eitaa logo
پرسمان اعتقادی
41.8هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.7هزار ویدیو
71 فایل
🔹تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر دو نفر غیر هم جنس با هم صحبت کنند در صورتی که همدیگر را بخواهند ، چه حکمی دارد ؟ و آیا صحبت کردن تلفنی با جنس مخالف گناه است ؟ لطفاً توضیح دهید . 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
متن پاسخ قرآن در آیه 32 احزاب، به زنان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سفارش می‏کند که: شما نباید با نامحرم طوری سخن بگویید که بیماردلان در شما طمع کنند؛ بلکه به هنگام سخن گفتن، جدی باشید و به طور معمولی سخن بگویید و همچون زنان کم شخصیت که با تعبیرات تحریک کننده سخن می‏گویند، نباشید. شما باید به صورت شایسته‏ای که مورد رضای خدا و پیامبر و توأم با حق و عدالت است، حرف بزنید زنان امت پیامبر هم به آن حضرت منسوب هستند و قطعا این احکام شامل آنها نیز می‏شود.1 یکی از نعمت‏هایی که خداوند متعال از طریق مکتب اسلام به بشر عنایت فرموده، نعمت آزادی است، که قابل مقایسه با آزادی و تمدن عصر حاضر(غرب) نیست. پیام قرآن، آزادی از هر قید و بند و عبودیتی، جز عبودیت خداوند متعال است، و این، معنایی وسیع دارد که هر کس به سنت و سیره عملی اسلام دقت کند، و آن را با سیره ظلم و زوری که تمدن غرب در بین افراد جامعه و طبقات آن اعمال می‏کند، مقایسه نماید، به خوبی درک می‏کند که اسلام، بشر را آزاد، و تمدن غرب او را اسیر هوا و هوس و جاه‏طلبی‏ها کرده است.2 دین مبین اسلام، نیازها و غرایز انسان را به صورت قانونمند و معقول به سوی روش‏های صحیح راهنمایی و با هر عاملی که به شخصیت و کرامت انسان ضربه بزند، مقابله کرده است. از جمله غرایز طبیعی انسان، خواسته جنسی اوست که دین اسلام در بین مکتب‏های مختلف، روشی معتدل و معقول جهت هدایت این غریزه ـ به راه صحیح و درست ـ ارایه کرده است. برخی، با این غریزه طبیعی انسان، به افراط رفتار کرده‏اند تا جایی که به کمونیسم و آزادی بی‏قید و بند جنسی تن داده‏اند. عده‏ای نیز در برخورد با این غریزه راه تفریط و ریاضت را پیش گرفته و در دام رهبانیت مسیحی و هندویسم گرفتار شده‏اند. دین مقدس اسلام، در رفتار با این خواسته جنسی، به انسان‏ها دستور داده که تحت شرایط و قوانینی ازدواج کنند؛ بنابراین تمایل‏ها و روابط قانونمند را پذیرفته و روابطی را که بر اساس مسایل شرعی نبوده و حدود الهی در آن رعایت نشود، حرام و ممنوع دانسته است. دختر و پسر جوان نیز وقتی می‏توانند با همدیگر روابط داشته باشند که تحت شرایط و ضوابط شرعی و قانونی باشد؛ به عنوان نمونه، قرآن پس از آن که برخی از زنان را که ازدواج با آنها جایز است بیان می‏کند، در ادامه می‏فرماید: “إذآ ءاتیتموهنّ أجورهنّ محصنین غیر مسـفحین و لامتّخذی أخدان و مَن یکفر بالإیمـن فقد حبط عمله و هو فی ءالاخره مِن الخـسرین؛ (مائده، 5) و [ازدواج با زنان گفته شده جایز است…] به شرط آن که مهریه آنان را بدهید؛ در حالی که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آن که زنان را دوست پنهانی خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه و در آخرت از زیانکاران است.3 📚پی نوشت ها: 1. تفسیر نمونه، ج 16، ص 287 ـ 289. 2. برگرفته از تفسیر المیزان، علامه طباطبایی رحمه‏الله، ج 4، ص 119 ـ 121، مؤسسه الاعلمی، بیروت. 3. ر.ک: تفسیر المیزان، همان، ج 10، ص 358 ـ 360 ـ نظام حقوق زن در اسلام، شهید مرتضی مطهری رحمه‏الله و… . 🔰 @p_eteghadi 🔰
شب اول قبر و عالم برزخ چگونه است؟ از وقتی که انسان از دنیا می‏رود تا هنگام برپاشدن قیامت، روح او در عالمی به سر می‏برد که به آن، عالم برزخ گفته می‏شود. از امام صادق علیه ‏السلام پرسیدند: برزخ چیست؟ فرمود: قبر است از زمان مردن تا قیامت. در عالم برزخ، حوادث زیادی اتفاق می‏افتد که در برخی از آیات قرآن از جمله آیات 99 و 100 سوره مؤمنون و در روایات فراوانی، بدان حوادث اشاره شده است؛ به عنوان نمونه به برخی از حوادثی که شب اوّل قبر اتفاق می‏افتد، اشاره می‏شود: ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
1. پرسش در قبر؛ از مضمون روایت امام سجاد علیه السلام استفاده می‏شود که وقتی انسان را در قبر می‏گذارند، دو فرشته از فرشته‏های الهی به سراغ او می‏آیند و از اصول عقاید، یعنی توحید، نبوت و امامت او و اینکه از چه پیشوایانی پیروی می‏کرده و از چگونگی مصرف کردن عمر در طرق مختلف و طریق کسب اموال و مصرف آنها می‏پرسند، و چنانچه از مؤمنان راستین باشد، بخوبی از عهده جواب برمی‏آید و مشمول رحمت و عنایات حق می‏شود و اگر از مؤمنان نباشد، در پاسخ سؤالات، عاجز می‏ماند و مشمول عذاب دردناک برزخی می‏شود.1 2. حضور ائمه علیهم ‏السلام وقتی مؤمن بمیرد، پیامبر خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله و حضرت علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم ‏السلام همراه با ملائکه مقربی می‏آیند، و اگر مؤمن توانست جواب نکیر و منکر را بدهد، آنها به نفع او شهادت می‏دهند، و اگر نتوانست جواب بدهد (زبانش بند آمد) پیامبرخدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به امر خدا شهادت می‏دهد که این مؤمن، زبانش از ترس بند آمده است؛ و گرنه به آنچه شما می‏پرسید، معتقد است، و حضرت علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم‏السلام نیز فرمایش حضرت رسول را تأیید می‏کنند.2 3. تجسم اعمال؛ امام صادق علیه‏السلام فرمود: “وقتی مؤمن داخل قبر شود، (با توجه به تجسم اعمال) نماز در سمت راست و زکات در سمت چپ او قرار می‏گیرد و نیکوکاری‏هایش بالای سر او سایه می‏افکنند و “صبر” در قسمتی دیگر قرار می‏گیرد. وقتی دو فرشته برای پرسش می‏آیند، “صبر” به نماز و روزه می‏گوید: از صاحبتان دفاع کنید وگرنه من آماده دفاع هستم.”3 4. فشار قبر؛ آن‏گونه که از برخی احادیث استفاده می‏شود، فشار قبر برای همه هست؛ البته در برخی، کیفر اعمال محسوب می‏شود و برای بعضی، ملایم‏تر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهی‏هاست. امام صادق علیه‏السلام از رسول‏اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل فرموده است که “ضَغطَهُ القَبْرِ لِلْمُؤمِنِ کَفّارَهٌ لِما کان مِنْهُ من تَضْییع النِّعَم؛ فشار قبر برای مؤمن، کفاره نعمتهایی است که ضایع کرده است.”4
5. وحشت شب اوّل قبر؛ در مورد هول و هراس قبر، ترجمه روایتی از حضرت علی علیه‏ السلام را می‏آوریم که فرمود: “برای کسی که آمرزیده نشود، بعد از مرگ، از خود “مرگ” شدیدتر است. از قبر، و تنگی و تاریکی آن بر حذر باشید؛ همانا قبر هر روز می‏گوید: من خانه غربتم. من خانه وحشتم. من خانه کِرْم هستم و قبر (برای مؤمنان) باغی از باغهای بهشت، و (برای گناهکاران) گودالی از گودالهای آتش است. زندگی و معیشت سختی که خدا دشمنان خودش را از آن ترسانده، عذاب قبر است.”5 برای اطلاع بیشتر می‏توانید به کتابهای ذیل مراجعه کنید: 1. پیام قرآن، آیت ‏اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 5، نشر مدرسه ‏الامام امیرالمؤمنین؛ 2. منازل الأخره، مرحوم شیخ عباس قمی، ص 41، نشر در راه حق؛ 3. جهان پس از مرگ، حبیب‏اللّه‏ طاهری، نشر جامعه مدرسین. 📚پی نوشت ها: 1. بحارالانوار، مجلسی، ج 6، ص 223، حدیث 24، چاپ بیروت. 2. بحارالانوار، ج 6، ص 229، ح 32. 3. بحارالانوار، همان، ص 230، ح 35. 4. بحارالانوار، همان، ص 221، ح 16 و 19. 5. بحارالانوار، همان، ص 218، ح 13. 🔰 @p_eteghadi 🔰
✳️جمال مطلق را در سحرهاي ماه مبارك رمضان، بخواهيد 💠 حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی: 🔹 به ما گفته ‏اند، جمال مطلق را در سحرهاي ماه مبارك رمضان، بخواهيد. چه مقام بلندي براي انسان ميسور بود كه به ما گفته ‏اند: بگوييد: «اللّهم إنّى أسألك من نورك بأنْوره وكلّ نورك نيّر» اين ادعيه را در ماه مبارك رمضان به ما آموختند براي اينكه انسان روزه‏ دار، لايق چنين سخن گفتن است و اين دهان مي‏ تواند بگويد:«اللّهم إنّى أسألك من جلالك بأجلّه وكلّ جلالك جليل» . سخن از حور و غلمان، سيب و گلابي و جنّات و نهر نيست؛ بلكه سخن از كمالات معنوي است و اين مقام براي انسان وجود دارد، اگر اين مقامات براي ما نبود، دستور خواندن اين دعاها را نمي‏ دادند. پس مي‏ شود به آن مقام رسيد. 📚حکمت عبادات 🔰 @p_eteghadi 🔰
از دیدگاه مذاهب اسلامی آیا مرتکبین گناهان کبیره برای همیشه در دوزخ می مانند؟ ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ پاسخ اجمالی: درباره خلود مرتکبان کبیره در آتش دوزخ دو نظر وجود دارد: 1. «وعیدیه» گروهى از خوارجند که معتقدند: هر گناه کبیره ای موجب کفر شده و باعث خلود در آتش می شود. 2. امامیه و گروه کثیرى از معتزله و اشاعره معتقدند که عذاب آنها سرانجام پایان می پذیرد و آیات مربوط به عذاب جاودانِ مرتکبان کبیره ناظر به کسانى است که گناهانشان منتهى به کفر و انکار مبدأ یا معاد یا نبوّت یا ضروریات دین شود. اضافه بر همه اینها آیه «اِنَّ اللهَ لَا یَغْفِرُ اَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ» دلیل روشنى است بر اینکه از میان همه گنهکاران تنها مشرکان هستند که قابل بخشش نیستند و در جهنّم خلود دارند.
پاسخ تفصیلی: گروهى از مسلمانان که به نام «وعیدیه» معروفند (وعیدیه گروهى از خوارجند) هر گناه کبیره را موجب کفر مى دانند و معتقدند گناه کبیره باعث خلود در آتش است، نقطه مقابل آنها «مرجئه» هستند که مى گویند با داشتن ایمان هیچ معصیتى زیانى به انسان نمى رساند (یکى در افراط و دیگرى در تفریط!). مرحوم «علّامه حلّى» در «شرح تجرید» بعد از آنکه اجماع و اتفاق مسلمان ها را بر عذاب ابدى کفار نقل کرده، مى گوید: در مورد مرتکبان گناه کبیره از مسلمانان اختلاف است، وعیدیه آنها را همچون کفار مى دانند؛ ولى امامیه و گروه کثیرى از معتزله و اشاعره معتقدند که عذاب آنها سرانجام پایان مى گیرد، سپس دلائلى بر این عقیده اقامه مى کند. شیخ مفید در «اوائل المقالات» مى فرماید: «تمام علماى امامیّه اتفاق نظر دارند که تهدید به خلود در آتش مخصوص کفّار است و کسانى را که داراى ایمان به خدا و اقرار به فرائض او دارند از اهل نماز، هرگاه مرتکب گناهى بشوند شامل نمى شود و تمام طایفه «مرجئه» و محدّثان بر این امر متفقند؛ در حالى که معتزله برخلاف این قول اتفاق کرده اند و چنین مى پندارند که تهدید به خلود در آتش، شامل همه کفّار و همه فاسقان مى شود».(1) این گروه براى اثبات مقصود خود به بعضى از آیات «قرآن» استدلال کرده اند، مخصوصاً به آنانى که در مورد خلود مرتکبان قتل عمد و رباخواران و مانند آن آمده و از همه اینها گسترده تر آیه 23 سوره «جنّ» است: «وَ مَنْ یَعْصِ اللهَ وَ رَسُولَهُ فَاِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا اَبَداً»؛ (کسانى که معصیت خدا و رسولش کنند آتش دوزخ از آنِ آنها خواهد بود جاودانه تا ابد در آن مى مانند). ولى قرائن فراوانى در خود این آیات و سایر آیات «قرآن» وجود دارد که نشان مى دهد این آیات ناظر به کسانى است که گناهان شان منتهى به کفر و انکار مبدأ یا معاد یا نبوّت یا ضروریات دین مى شود، از جمله اینکه: جمله «کَاَنَّمَا اُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّیْلِ مُظْلِماً»(2)؛ (گویى صورت هاى آنها با پاره هایى از شبِ تاریک پوشانده شده). با توجه به اینکه این وصف در «قرآن مجید» براى کافران ذکر شده است، آنجا که مى فرماید: «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَهٌ * تَرْهَقُها قَتَرَهٌ * اُولئِکَ هُمُ الْکَفَرَهُ الْفَجَرَهُ»(3)؛ (صورت هایى در آن روز غبار آلود است، دود و تاریکى آن را پوشانده، آنها همان کافران فاجرند). این تعبیر شاهد بر این است که در آیه مورد بحث نیز مقصود کافرانند. لذا در روایتى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم که «آیه اشاره به اهل بدعت و شبهات و شهوات است که خداوند در قیامت روى آنها را سیاه کرده لباس ذلّت و حقارت بر آنها مى پوشاند، لذا درباره آنها مى فرماید آنها اصحاب آتشند و جاودانه در آن مى مانند».(4) دیگر اینکه تعبیر به «اَحاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ»: (کسى که گناهى انجام دهد و آثار گناه تمام وجود او را بپوشاند) که در آیه 81 سوره «بقره» آمده، نشان مى دهد که ارتکاب گناه کبیره به تنهایى موجب خلود در آتش نیست؛ بلکه احاطه گناه به تمام وجود انسان که او را به سوى کفر سوق مى دهد، سبب چنین مطلبى است؛ زیرا همان گونه که از روایات استفاده مى شود ایمان به صورت نقطه روشنى در درون قلب انسان ظاهر مى شود، هر قدر اعمال خیر انجام دهد، گسترش پیدا مى کند تا تمام قلب را احاطه کند و هرگاه اعمال بد و گناه انجام دهد تاریکى، قلب او را فرا مى گیرد تا زمانى که تمام قلب را فرا گرفته و آن را تاریک مى کند (و فروغ ایمان خاموش مى شود) مخصوصاً در پاره اى از این روایات استدلال به آیه: «کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»(5)؛ (چنین نیست که آنها مى پندارند؛ بلکه اعمالشان چون زنگارى [سیاه] بر دل هایشان نشانده شده است).(6) بعضى از این آیات نیز تعبیر به تعمّد بر گناه دارد مانند آیه قتل که ممکن است مراد از آن، تعمّد در مخالفت فرمان خدا و عناد و لجاج در برابر حقّ باشد که این، از واضح ترین مصداق هاى کفر است.
شاهد دیگر مطلبى است که در آیه 10 سوره «روم» آمده که مى فرماید: «ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ اَسَاؤُا السُّوأَىَ اَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللهِ وَ کَانُوا بِهَا یَسْتهْزِؤُونَ»؛ (سپس سرانجامِ کسانى که مرتکب اعمال سوء شدند این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخریه گرفتند). این تعبیر نشان مى دهد که اصرار در گناه و ادامه آن گاه منجر به کفر و تکذیب آیات الهى (و سبب خلود) مى شود. اضافه بر همه اینها آیه «اِنَّ اللهَ لَا یَغْفِرُ اَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ»؛ (خداوند گناهِ شرک را نمى آمرزد؛ ولى کمتر از آن را براى هرکس بخواهد مى آمرزد) که دو بار در سوره نساء (آیات 48 و 116) آمده، دلیل روشنى بر این حقیقت است که تنها مشرکان (انواع کفر نیز ملحق به شرک است) قابل بخشش نیستند و طبعاً در جهنّم خلود دارند؛ اما گنهکارانِ دیگر، قابل بخشش و آمرزش اند این نشان مى دهد که حساب آنها از کفّار جداست و همه را نمى توان در یک صفّ قرار داد. اشتباه نشود این آیه، چراغ سبز به گنهکاران نمى دهد؛ زیرا وعده قطعى عفوّ به آنها داده نشده؛ بلکه تنها وعده احتمالى مى دهد؛ زیرا منوط به مشیّت الهى شده و از آنجا که مشیّت و خواست خدا آمیخته با حکمت اوست و حکمتش ایجاب مى کند که شایستگى ها معیار این عفوّ و بخشش باشد، سبب مى شود که گنهکاران تمام پیوندهاى خود را با خداوند و اولیاء الله قطع نکنند و پل هاى پشت سرشان را ویران ننمایند. در روایات اسلامى آمده است که این آیه امید بخش ترین آیات «قرآن مجید» است، چنانکه از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) مى خوانیم: «مَا فِی الْقُرآنِ آیَهٌ اَرْجَی عِنْدِی مِنْ هذِهِ الْآیَهِ»(7)؛ (در قرآن آیه اى امید بخش تر از این آیه نیست). براى توضیح بیشتر باید به این نکته توجه داشت که آیه فوق مسلماً ناظر به ارتکاب گناه صغیره نیست؛ چرا که در آیات «قرآن» به کسانى که از گناهان کبیره اجتناب کنند وعده عفوّ از گناهان صغیره داده شده است و نیز ناظر به گناهان کبیره بعد از توبه نمى باشد؛ چرا که توبه سبب بخشودگى گناهان حتى گناه شرک است، بنابراین تنها مفهومى که براى آیه باقى مى ماند این است که میان شرک و ارتکاب گناه کبیره (بدون توبه) فرق گذاشته است، اولى غیر قابل بخشش است؛ چرا که با وجود شرک هیچ گونه شایستگى براى عفو نیست؛ اما دومى قابل بخشش مى باشد، ولى نه بى قید و شرط، بلکه با شرائطى که در جمله «لِمَنْ یشاءُ»؛ (براى هرکس که بخواهد) به آن اشاره شده است. شاهد دیگر بر این مدعا، آیات متعددى از «قرآن مجید» است که مى گوید: هرکس کار نیکى انجام دهد و داراى ایمان باشد نتیجه آن را خواهد گرفت، اگر ارتکاب گناه کبیره سبب دخول در آتش دوزخ گردد اعمال صالح نتیجه اى براى آنها نخواهد داشت.(8) باز دلیل دیگر آیات شفاعت است؛ زیرا گناهان صغیره در پرتو اجتناب از کبائر بخشوده مى شود و گناهان کبیره نیز با توبه بخشیده خواهد شد، بنابراین شفاعت تنها براى مرتکبان گناه کبیره است که توبه نکرده اند آنها هستند که اگر شایستگى شفاعت داشته باشند بخشوده مى شوند. با این حال چگونه ممکن است مرتکبین کبیره را همطراز کفار و مشرکان بدانیم و آنها را مخلد در آتش بشماریم؟! چگونه ممکن است در حکمت خداوند شک کند، کسى که یک عمر ایمان داشته و تمام اعمال صالح را انجام داده، فقط یک گناه کبیره کرده و در یک روز از عمر خود مثلا یک دروغ گفته است، چنین کسى مخلّد در آتش دوزخ باشد، نمى گوئیم کیفر یک دروغ را نمى بیند؛ بلکه مى گوییم عذاب جاودان درباره چنین کسى معنا ندارد. روایات زیادى نیز از معصومین(علیهم السلام) رسیده است که ادعاى «وعیدیه» را در مورد خلود صاحبان گناه کبیره در دوزخ نفى مى کند.(9) حقیقت این است که این گروه از افراطیونِ خوارج به واسطه تعصّب و لجاجت شدید و عدم احاطه به آیات «قرآن» و اخبار پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و معصومین(علیهم السلام) و عدم توجه به دلائل روشن عقلى در این درّه هولناک سقوط کرده اند، اصولا خوارج همگى گرفتار عواقب سوء نادانى و تعصّب خود بوده اند و سرگذشت آنها در تاریخ اسلام بهترین گواه این مدعا است.(10)،(11)
📚پی نوشت: (1). اوائل المقالات‏، مفید، محمد بن محمد، کنگره جهانی شیخ مفید، قم‏، 1413 قمری، ‏چاپ: اول‏، ص 46. (2). سوره یونس، آیه 27. (3). سوره عبس، آیات 40 تا 42. (4). تفسیر قمى، قمى، على بن ابراهیم، تحقیق: موسوى جزایری، سید طیب، دار الکتاب، قم، 1367 شمسی، چاپ: چهارم، ج 1، ص 311. (5). سوره مطفّفین، آیه 14. (6). الکافی، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق / مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ‏1407 قمری، چاپ: چهارم، ج 2، ص 273، (باب الذنوب). (7). براى توضیح بیشتر به تفسیر نمونه، مکارم شیرازى، ناصر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، 1374 شمسی، چاپ: اول، ج 3، ص 409 مراجعه فرمایید. (8). سوره مؤمن، آیه 44 و سوره زلزال آیه 7. (9). براى توضیح بیشتر در این زمینه به بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ج ‏8، ص 351، باب 27 (آخر فی ذکر من یخلد فی النار و من یخرج منها)؛ مفاتیح الغیب، فخرالدین رازى، محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1420 قمری، چاپ: سوم، ج 3، ص 501 به بعد مراجعه نمایید. (10). مفاتیح الغیب، همان، ص 494. (11). گردآوری از کتاب: پیام قرآن‏، مکارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ‏1386 شمسی‏، چاپ: نهم، ج 6، ص 372. 🔰 @p_eteghadi 🔰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. 💠 هدیه تلاوت قرآن به امام معصوم ✧ على بن مغيره : به گفتم : پدرم از جدّتان در باره ختم كردن قرآن در هر شب پرسيد. جدّتان فرمود: «هر شب [ختم كن‏]» . پدرم گفت : در ماه رمضان؟ جدّتان به او فرمود: «در ماه رمضان». پدرم به ايشان گفت : باشد، تا جايى كه بتوانم . ▫️ پدرم قرآن را چهل بار در ماه رمضان ختم مى‏كرد و من نيز پس از پدرم، آن را ختم مى‏كنم، گاه بيشتر و گاه كمتر. بستگى به اين دارد كه بيكار باشم يا گرفتار، سرحال و با نشاط باشم يا بى‏حال. نيز چون روز عيد فطر شود ، يك ختم را براى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله قرار مى‏دهم، يكى را براى على عليه السلام ، يكى را براى فاطمه عليها السلام و سپس براى هر يك از امامان عليهم السلام تا مى‏رسم به شما و از زمانى كه اين كار را مى‏كنم ، يكى را به شما اختصاص داده‏ام. براى اين كار ، چه پاداشى دارم؟ 🔅 فرمود: «پاداشت اين است كه روز قيامت با ايشان باشى» . گفتم: اللَّه اكبر! چنين پاداشى دارم؟! سه بار فرمود: «آرى» . 📗الكافی: ج ۲ ص ۶۱۸ ح ۴ 🔰 @p_eteghadi 🔰