هدایت شده از متهم ردیف اول _
میگویید عشق چیست ومن راجب ان
نظری ندارم.قبل ازمن هم
کسانی مدعی بوده اندو چیزهایی گفتند
که درنهایت مردند .من نمیخواهم بمیرم
پس دراینباره حرفی ندارم. اخر میدانید؟
پای عشق وسط بیاید پای سحرگاهی
دلپذیر وسط می اید که زمین میشود
چهارپایه ای که از زیرپایتان درمیرود و
شما به تماشای جهان تاب خواهید خورد .
اگرخیلی شانس بیاورید قبل تاب دادنتان
عشق درگوشی ازشما خواهد پرسید
وصیت یا تقاضایی دارید ؟یا مثلا اینکه
بخواهید نحوه توبه و استغفار را بدانید ؟
_ویل، متهم ردیف اول
چمدان بی صاحب-66
مهر ، اسفند از دستت ناراحته .
چون زیر پست"گوسفندا چه کارایی رو نمیتونن انجام بدن" تگش کردم و نوشتم "ولی تو پیشرفتهای"؟
چمدان بی صاحب-66
##
اقا چه بخواین چه نخواین،این دوتا واقعا عاشق هم نبودن
بچگیای دن رو یادتونه؟جکیونگ برای "مدت کوتاهی" باعث شد دن دیگه مثل قبل گوشه گیر نباشه و تاحدودی تروماهای بچگیشو فراموش کنه و بخاطر همین کنارش حس امنیت "قلابی"میکرد.(دن از روی بعضی رفتارهای جکیونگ کلا ی شخص دیگه توی ذهنش ساخته بود و به اون شخصیت ذهنیش که *فکر میکرد*واقعیه وابسته شده بود)
جکیونگ هم تمام عمرش تنها زندگی میکرد و برای ی مدت کوتاه دن همخونهش شده بود و بهش "عادت" کرده بود،بخاطر همینم رفت دنبالش تا برش گردونه
درکل این دوتا فقط وابسته هم شده بودن و بهم عادت کرده بودن وگرنه عشقی درکار نبوده(البته ممکنه بعدها واقعا عاشق هم بشن)
پ.ن:یجوری میگم بعدها انگار وجود خارجی دارن.خدایا شفام بده
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
کاش توی بحث سه ثانیه فقط حرف طرف مقابلو گوش بدین
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
بعد دوباره طرف میخواد من رو قانع کنه که اون چیزی که فکر میکنه من دارم میگم اشتباهه