چمدان بی صاحب-66
زنگ اول یکی از بچها یهو اومد تو گفت فهمیدین چیشد؟ بعد داشت تعریف میکرد که دوستاش پریدن رو ی بدبختی و
با ددی ارتای مدرسه هم رفاقت و برادر شدم(دوست بچگیِ دوست صمیمیه بعد همون دوستم مقعنمو دراورد که با موهام بازی کنه بعد اون دید گفت عهه توهم ددی ارتایی فکرمیکردم فقط خودم ددی ارتام بعد نمیدونم چی شد رفاقت و برادری شدیم)
چمدان بی صاحب-66
زنگ اول یکی از بچها یهو اومد تو گفت فهمیدین چیشد؟ بعد داشت تعریف میکرد که دوستاش پریدن رو ی بدبختی و
قبلا میتونستم روزمو کلمه کنم...