داداشم داشت تعریف میکرد که خواب دیده داره با رییس فلان بانک دعوا میکنه،مامانمم داشت نصیحتش میکرد که چرا دعوا کردی
داشتم کشف جدیدمو به خونوادم نشون میدادم،بعد اینکه با تاسف نگاهم کردن اجیم گفت ماما فریماهرو بفرست تیمارستان
هدایت شده از اُتاقَکِ مَخفی୨୧