حدودا یک ماه پیش و قبل کربلا توی خاک گذاشتمش و گفتم این دفعه دیگه اگر ریشه اش نگیره میندازمش دور واااقعااا هم خسته شده بودم ازش برگ هاش سبز بود اما کاااملااا شل و ول پژمرده
کاشتمش توی خاک و رفتم کربلا و برگشتم و همیشه ام براش دعا میکردم
از وضعیت برگ هاش مشخص بود که حالش خوب نشده اما دلم نمیومد بندازمش دور
بالاخره پنج روز پیش وقتی که واقعاااا قیافه پژمرده ش کنار بقیه برگ های قشنگ و شاداب و روح دار توی ذوقم زد اومدم سراغش و گفتم و من خیلی بهت فرصت دادم پس تقصیر خودته ...
ساقه رو کشیدم بالا و دقیقا همونطور که مشخص بود همه ریشه هاش خراب شده بود و ساقه خیلی راحت اومد بالا بهش نگاه کردم و دیدم یه جوونه کوچولو داره ساقه رو برگردوندم توی خاک و ازون جا که جوونه نداشت چیدم به جوونه کوچولوی ساقه داخل خاک گفتم دیگه خودتی و خودت برای بقا تلاش کن درست مثل ما آدما...
وقتش بود که بقیه اش رو دور بریزم اما باز هم دلم نیومد و برای بار پنجم خواستم بزارمش توی آب اما دیدم که یه تیکه حدودا ۲۵ سانتیش فقط ساقه است و اصلا هیچی برگ نداره حدودا ۱۵ سانتش رو جدا کردم و بقیه اش رو گذاشتم توی بطری ای که قبلا یه شاخه دیگه رو هم گذاشته بودمش توش
خب دیگه طبیعتا اون ۱۵ سانت رو باید مینداختم دور هیییچییی نداشتم اما یکم که بهش دقیق شدم دیدم که از جای هر برگی که کنده شده یه جوونه کوچولو زده اینقدرررر کوچولو که اصلا ممکنه بزرگ نشه و برگ نشه اما بازم دلم نیومد بندازمش بره باز اون تیکه رو هم جدا گذاشتمش توی آب
و به این فکر کردم که شاید توی یه کل اجزا مشکل داشته باشن اما معمولا متصل کننده اجزا به هم تا لحظه آخررر برای این کل تلاش میکنه برای اینکه این کل کامل بمونه
اون برگ های خودخواه حتی ذره ای هم از پژمرده بودنشون کم نشد اما ساقه مدااااام برای بقای اون شاخه گل بزرگ تلاش کرد...
و شاید دقیقا به همین خاطر بود که ازون برگ های بی لیاقت جدا شد
برگ ها رو هم امروز وقتی که دیدم دیگه حالم داره از قیافشون بهم میخوره برداشتم تیکه تیکه بریدم و گذاشتم توی آب و یخ و اگر ازین حالت پژمرده در نیان چند روز دیگه واااقعااا میندازمشون سطل آشغال
امیدوارم اون ساقه بتونه تنهایی خوب زندگی کنه زنده بمونه و با برگ های با معرفت تر و ناز تر و تلاشگر تری همراه بشه
سرنوشت ساقه رو احتمالا تا دو سه هفته دیگه شایدم زودتر میام بهتون اطلاع میدم
چرا این همههههه وقت راجع به این گل ها صحبت کردم؟
چون دوست دارم زندگی موجودات زنده دیگه غیر از انسان رو ببینم و به بقیه نشون بدم
و متاسفانه تو آپارتمان به جز گل های آپارتمانی هیچ موجود زنده دیگه ای نمیشه پرورش داد
حتی انسان ...
هدایت شده از ♡هانـــ🦋ـــیل♡
رفیق خوب
نیمی از مسیر سعادته
و تفریح رفتن باهاشون نیمی از لذت های بهشتیه
شاید
رفیق خوب نیمی از مسیر سعادته و تفریح رفتن باهاشون نیمی از لذت های بهشتیه
دروغ میگه نه رفیقا خوب بودن نه تفریحش خوب بود
فقطططط خوردنی ها خوب بودن مخصوصااااا چایی و کوکی خییلیییی چسبید
هدایت شده از ♡هانـــ🦋ـــیل♡
البته بگما
من به واسطه رشتم که تقریبا مذهبیه و مدرسه هم که از مدارس دیگر این رشته مذهبی تره اینهمه دوست خوب پیدا کردم
این گل ها همکلاسی های عزیزم هستن😌
شاید
البته بگما من به واسطه رشتم که تقریبا مذهبیه و مدرسه هم که از مدارس دیگر این رشته مذهبی تره اینهمه
گل ؟
همشووووون گل خرزره ان
به جز چند تا دونه انگشت شمار که استثنا ان
وقتی بهش فکر میکنم به این نتیجه میرسم که مردا اصولا از ناتوانی زن ها و توانگر بودن در مقابلشون لذت میبرن و تنها دلیلی که میتونه پشت این گزاره "دخترای خنگ جذابن" باشه همینه
به نظرم جنس مرد هر گونه برتری نسبت به جنس زن رو میپسنده مخصوصا برتری عقلی
احتمالا این موضوع بخاطر روحیه سلطهگر مرد و روحیه سلطه پذیر زن در سالیان متمادی تثبیت شده
محمد حسین پویانفرنماهنگ علی را من نمیدانم 320.mp3
زمان:
حجم:
12M
یه صوت مدح؟❌
تک تک خاطرات اتوبوس مهران نجف سفر عرفه... ✅
شاید
خبر بد اینکه : اگر بخوای زندگی واقعی کنی نمیتونی دائم توی مجازی باشی پس اگر دائم توی مجازی هستی زند
دلیل اینکه از این ۲۴ ساعت باغ با بچه های پویش هیچ محتوای تصویری ندارم