eitaa logo
شاید
28 دنبال‌کننده
206 عکس
50 ویدیو
2 فایل
شاید ، یعنی دنیا جایی برای گزاره های قطعی نیست https://daigo.ir/secret/21734247340 ناشناس @f_zamani_313 شناس
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید
گلدون پتوس بزرگم خودش داستان ها داره حدودا ۳ سال پیش یه روز که قرار بود با نرجس بریم مسجد سر راه دم
به نظرم عالییی شده بود توی یه روز یه گلدون پر پشت با برگ های خوشگل بلند داشتم که ظاهرش واااقعا خوب شده بود مخصوصا که تک تک برگ هاشو دستمال کشیده بودم و برررررق میزد‌ همون روز گلدون رو کنار جانمازم گذاشتم و با برگ های بلندش دور سجاده‌م رو تزئیین کردم (فکر کنم یه عکس هم گرفتم همون روز ولی احتمالا با گوشی a14 ام بوده و قطعا پاک شده) ولی خب این لذت ، بیشتر از یکی دو روز دوووم نیاورد برگ ها کم کم شل و ول شدن خودمم میدونستم که یه جای کار میلنگه و درست کردن گلدون پر پشت به این راحتیا نیست اما نمیخواستم قبول کنم... خاله که اومد خونمون بهش گفتم که این گل داره خراب میشه خاله تک تک شاخه ها رو از توی خاک کشید بالا اینقدررر راحت بالا میومدن که انگار نه انگار یه عالمه خاک روشون ریخته بودم!! خاله گفت این که هیچی ریشه نداره چرا اینجوریش کردی؟ گفتم آخه میخواستم زود درست بشه.. خاله گفت هیچ چیز قشنگ و موندگاری راحت به دست نمیاد این دقیقاااا همون چیزی بود که روز اول به ذهنم رسید برا به دست آوردن چیز های باارزش و موندگار باید زحمت کشید و وقت گذاشت..
حدودا دو یا سه ماه بعد خاله اومد خونمون و این بار قلمه هایی که خودش کوچیک کوچیک از گل مامان جدا کرده بود و توی آب گذاشته بود و اون وقت دیگه ریشه های بلند داشتن رو توی خاک کاشت و من یه گل پر پشت خیلی کوچولو موچولو داشتم هر قلمه نهایتا دو سه تا برگ داشت و همشووون کوچولو بودن اما کنار هم کل سطح گلدون رو سبز و قشنگ کرده بودن بعد از یه عالمه وقت برگ ها کم‌کم ساقه های بلند و جون‌دار پیدا کردن و دیگه توی گلدون جا نشدن چهار تا از بلند تریناشونو به دیوار چسب زدم عکس پیوست شده مال همون حدودا ست مال یه روز که ساعت ۳ ظهر بیدار شدم و دیدم بههههه چه خوشگل شدن زیر نور آفتاب 🥺😍
شاید
یکمی به این شاخه کااااملا خالی نگاه کنین فردا سر فرصت میخوام راجبش یه عااالمه حرف بزنم
یه تایمی هم از ترس هزارپا یکمی پودر زغال پاش ریخته بودم که یکمی زشتش کرده بود تا چهارماه پیش همین طور رشد میکرد و هر بار بالاتر چسبش میزدمم البته یکی از شاخه ها هم شکست و چون پایینش ریشه نداد بعد از مدتی تک تک برگ هاش رو چیدم و جدا جدا توی آب گذاشتم اینا رو گفتم که برسم به همینجا همههه اون پنج تا گلدون دیگه چندین بار گل هاشون جا به جا شده بود یا حداقل خاکشون رو عوض کرده بودم اما گلدون بزرگ رو چونکه ریشه های داخلش خیلی زیاد بودن و تعداد ساقه ای که توی خاک بود هم کم و بیش زیاد بود نتونسته بودم کاریش کنم زغال های روی خاک هم یکمی زشتش کردم تازه به خاطر اینکه خاکش ، خاک سبک نبود و خاک باغچه بود و توی این سه سال هم زیر و رو نشده بود تازه هر وقتم سطح خاک پایین بود پاش خاک میریختم اینقدرررر سنگین شده بود که هر بار میخواستم زیرشو جارو برقی بکشم یا آب اضافشو بریزم بلند کردنش مصیبت بود این شد که سه چهار ماه پیش بالاخره تصمیمم رو گرفتم و گفتم هر جور شده خاکش رو یه کاری میکنم که درست شه با یه قاشق شروع کردم به کندن خاک جوری که به ساقه ها و ریشه ها آسیب نزنه مدام هم به گلدون ضربه میزدم تا خاک ها جدا شن و خاک جدا شده رو توی سینی خالی میکردم ولی مگه به این راحتیا بود؟ حدودا دو سه ساعت نشستم سرش خیلی از گل های توش آسیب دید (از جمله همون ساقه ای که عکسسو ریپلای کردم) ولی با همه این ها فقط نزدیک ده سانت از خاک رو تونستم خالی کنم ریشه ها اون زیر به قدری کلفت و سفت شده بود که اصلااا نمیشد بدون اینکه بهشون آسیبی برسه خاک رو ازشون جدا کرد درس اخلاقیشم این بود که : اگر بدون اینکه ذره بهت آسیب روحی برسه کشوری که سال ها توش زندگی کردی رو ترک میکنی واقعا بی ریشه ای کلا هم خیلی از اذیت شدن و خراب شدن گل هام ناراحت میشم برا همین دیگه بیخیالش شدم همونا رو با خاک سبک قاطی کردم و دوباره ریختم روش و در اون لحظه من مونده بودم با یه عاااالمه گلی که توی این فرایند یا از ساقه کنده شده بودم یا ریشه هاشون جدا شده بود یا شکسته بودن ... واقعااا غم انگیز بود برام اون صحنه..
به طور کلی اعتقادم اینه که گل هایی که یهویی جدا شدن و خودم با قیچی چداشون نکردم رو یه مدت توی آب و یخ و توی یخچال نگه میدارم که میزان اکسیژن زیادی بهش برسه بعد از سه چهار روز توی گلدون شیشه ای تمیز آب و یه کمی عسل میریزم چون یه جا خوندم عسل ریشه زاست و بعد یه مدت معمولا ریشه میدن مگر اینه واقعا آسیب دیده باشن دیگه اگر بعد یک هفته الی ده روز یه ذره هم ریشه نده ساقه اش میگنده و مجبورم بندازمش دور اونا رو هم توی ظرف بزرگ آب و یخ چند روز نگه داشتم و بعدش توی آب گذاشتم همشونم ریشه دادن این دونه گل سبز بلندم رو معتقد بودم باااید حتما توی خاک خودش بکارم دوباره بقیه اشو بعضا توی گلدون های دیگه کاشتم ولی این سبزه و چند تا دیگه که بلند بودن رو الّا و بلّا میخواستم توی گلدون خودشون بکارم اگر بگم بیشتر از چهار باااار این گل رو کاشتم و ریشه اش نگرفته دروغ نگفتم اما داستان این شاخه مربوط به آخرین باریه که کاشتمش
حدودا یک ماه پیش و قبل کربلا توی خاک گذاشتمش و گفتم این دفعه دیگه اگر ریشه اش نگیره میندازمش دور واااقعااا هم خسته شده بودم ازش برگ هاش سبز بود اما کاااملااا شل و ول پژمرده کاشتمش توی خاک و رفتم کربلا و برگشتم و همیشه ام براش دعا میکردم از وضعیت برگ هاش مشخص بود که حالش خوب نشده اما دلم نمیومد بندازمش دور بالاخره پنج روز پیش وقتی که واقعاااا قیافه پژمرده ش کنار بقیه برگ های قشنگ و شاداب و روح دار توی ذوقم زد اومدم سراغش و گفتم و من خیلی بهت فرصت دادم پس تقصیر خودته ... ساقه رو کشیدم بالا و دقیقا همونطور که مشخص بود همه ریشه هاش خراب شده بود و ساقه خیلی راحت اومد بالا بهش نگاه کردم و دیدم یه جوونه کوچولو داره ساقه رو برگردوندم توی خاک و ازون جا که جوونه نداشت چیدم به جوونه کوچولوی ساقه داخل خاک گفتم دیگه خودتی و خودت برای بقا تلاش کن درست مثل ما آدما...
وقتش بود که بقیه اش رو دور بریزم اما باز هم دلم نیومد و برای بار پنجم خواستم بزارمش توی آب اما دیدم که یه تیکه حدودا ۲۵ سانتیش فقط ساقه است و اصلا هیچی برگ نداره حدودا ۱۵ سانتش رو جدا کردم و بقیه اش رو گذاشتم توی بطری ای که قبلا یه شاخه دیگه رو هم گذاشته بودمش توش خب دیگه طبیعتا اون ۱۵ سانت رو باید مینداختم دور هیییچییی نداشتم اما یکم که بهش دقیق شدم دیدم که از جای هر برگی که کنده شده یه جوونه کوچولو زده اینقدرررر کوچولو که اصلا ممکنه بزرگ نشه و برگ نشه اما بازم دلم نیومد بندازمش بره باز اون تیکه رو هم جدا گذاشتمش توی آب و به این فکر کردم که شاید توی یه کل اجزا مشکل داشته باشن اما معمولا متصل کننده اجزا به هم تا لحظه آخررر برای این کل تلاش میکنه برای اینکه این کل کامل بمونه اون برگ های خودخواه حتی ذره ای هم از پژمرده بودنشون کم نشد اما ساقه مدااااام برای بقای اون شاخه گل بزرگ تلاش کرد... و شاید دقیقا به همین خاطر بود که ازون برگ های بی لیاقت جدا شد برگ ها رو هم امروز وقتی که دیدم دیگه حالم داره از قیافشون بهم میخوره برداشتم تیکه تیکه بریدم و گذاشتم توی آب و یخ و اگر ازین حالت پژمرده در نیان چند روز دیگه واااقعااا میندازمشون سطل آشغال امیدوارم اون ساقه بتونه تنهایی خوب زندگی کنه زنده بمونه و با برگ های با معرفت تر و ناز تر و تلاشگر تری همراه بشه سرنوشت ساقه رو احتمالا تا دو سه هفته دیگه شایدم زودتر میام بهتون اطلاع میدم
چرا این همههههه وقت راجع به این گل ها صحبت کردم؟ چون دوست دارم زندگی موجودات زنده دیگه غیر از انسان رو ببینم و به بقیه نشون بدم و متاسفانه تو آپارتمان به جز گل های آپارتمانی هیچ موجود زنده دیگه ای نمیشه پرورش داد حتی انسان ...
هدایت شده از ♡هانـــ🦋ـــیل♡
رفیق خوب نیمی از مسیر سعادته و تفریح رفتن باهاشون نیمی از لذت های بهشتیه
شاید
رفیق خوب نیمی از مسیر سعادته و تفریح رفتن باهاشون نیمی از لذت های بهشتیه
دروغ میگه نه رفیقا خوب بودن نه تفریحش خوب بود فقطططط خوردنی ها خوب بودن مخصوصااااا چایی و کوکی خییلیییی چسبید
هدایت شده از ♡هانـــ🦋ـــیل♡
البته بگما من به واسطه رشتم که تقریبا مذهبیه و مدرسه هم که از مدارس دیگر این رشته مذهبی تره اینهمه دوست خوب پیدا کردم این گل ها همکلاسی های عزیزم هستن😌
شاید
البته بگما من به واسطه رشتم که تقریبا مذهبیه و مدرسه هم که از مدارس دیگر این رشته مذهبی تره اینهمه
گل ؟ همشووووون گل خرزره ان به جز چند تا دونه انگشت شمار که استثنا ان