تازه فقط در مورد کربلا نیست مشهد قم و حتی شاه عبدالعظیم هم برین ممکنه حسادت کنم ...
کربلای این بار بیشتر از همیشه به چشمام هدیه و معجزه بود ..
کربلای ۱۴۰۲ رو جزای اشکام میدونستم
کربلای عرفه رو جایزه آدم بهتری شدنم میدونستم
ولی ایندفعه با تماااام وحود حس کردم هدیه و معجزه ویژه بود...
همه چیش همه لحظاتش در همه مکان ها حس میکردم دارم یه معجزه رو زندگی میکنم ..
وقتی به پارسال همین حدودا فکر میکنم از خودم خجالت میکشم ...
من چقدرررر خودخواه و بی ادب بودم در مقابل امام حسین
با خودم چیکار کردم ؟ مگه نابود شدنم به امام حسین آسیبی میزد که اونجوری لجبازی کردم ؟
جواب چشم و گوشم رو چی بدم که ساعت ها مجبورشون کردم به دیدن اون چرت و پرت ها فقططط برای لجبازی ؟
حالا چشمام نوشته های کوچیک و دور کتیبه های امام حسین رو نمیبینه حالا که دیگه نمیتونم گنبد و حرم رو واضح ببینم حالا خیلی از جمله ها باید چندین بار تکرار بشه تا بشنوم شون ...
حالا تازه فهمیدم امام حسین هیچیش نمیشه فقط خودم ضرر کردم..
پ.ن : من ضرر کردم و تو معتمد بازاری
بار مارا نخریدند تو بر میداری ؟
وابستگیم به گوشی و پیامرسان های مختلف به حدیه که هیییییچ چیز نمیتونه منو برای مدت طولانی ازش دور کنه به جز :
آدمای جذاب و کتاب های جذاب
بالاخرههههه پیش از غروب مسیح کردستان رو تموم کردم
خستم کرده بود اینقدر که طولانی شده بود خوندنش
بعدشم تا همین چند دقیقه پیش بولونی رو شروع و تموم کردم خییلیی خوب بود ولی بازم آخر اون ضد حال پایان جلد اول رو داشت 😒😭
لطفاااا هر کسی این پیام رو میبینه یه دعای از ته دل بکنه برای بنده که بتونم فردا برم مناجات ماه هاست نمیتونم شب جمعه برم مناجات و بدجور دلم گرفته و دعا کمیل نیمه شب میخواد ..