eitaa logo
پرسمان اعتقادی
41.8هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.7هزار ویدیو
71 فایل
🔹تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی سخن از مقدس و قدسی می شود، ناظر است به بُعد روحانی و معنوی و مرتبط بودن آن با عالم ماوراء ماده و طبیعت؛ به بیان دیگر، می خواهیم ببینیم کدام مکان، انتساب و تعلقش به خداوند و «الله» بیشتر است و به همین خاطر، تقدس بیشتری دارد و در نزد مؤمنان، مقدس است. در عالَم، آیات و نشانه های خداوند متعال بی نهایت است و هر نعمتی را می توان به خداوند نسبت داد؛ زمین کشاورزی، گرچه منبع نعمت های زیادی است، ولی مقدس و قدسی محسوب نمی شود. در قرآن کریم، به شرافت و مقدس بودن برخی موارد، مانند سرزمین طوی، سرزمین مقدس و کعبه (بیت الله) اشاره شده است: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى‏»؛ من پروردگار توام! كفشهايت را بيرون آر، كه تو در سرزمين مقدّس «طوى» هستى‏.(1) «يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتي‏ كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ»؛ اى قوم! به سرزمين مقدّسى كه خداوند براى شما مقرّر داشته، وارد شويد.(2) «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ»؛ و (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براى مردم قرار داديم! و (براى تجديد خاطره،) از مقام ابراهيم، عبادتگاهى براى خود انتخاب كنيد! و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه: «خانه مرا براى طواف‏ كنندگان و مجاوران و ركوع‏ كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكيزه كنيد!»(3) «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمينَ»؛ نخستين خانه ‏اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است كه در سرزمين مكّه است، كه پر بركت، و مايه هدايت جهانيان است.(4) ـ کعبه و دین الهی «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ»؛ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: تا کعبه پابرجاست، دین خدا پابرجاست.(5) ـ کعبه، محاذی بیت المعمور و عرش الهی «وَ رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ لِمَ سُمِّيَتِ الْكَعْبَةُ كَعْبَةَ قَالَ لِأَنَّهَا مُرَبَّعَةٌ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَتْ مُرَبَّعَةً قَالَ لِأَنَّهَا بِحِذَاءِ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْبَيْتُ الْمَعْمُورُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّهُ بِحِذَاءِ الْعَرْشِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْعَرْشُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّ الْكَلِمَاتِ الَّتِي بُنِيَ عَلَيْهَا الْإِسْلَامُ أَرْبَعٌ وَ هِيَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»؛ روایت شده که از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد: براى چه کعبه، کعبه نامیده شده است؟ ‌حضرت فرمودند: زیرا چهارگوش است. سؤال کننده پرسید: براى چه چهارگوش است؟ امام فرمودند: زیرا محاذى و برابر بیت المعمور است و آن چهار گوش است. سائل پرسید: براى چه بیت المعمور چهار گوش است؟ امام فرمودند: زیرا محاذى عرش است و آن چهار گوش است. پرسیده شد: چرا عرش مربع است؟ حضرت فرمودند: زیرا کلماتى که اسلام بر آن بنا شده چهار تا است و آن ها عبارتند از: «سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اکبر» (6)
پرسمان اعتقادی
وقتی سخن از مقدس و قدسی می شود، ناظر است به بُعد روحانی و معنوی و مرتبط بودن آن با عالم ماوراء ماده
بنابر این: باید گفت از مقدس ترین مکان ها، کعبه و بیت الله الحرام است. البته مساجد، مشاهد مشرفه و حرم های ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز مقدس هستند ولی در مقام رتبه بندی می توان گفت کعبه و خانه خدا، جایگاه و اهمیت بیشتری دارد. 📚پی نوشت ها: 1. طه: 20/ 12. 2. مائده: 5/ 21. 3. بقره: 2/ 125. 4. آل عمران: 3/ 96. 5. ابن بابويه، علل الشرائع‏، ناشر: كتاب فروشى داورى‏ ـ قم‏، چاپ اول، 1385 ش / 1966 م‏، ج ‏2، ص 396، ح 1. 6. همان، ج ‏2، ص 398، ح 2. 🔰 @p_eteghadi 🔰
موقعی که نماز می خوانیم بهتر است به چه چیزهایی فکر کنیم؟مثلا به معنای آیات و اذکار توجه کنیم؟ یا فقط توجهمان به درست ادا کردن کلمات باشد؟یا به نعماتی که خداوند داده فکر کنیم؟ یا به گناهانمان فکر کنیم؟یا به عظمت خداوند و آفریده هایش فکر کنیم؟ دقیقا توجهمان باید به چه چیزهایی باشد؟​​​ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
پرسمان اعتقادی
موقعی که نماز می خوانیم بهتر است به چه چیزهایی فکر کنیم؟مثلا به معنای آیات و اذکار توجه کنیم؟ یا فقط
امام صادق (عليه السلام ) مي‌فرمايند: «اِنَّ الْعَبْدَ لَتُرْفَعُ لَهُ مِنْ صَلَاتِهِ نِصْفُهَا أَوْ ثُلُثُهَا أَوْ رُبُعُهَا أَوْ خُمُسُهَا وَ مَا يُرْفَعُ‏ لَهُ‏ إِلَّا مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِه‏ (1) همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش يا خمسش بالا برده مي شود و آن مقداري از نماز كه توجّه قلبي داشته باشد بالا برده مي شود.» نماز بي حضور قلب، نماز حقيقي نيست و وقتي نماز از حقيقت و باطن خود جدا شد، به صورت يك عمل بي روح در می‌آید و بالطبع آن اثر لازم را نخواهد داشت. البته حضور قلب دارای مراتبی می باشد که به برخی از آنها اشاره می شود: مرتبه اول: شخص نمازگزار بايد اجمالا بداند كه با خداوند سخن مي گويد و حمد و ثناي او مي كند، اگر چه به معاني الفاظ توجه نمي كند. اين مرتبه براي آناني است كه معاني نماز را نمي دانند؛ «حضرت امام خميني»(ـ قدّس سره) از قول مرحوم «شاه آبادي»( قدّس سره) نقل مي كند: « براى اين نحو عبادت مثل مى‏‌زدند به اينكه يكى قصيده‏ در مدح كسى بگويد و به طفلى كه معناى آن را نمى‏ فهمد بدهد كه در محضر او بخواند و به طفل‏ بفهماند كه اين قصيده‏ در مدح اين شخص است. البته آن طفل‏ كه قصيده را مى‏‌خواند اجمالا مى‏‌داند ثناى ممدوح را مى‏‌كند، گرچه كيفيت آن را نمى‏‌داند. ماها نيز كه طفل ثنا خوان حق هستيم و نمى‏‌دانيم كه اين عبادات را چه اسرارى است و هر يك از اين اوضاع الهيه با چه اسمى از اسماء ارتباط دارد و به چه كيفيت ثناى حق است، اين قدر بايد ملتفت باشيم كه هر يك از آنها ثنائى است از كامل مطلق و معبود و ممدوح على الاطلاق، كه خود ذات مقدس در اين اوضاع خود را ثنا فرموده و ما را امر فرموده كه در پيشگاه مقدسش اين نحو ثنا كنيم.» (2) مرتبه دوم: علاوه بر مرحله قبلي، به معاني كلمات و اذكار نيز توجه داشته باشد و بداند كه چه مي گويد. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: «من صلّي ركعتين يعلمُ ما يقولُ فيهِما انصرَفَ و ليسَ بَينَهُ و بينَ الله ذنبٌ (3) هر كس دو ركعت نماز بخواند در صورتي كه بداند چه مي گويد، از نماز فارغ مي شود در حالي كه بين او و خداوند گناهي نيست» در اين مرحله، قلب تابع زبان است. مرتبه سوم: اسرار عبادت و حقيقت اذكار و تسبيح و تحميد و ساير مفاهيم را بفهمد، و در حال نماز به آنها توجه كند تا خوب بداند چه مي گويد و چه مي خواهد. در این زمینه می توان به کتاب های ذیل مراجعه نمود. 1- پرتوی از اسرار نماز/قرائتی 2-اسرار الصلاة/امام خمینی 3- اسرار الصلاة/فیض کاشانی 📚پی نوشها: 1.مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار(ط- بيروت)، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت؛ 1403ق،ج81،ص238. 2.امام خمینی، روح الله،چهل حدیث، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى،ص434. 3.كلينى، محمد بن يعقوب‏، كافي(ط- دار الحديث)، دار الحديث‏،قم‏، 1429 ق،ج6،ص14. 🔰 @p_eteghadi 🔰
14_SEMO-Mohammadi-Pasokh_Be_Soalate_Eteghadi_(71)-1.mp3
5.35M
پرسش و پاسخ اعتقادی 🔹حجه الاسلام جلسه 71 - تفاوت ماموریت پیامبران الهی در چیست؟ 🔰 @p_eteghadi 🔰
لطف کنید به طور خلاصه بگید که چطور به شبهه ی پیامبری کوروش کبیر و دین گفتار نیک پندار نیک رفتار نیک پاسخ بدهیم؟ ✅ پاسخ کوروش بر فرض اینکه پیامبر بوده، با آمدن دین جدید و کامل‌تر، منسوخ می‌شود. همینطور در مورد دین زرتشت. کسانی که از دین زرتشتی دم می زنند، اگر از آموزه‌های آن اطلاع داشتند هرگز آن را حتی به عنوان دین الهی نمی‌پذیرفتند. مطالب خلاف عقل و خشن و مخصوصاً ضد زن که در کتب آنها موجود است در پست‌های قبل آمده است. اما آموزه گفتار نیک... یک آموزه‌ی بسیار کلی است، یعنی همه میدانند که باید گفتار نیک و... داشته باشند حتی ترامپ هم این ادعا را دارد، اما اینکه گفتار نیک چیست؟ کردار نیک چیست؟ و.... نیاز به تبیین دارد که در این خاتم، تبیین شده است. ــــــــــــــــ 🔰 @p_eteghadi 🔰
🎤در برخی از روایات دو کلمه «عج» و «ثج» در باره دو عمل از اعمال حج ذکر شده است که روایات آن به شرح زیر است. در روايتی می خوانیم که چون رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) محرم شد، جبرئيل نزد او آمد، و گفت: اصحابت را به‏ «عجّ» و «ثجّ» مأمور كن، پس عجّ‏ بانگ برآوردن به لبّيك، و ثجّ‏ قربانى كردن اشتران است.(1) در کتاب «خصال» مرحوم شیخ صدوق در بخش خصال چهار گانه، یکی از امور چهار گانه ای که خدای سبحان از اعمال حج برگزیده است «عج» و « ثج» است. در این روایت می خوانیم: و از حج چهار چيز را برگزيد: «ثجّ‏» و «عجّ‏» احرام و طواف. منظور از «ثجّ‏» قربانى كردن شتر و منظور از «عجّ‏» سر و صداى مردم به هنگام گفتن لبيك است.‏(2) على (عليه السّلام) فرموده: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) روز عيد قربان براى مردم خطبه مى‏ خواند و مى‏ فرمود: اى مردم! امروز، روز «ثجّ‏» و «عجّ‏» است، روز «ثجّ‏» است بدين خاطر كه خون قربانى‏ ها را مى ‏ريزيد، هر كس نيّت خالصانه و صادقانه داشته باشد، اولين قطره خونى كه روى زمين ريخته مى‏ شود، كفّاره گناه او خواهد بود. و روز «عجّ‏» يعنى روز دعاست، پس به درگاه خدا ناله بزنيد و انابه داشته باشيد، زيرا به خدايى كه جان محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به دست اوست، از اين سرزمين كسى محروم و ناآمرزيده بر نمى ‏گردد، مگر اين كه مرتكب «گناه كبيره» اى شده‏ باشد، كه بر آن اصرار و ابرام داشته، و تصميم نداشته باشد، وجود خويش را از چنگال آن گناه آزاد گرداند!(3) 📚پی نوشت ها: 1. ابن بابويه، محمد بن على، ترجمه من لا يحضره الفقيه مصحح: علی اکبر غفاری، ناشر: صدوق، 1367ش. چاپ اول، تهران، ج‏3، ص210. 2. ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، ترجمه جعفرى، ناشر: نسیم کوثر، 1382ش. چاپ اول، قم، ج‏1، ص329. 3. راوندى كاشانى، فضل الله بن على، النوادر(للراوندي)، ترجمه صادقى اردستانى، ناشر: بنیاد فرهنگ اسلامی کوشانپور، 1376ش؛ چاپ اول، تهران، ص267. 🔰 @p_eteghadi 🔰
دو کلمه «ثج» و «عج» به چه معناست؟ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
┈•❀•┈ 💠 دعای در ❀ خابَ الوافِدونَ عَلیٰ غَيرِكَ، وخَسِرَ المُتَعَرِّضونَ إلّا لَكَ، ▫️ «آنان که بر غیر تو بار یافتند، ناامید گشتند، و آنان که به جز تو پرداختند، زیانکار شدند، ❀ وضاعَ المُلِمّونَ إلّا بِكَ، وأَجدَبَ المُنتَجِعونَ إلّا مَنِ انتَجَعَ فَضلَكَ، ▫️ و آنان که به جز تو روی آوردند، به تباهی رسیدند، و آنان که روزیِ خود را از غیر تو جستند، دچار قحطی شدند. ❀بابُكُ مَفتوحٌ لِلرّاغِبينَ، وخَيرُكَ مَبذولٌ لِلطّالِبينَ، ▫️ دروازه‏ات به روی مشتاقان، باز است و خیرت برای خواهندگان، در دسترس است ❀وفَضلُكَ مُباحٌ لِلسّائِلينَ، ونَيلُكَ مُتاحٌ لِلآمِلينَ، ▫️ و احسانت برای نیازمندان، بی مانع است و عطایت برای آرزومندان، آماده است ❀ورِزقُكَ مَبسوطٌ لِمَن عَصاكَ، وحِلمُكَ مُتَعَرِّضٌ لِمَن ناواكَ، ▫️ و روزی‏ات حتّی برای روی‏گردانان از فرمانت، گسترده است و بردباری‏ات، دشمنانت را نیز در بر می‏گیرد. ❀عادَتُكَ الإِحسانُ إلَى المُسيئينَ، وسَبيلُكَ الإِبقاءُ عَلَى المُعتَدينَ. ▫️ شیوه‌ات، احسان به بدکاران، و روشت، باقی گذاشتن متجاوزان است. ❀اللّٰهُمَّ فَاهدِني هُدَى المُهتَدينَ، وَارزُقنِي اجتِهادَ المُجتَهِدينَ، ▫️ خدایا! مرا به راه ره یافتگان ره‌نمون شو، و تلاش تلاشگران را روزى‏ام فرما ❀ولا تَجعَلني مِنَ الغافِلينَ المُبعَدينَ، وَاغفِر لي يَومَ الدّينِ. ▫️ و مرا از بى‌خبرانِ دور شده قرار مده و روز جزا مرا بیامرز». 📚 الإقبال: ج ۳ ص ۲۰۹ 🔰 @p_eteghadi 🔰
کشورهای غربی بعد از جنگ جهانی اول و دوم سریع خودشان را ساختند و کاری به کار دين نداشتند، بلکه قوانيني که با فکر خود به آن ها رسيده بودند را اجرا کردند، آيا دين برای اداره جامعه لازم است؟ آیا دین مانع پیشرفت نیست؟ آيا بدون دين و با فکر بشر نيز می توان جامعه را اداره کرد؟ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
پرسمان اعتقادی
کشورهای غربی بعد از جنگ جهانی اول و دوم سریع خودشان را ساختند و کاری به کار دين نداشتند، بلکه قوانين
برای پاسخ به پرسش حاضر، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم: نکته اول: در مواجهه با دین نباید به مغالطه «کنه و وجه» دچار شد، یعنی نباید وجهی از دین را برگرفت و آن را کنه و تمام دین به حساب آورد. در اين سؤال، تمام ابعاد، فوايد، فلسفه و ضرورت دين، در يک امر جزئی همچون پيشرفت مادی و تکنولوژيک فروکاسته شده و از اين رهگذر سعی شده اين گونه وانمود شود که اين وجه جزئی از فوايد دين، به مثابه کل و کنه دين بوده و اگر بتوان در اين وجه تشکيکي وارد کرد، گويی تمام فايده و ضرورت دين زير سؤال رفته است! مگر اين که بگوييد، با باقی فوايد دين کاری نداريد، و يا آن ها را قبول کرده ايد و صرفا می خواهيد در اين يک فايده جزئی، اشکال کنيد، که آيا می توان از اين طريق به ضرورت دين رسيده يا خير؟ اگر اين گونه باشد، وجه معقولی براي سیؤال شما حاصل خواهد شد. نکته دوم: خداوند، عالم را بر اساس قوانيني اداره مي کند که در ساحت ديني از آن به «سنت هاي الهي» ياد مي شود. ويژگي اين سنت ها اين گونه است که تغيير ناپذير بوده و نسبت به همه انسان ها، در هر زمان و در هر مکاني عموميت دارد. فرض بفرماييد در قوانين فيزيک، قانوني به نام قانون جاذبه زمين وجود دارد که يک قانون عام بوده و در مورد همه انسان ها و همه مکان ها عموميت دارد. هر کسي مي تواند از اين قانون بهره مند شده و به نفع خود آن را بکار گيرد. سنت ‌هاي الهي نيز، قوانيني تکويني هستند که نظام هستي بر اساس آن سامان يافته و در قبال همه انسان ها و در همه جا جاري مي باشد. از جمله اين سنت ها، سنتي اجتماعي است که بر اين تعلق گرفته تا هر قوم و ملتى، در جهتى كه به فعاليت و تلاش مى ‏پردازد - چه در جهت بهبود امور دنيوى و چه در جهت صلاح آخرت - از مدد پروردگار برخوردار شود و از نتايج تلاش‏ هاى خود بهره گيرد. قرآن مجيد در آياتي پس از آن که به مسئله ياري انسان هاي صالح و انسان هاي ناصالح در آن چه براي آن تلاش مي کنند، اشاره مي کند، در ادامه به صراحت مى ‏فرمايد: «كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً»(1) [ترجمه: ] ما هر دسته‏ اى را [در همان راهى كه به همت و اراده خود انتخاب كرده ‏اند] يارى مى‏ رسانيم. يارى پروردگار از هيچ کسی [صاحب اراده و فعالى‏] قطع نمى‏ شود. خداوند، سرنوشت هر قوم و ملّتي را به خود ايشان واگذاشته و هيچگاه به صورت قهري و قطعي قومي را به صلاح و فلاح مجبور نمي کند. چرا که اختيار انسان ها براي خداوند اهميت فوق العاده داشته و از آن دفاع مي کند. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»(2) [ترجمه: ] يقيناً خدا سرنوشت هيچ ملتى را [به سوى بلا، نكبت، شكست و شقاوت‏] تغيير نمى ‏دهد تا آنكه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شايسته و پسنديده‏] در وجودشان قرار دارد به زشتى‏ ها و گناه تغيير دهند. از اين رو اين نيز سنت الهي است که خداوند با هيچ قومي عقد اخوت نبسته و سند نعمات خود را الي الابد به نام هيچ ملتي صادر نکرده است. بلکه معيار، ايمان و عمل صالح است که در صورت وجود، خداوند نيز سنت حمايتي خود را اعمال خواهد کرد. همچنان که در قرآن کريم مي فرمايد: «انْ تَعُودُوا نَعُدْ»(3) [ترجمه: ] و اگر بازگرديد، ما نيز بازمى‏ گرديم‏. در نتيجه اگر ملتي براي هدفي که دارد پيوسته تلاش کرده و سختي هاي اين راه را تحمل کند، مي تواند از نعمات تلاش خود نيز بهره مند شود. نابرده رنج گنج ميسر نمي شود * مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد