4 . به دکتر شریعتی به سه دید ممکن است نگاه شود:
1 . محقق جامعالشرایط و واجد حد نصاب همه شرایط لازم برای یک اسلامشناس محقق و صاحبنظر مجتهد که صلاحیتهای علمی مؤثر را آنچنان که در حوزهها معمول است به دست آورده و علاوه بر آن صلاحیتها، صلاحیتهای لازم دیگر را نیز که محققان حوزههای فعلی معمولاً در حد نصاب ا زآن برخوردار نیستند کسب کرده و بر آنها افزوده و در نتیجه به نوآوریهای محققانهای توفیق یافته که از اسلام، شناختی نو و زنده و پاسخگو به نیازهای عصر در عین حال تحقیقی و مستند به دست آورد. این یک نوع دیدن مرحوم دکتر شریعتی است. بنده چنین دیدی را نسبت به ایشان ندارم و نه تنها ندارم بلکه با آشنایی قابل ملاحظهای که با خودش و کارهایش دارم این دید را بسیار مغالطهآمیز و نابجا میدانم رد میکنم.[4]
5 . دکتر خامیهای فراوانی در بازشناسی اسلام دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحهای و ذوقیاش بسیار کمتر است. من میدانم که او در این برداشتهای سلیقهای و ذوقی که میتواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد، ضررها هم زده و یا میزند.[5]
6 . شما طلاب حق ندارید همه مطالب دکتر شریعتی را برای همه مردم نقل کنید و خوراک فکری جوانهای ما قرار بدهید. چنین حقی ندارید؛ چون خطا خیلی زیاد است،شما حق ندارید.[6]
7 . دو نقد دیگر هم بر دکتر بود ـ که نقد بر همان شاعریت و روح حساس اوست ـ یکی پرخاشگریهای نابجا، و یا بیش از حد، به چهرهها، در گفتهها و نوشتههایش و دیگری ستایشگریهای مفرط. انسان در بعضی از نوشتههای او میبیند اباذری که او توصیف میکند انگار یک قدم از محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ بالاتر است این همانی است که اول عرض کردم که دکتر به نظر من بیش از آنکه اندیشمند باشد شاعر بود.[7]
8 . یادم میآید در یک دیدار دیگری که بعد از آمدن از زندان بود همین را به او گفتم. گفتم دکتر چرا در کتاب «کویر» نوشتهای «معبودهای من»؟ معبودهای من یعنی چه؟ البته خودش یک بحث و نظر دیگری داشت و میگفت من با یک دید دیگری این را نوشتم. گفتم آقا، این دید دیگر که در این عبارات منعکس نمیشود.[8]
9 . گفتم دکتر شریعتی از دید من یک محقق جامعالشرایط و جامعالاطراف در زمینه مسائل اسلامی که دارای صلاحیتهای فنی لازم برای اظهار نظر درباره مسائل اسلامی و فهم کتاب و سنت باشد نیست.[9]
بهرحال از دیدگاه شهید بهشتی، دکتر شریعتی غیر متخصصی است که اظهار نظرهای شاعرانهای با رویکرد مطالعات جدیدش درباب مسایل اسلامی داشته است و این روش او موجب شده است که دچار افراط و تفریط و خطاهای زیاد شود.
ب) شهید مطهری
در اینجا دیدگاه شهید مطهری را کوتاه نقل میکنیم هرچند ایشان بیش از شهید بهشتی با دکتر شریعتی آشنا بوده و دیدگاههای شریعتی را نقد کرده است که به دو نمونه از سخنان شهید مطهری در این زمینه اشاره میشود:
1. مرحوم مطهری درباره افکار و عملکرد دکتر شریعتی میگوید: صرفنظر از افکار نادرست وی و غرور و اشتباهش،ضربه جبران ناپذیری به هماهنگی روحانیت و طبقات تحصیلکرده زد و آنها را نسبت به روحانیت سخت بدبین نمود و احساسات جمعی را علیه روحانیون برانگیخت.
2. شهید مطهری در نامه به مرحوم امام درباره پارهای از اندیشههای شریعتی مینویسد: ادعا کرده که ایدئولوژی ما روی فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روی ایدئولوژی ما، لهذا ایرانیت ما ایرانیت اسلامی شده است و اسلام ما اسلام ایرانی شده است با این بیان عملاً و ضمناً ـ نه صریحاً ـ فرهنگ واحد به نام فرهنگ اسلامی را انکار کرده است و صریحاً شخصیتهایی نظیر بوعلی و ابوریحان و خواجه نصیرالدین و ملاصدرا را وابسته به فرهنگ ایرانی دانسته است یعنی فرهنگ اینها ادامه فرهنگ ایرانی است.[10]
3. استاد مطهری مینویسد: در اوائل اردیبهشت سال 51 جزوههای 15 و 16 حسینیه را تحت عنوان اسلامشناسی خواندم و آنچه به نظرم میرسد یادداشت میکنم. اولاً به نظر من این جزوه چیزی که نیست اسلامشناسی است؛ حداکثر این است که بگوییم اسلامسرایی یا اسلام شاعر است یعنی اسلام، موضوع و سوژه یک نوع شعر و تخیل ولی به صورت نثر شده است و البته زیبا سروده شده است و بیشتر از سوسیالیسم و کمونیسم و ماتریالیسم تاریخی و اگزایستانسیالیسم مایه گرفته است تا اسلام[11]
ج) دیدگاه مرحوم امام خمینی(ره)
هر چند مرحوم امام رضوان الله درباره شریعتی به صراحت سخن نگفتهاند ولی از باب نمونه اشارههایی داشتهاند از باب نمونه صریحترین موضع امام نسبت به شریعتی، نسبت به مطالبی بود که وی به مجلس و اصولاً روحانیت نسبت میداد. یکبار امام به آقای خسرو منصوریان فرموده بود سلام مرا به شریعتی برسان و بگو خداوند به شما توفیق بدهد، اما گلهای که از شما دارم این است که گفتهاید آخوندها یک دست برای گرفتن و یک دست برای بوسیدن دراز کردهاند؛ این طور نیست.[12] و نیز بنابر نقل آقای الهی خراسانی امام به آقای مطهری فرمودند به شریعتی بگو: این حرفها چیست که میزنند. به مقدسات مردم به مفاتیح، به مرحوم مجلسی توهین میکنید، کسروی هم قبلاً همین حرفها را میزد.[13]
خلاصه آنچه ذکر شد اینست که از دیدگاه روحانیون مبارز و آگاه به زمان که از نزدیک با دکتر شریعتی آشنا بودند در افکار و آثار او اشتباهات متعددی را ملاحظه کردند و این آموزهها ایشان متأسفانه پیامدهای منفی را مانند گروهک فرقان و آرمان مستضعفان بدنبال داشت این دو گروهک سخت به آموزههای دکتر عقیده داشتند و به طور خلاصه درباره تأثیر ابعاد منفی افکار دکتر شریعتی این سخن را که از مرحوم مطهری نقل شده است ذکر میکنیم که فرموده بود دکتر بیدینهای ما را تا مرز دینداری رساند اما دیندارهای ما را بیدین کرد.[14]
📚پی نوشت ها:
[1] . حسینی بهشتی، محمد، دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن، چاپ دوم، 1378، ص25.
[2] . همان، ص30.
[3] . همان، ص54.
[4] . همان، ص62.
[5] . همان، ص63.
[6] .همان، ص65.
[7] . همان، ص67
[8] . همان.
[9] . همان، ص82.
[10] . مجله پانزده خرداد، ش2، ص31.
[11] . مطهری، مرتضی، استاد مطهری و روشنفکران، تهران، انتشارات صدرا، 1372، ص35.
[12] . همان، ص300.
[13] . همان.
[14] . جعفریان، رسول، مقالات تاریخی، دفتر دوم، انتشارات دلیل، 1379، چاپ اول، 1366، ص404ـ403.
🔰 @p_eteghadi 🔰
❓کرامت چیست و چگونه به دست می آید؟
کرامت در اصطلاح به معنای توانایی انجامِ کارهای خارق العاده است که خداوند به برخی از بندگان خاصش عطا می کند. رسیدن به چنین جایگاهی به این سادگی نیست و افرادی که دارای چنین توانایی هایی شده اند، سالها عبادت خالصانه و بندگیِ توأم با صبر، توکل و رضا را در کارنامه ی خود دارند. هرچند این بزرگواران هرگز برای رسیدن به چنین چیزی به بندگی نپرداخته و خداوند را در ازای این مقام عبادت نکرده اند؛ که اگر چنین بود، رسیدن به این جایگاه را دچار اختلال می کرد.
این افراد قبل از هر چیزی تمام تعلقات دنیوی و میل به قدرت و شهرت را در خود از بین برده و تمام وقت در راه اصلاح نفس خودشان تلاش کرده اند. پس راه رسیدن به چنین جایگاهی، بندگیِ مطلق و بی قید و شرط است. چنانکه خداوند در حدیث قدسی فرمود: «عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء یکون أجعلک مهما تشاء یکون»؛ بنده ی من! مرا اطاعت کن تا تو را مثل خود سازم. من زنده ای هستم که نمى میرم؛ تو را هم زنده ای قرار دهم که نمیری. من دارایی هستم که فقیر نمى شوم؛ تو هم چنان سازم که فقیر نگردی. من هر چه را اراده کنم مى شود؛ تو را هم چنان قرار دهم که هر چه بشود» (۱)
📚پی نوشت:
۱. محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه قرآن و حديث، مترجم آژیر، حمید رضا، انتشارات دارالحدیث، قم ۱۳۹۱، ج ۹، ص ۲۰۸
🔰 @p_eteghadi 🔰
❓مقام رضوان چیست؟
«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيم؛ خداوند به مردان و زنان باايمان، باغ هايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن هاى پاكيزه اى در بهشت هاى جاودان (نصيب آن ها ساخته) و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اين ها) برتر است و پيروزى بزرگ، همين است!»(1)
مقام رضوان یکی از مقامات اخروی و پاداش های الهی است که خداوند آن را نصیب مردان و زنان مومن خواهد نمود و به استناد این آیه شریفه، از بهشت برین و جنات عدن بالاتر و باارزش تر است. رضوان به معنای رضایت خداوند از انسان است که نعمتی معنوی است و حالتی روحانی در او ایجاد می کند که لذت و موهبت آن توصیف ناشدنی است. به همین خاطر رضوان به صورت نکره آمده تا به بزرگی و ناشناخته بودن آن اشاره شود. دلیل دیگر برتر بودن رضوان از نعمت های بهشتی این است که رضایت خداوند منشا همه نعمت هایی است که نصیب مومن می شود.
در قرآن کریم رضایت میان بنده و خداوند به صورت یک رابطه دو طرفه به تصویر کشیده شده است.
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة؛ تو اى روح آرام يافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است.»(2)
این آیات شریفه نشان می دهد یکی از راه های رسیدن به مقام رضوان، درک مقام رضا است. اگر بنده به تقدیر الهی رضا دهد به مقام رضوان و رضایت الهی دست پیدا می کند. علاوه بر این در روایات به اعمال دیگری نیز اشاره شده که بنده را به این مقام نائل میکند.
امام جواد(علیه السلام) می فرمایند:
«ثَلَاثٌ يُبَلِّغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوَانَ اللَّهِ كَثْرَةُ الِاسْتِغْفَارِ وَ خَفْضُ الْجَانِبِ وَ كَثْرَةُ الصَّدَقَة؛ سه چیز بنده را به مقام رضوان می رساند: استغفار فراوان، نرم خوئی، صدقه زیاد.»(3)
📚پی نوشت ها:
1. توبه/ 72.
2. فجر/ 27و28.
3. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج75، ص81.
🔰 @p_eteghadi 🔰
14_SEMO-Mohammadi-Pasokh_Be_Soalate_Eteghadi_(116).mp3
5.34M
پرسش و پاسخ اعتقادی
🔹حجه الاسلام #محمدی
جلسه 116 - شیاطین جن و انس کدام اند؟
🔰 @p_eteghadi 🔰
یکی از نگرانیهایی که در زمان انجام مراقبتهای بهداشتی برای جلوگیری از سرایت بیماری وجود دارد این است که آیا مراقبتهای سختگیرانه بهداشتی، امکان ابتلای به اختلال وسواس را افزایش میدهد یا خیر؟ پاسخ به این سؤال را با سه نکته مقدماتی آغاز میکنیم:
نکته اول: افراد وسواسی از طریق «دقت عقلی» [دقت فلسفی - ریاضی] به دنبال رعایت نکات بهداشتیاند، اما افراد عادی با «دقت عقلایی» نکات بهداشتی را مراعات میکنند. تفاوت این دو در این است که در دقت عقلی، کمترین احتمالات ممکن نیز در نظر گرفته میشود و رسیدن به اطمینان در چنین حالتی گاه غیرممکن میشود، این وضعیت باعث افزایش افکار مزاحم در فرد شده و اضطراب بیشازحد فرد وسواسی را در پی دارد؛ اما در دقت عقلایی به احتمالات کم، بهاداده نمیشود، بلکه به اجرای دستورالعملِ کلی ارائهشده از سوی متخصصان بسنده میشود و ذهن از بررسی احتمالات کماهمیت در امان میماند.
نکته دوم: توجه به تفاوت رفتار وسواس با مراقبتهای سختگیرانه بهداشتی، بخشی از نگرانی را برطرف میکند. درواقع فرد مبتلابه اختلال وسواس از غیرمنطقی بودن وسواسهایش آگاهی دارد و این وسواسهای فکری و عملی را خود- ناهمخوان یا بهعبارتدیگر رفتاری ناخواسته مییابد و از وسواسی بودنش ناراحت و ناراضی است اما نمیتواند آن را از خود دور کند.
نکته سوم: این است که زمینههای ارثی در شکلگیری مسئله وسواس نقش دارد. پس اگر نزدیکان درجه اول فرد مبتلابه وسواس نیستند جای خوشبینی وجود دارد که فرد دچار وسواس نشود.
با توجه به نکات فوق، تفاوت رفتار عادی و نرمال با وسواس گونه در رعایت نکات بهداشتی در این است که افراد بهنجار، با «دقت عقلایی» تنها برحسب نیازی که متخصصان بهداشتی اعلام میکنند، نکات بهداشتی را رعایت کرده و اجبار ذهنی بر انجام تمام و کمال نکات بهداشتی برای اطمینان بیشتر، احساس نمیکنند؛ اما افراد وسواسی به خاطر «دقت عقلی» کوچکترین احتمالات را در نظر میگیرند و در نظر گرفتن این احتمالات، افکار مزاحم زیادی ایجاد میکند که فرد را با اضطراب بالایی مواجه میکند و تا مطابق با قواعد و اصول خاصی که فرد وسواسی را به اطمینان بیشتر میرساند بهداشت رعایت نشود، آرام نمیگیرد و بیش از یک ساعت در روز ازنظر ذهنی و عملی مشغول موضوعات وسواسی میشود و البته این حالت مشکلات فردی و اجتماعی عدیدهای ایجاد میکند.
ممکن است افرادی باوجود زمینه ارثی یا شرایط محیطی در معرض وسواس باشند اما تابهحال به وسواس مبتلا نشده یا باوجود سابقه وسواس، درمان شده باشند، این افراد در این شرایط، بیشتر در معرض افکار مزاحم و اضطراب ناشی از آن خواهند بود. لذا این افراد برای مقابله باحالتهای وسواسی لازم است گامهای ذیل را بردارند: از «دقت عقلی» دوری کرده و به «دقت عقلایی» و نادیده گرفتن احتمالات کماهمیت، بسنده کنند، از رفتارهای وسواسی که بهصورت موقت و کاذب باعث کاهش اضطرابش میشود خودداری کرده و بهجای آن اضطراب خود را از طریق خودآرام سازی با تنفس عمیق دیافراگمی و ریلکسیشن و تکنیکهای توجه برگردانی کاهش دهند و درنهایت اگر نتوانستند با اضطراب و حالتهای وسواسی کنار آیند حتماً به روانشناس دارای تخصص در درمان وسواس مراجعه کنند.
📚پینوشت:
ego-dystonic
اسدي، مسعود و دیگران، فراتحليل اثربخشي درمان شناختي- رفتاري در درمان بيماران مبتلابه اختلال وسواس، مجله علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، دوره 20، شماره 3، 1391، ص 396-405.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویراست پنجم، ترجمه یحیی سید محمدی، تهران: نشر روان، 1394، ص 351.
🔰 @p_eteghadi 🔰
.
💠 سفارشهای پیامبر اکرم(ص) در باره ماه رمضان (۱)
🔅#پیامبر_اکرم_(ص) :
🔸 با نيّتهاى راست و دلهاى پاك، از پروردگارتان بخواهيد تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت كتاب خويش، توفيقتان دهد؛ چرا كه بدبخت، كسى است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند.
▫️ فاسأَلُوا اللّهَ رَبَّكُم بِنِيّاتٍ صادِقَةٍ وقُلوبٍ طاهِرَةٍ أن يُوَفِّقَكُم لِصِيامِهِ وتِلاوَةِ كِتابِهِ ؛ فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ اللّهِ في هذَا الشَّهرِ العَظيمِ؛
📚 بحار الأنوار : ج ۹۶ ص ۳۵۶ ح ۲۵
#روزه #ماه_رمضان
🔰 @p_eteghadi 🔰