| _ من گفتم مهم نیست، ۳ صبح از خوابِ بد پریدم . من گفتم مهم نیست ، تا صبح به سقف خیره موندم . من گفتم مهم نیست ، وقتی داشتم امتحان میدادم ورقو خط خطی کردم
من گفتم مهم نیست ، موقع صبحونه خوردن به استکان چای خیره موندم . من گفتم مهم نیست ، اتاقمو صدباره مرتب کردم . من گفتم مهم نیست ، غذای مورد علاقمو نخوردم .
من گفتم مهم نیست ، توهم باور کن . بذار راحت تر خودمو گول بزنم .
قطع ارتباط کردن با من بی دردسرترین کار دنیاست فقط کافیه بهم پیام ندی و باهام حرف نزنی منم دقیقا همون کارو میکنم.
| _ یه جایی از زندگی میرسه که دیگه ناراحت نمیشی، فقط سرد میشی.
نه چون بی احساس شدی، نه..
فقط خسته میشی از این که هی توضیح بدی چی آزارت داده، چی دلتو شکسته، چی باعث شده از درون جمع بشی.
از یه جایی به بعد، آدم فقط ساکت میشه؛
و این سکوت، از هر حرفی تلخ تره..
اتاق زیر شیروونی²☕
انقدر به حس شیشمم اعتماد دارم که هر هشداری بهم بده بدون تحقیق میپذیرم💀👐🏼³
انقدر به حس شیشمم اعتماد دارم که هر هشداری بهم بده بدون تحقیق میپذیرم💀👐🏼⁴
اتاق زیر شیروونی²☕
من فقد میخام برم حرم دیگه هیجاااا³
من فقد میخام برم حرم دیگه هیجاااا⁴
امروز روزِ کلمه هاست روزِ اون کسی که شعر میگه و شعر میفهمه ؛ روز اون کسی که دلش با ادبیات فارسی گره خورده و شعر و شاعری و فهمش تو وجودش شعله وره:)
روز ادبیات فارسی روزِ کسی هستش که از ته دلش فارسی رو پاس میداره ؛
و باهاش همچی رو اغراق میکنه :)
اتاق زیر شیروونی²☕
‹ ۲۰ روز ، ۲۰ تا کار ِرندم🦖 › ۱. ی ِچیزی ك همیشه همراهته ؟ ۲. چرا این اسم رو برای ِچنلت انتخاب کردی
۴. زینب
نمی دونم دلی دوسش دارم :)