ج: امی بودن آورنده:
یكی دیگر از وجوه اعجاز قرآن كه درآيات قرآن نیز برآن تاكيد شده، درس ناخوانده و به مكتب نرفته بودن پيامبر اكرم(ص) است. اين موضوع در چند آيه مطرح شده است.
یكی از آیاتی كه اعجاز قرآن را با تكيه بر این مطلب مورد اشاره قرار ميدهد چنين است:
« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لاتَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ»(2) « و تو هرگز پيش از اين كتابي نميخواندي، و با دست خود چيزي نمينوشتي، مبادا كساني كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند.»(3)
بعد از ذكر وجوه مذكور در مقایسه قرآن كریم با كتاب حافظ باید بگوییم كه گرچه أشعار حافظ نیز از حیث ادبی دارای فصاحت و بلاغت است اما تفاوت های عمده ای با قرآن كریم دارد كه به مهمترین آنها اشاره می كنیم:
1.آیات قرآن كریم از سوی شخصی آورده شده كه سواد خواندن و نوشتن را نداشته و مكتب نرفته بوده، چنانكه خود حافظ گفته:
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت*** به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد.
2.فصاحت و بلاغت قرآن كریم به گونه ای است كه همانند آن قابل ارائه از سوی بشر نیست و معجزه است. اما اشعارحافظ این حالت را ندارند و همانند آوری در اشعار حافظ ممكن است و خود حافظ هم ادعای معجزه بودن اشعار خود را ندارد.
به عبارت دیگر ممكن است كتاب هاي ديگري وجود داشته باشند كه از جهت ارزش ادبي با ديوان حافظ قابل مقايسه باشند و بلكه در بعضي جهات بالاتر از آن باشند، چنان كه اشعار و نثر سعدي در باب موعظه قوي تر از حافظ است و مثنوي و معنوي مولوي در بعد عرفاني با ديوان حافظ قابل مقايسه است و به عقيده بعضي از علما اشعار عرفاني ابن فارض كه به عربي سروده شده قابل مقايسه با اشعار حافظ و بلكه قوي تر از آن است.
3.اشعار حافظ گرچه دارای مضامين عالي است اما طبق اعتراف خود حافظ از قرآن اقتباس شده و به بركت قرآن به چنین مقاماتی رسیده، چنانكه سروده:
صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ*** هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم
📚پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه 82.
2. عنكبوت(29) آیه 48.
3. ر.ك: آيت الله مصباح يزدي،قرآن شناسي، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1380 ش، ج1، ص 107 تا ص 188 و معرفت، محمد هادي، علوم قرآني، قم، موسسه فرهنگي التمهيد، 1386ش، ص 356
🔰 @p_eteghadi 🔰
💎 آثار همنشینی با علما
🔻امام حسن مجتبی (علیهالسلام):
مَنْ أکْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ في نَفْسِهِ، وَکانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.
◻️ هر که با علما بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشهاش باز و توسعه مييابد و بر معلوماتش افزوده ميگردد و به سادگي ميتواند ديگران را هدايت نمايد.
📚 احقاق الحق، ج 11، ص 238
🔰 @p_eteghadi 🔰
گفته شده «دنیا دار مکافات است » و برخى مصائب و مشکلات مردم اعم از جسمى یا مالى و.. . به خاطر اعمال و گناهانى است که از آن ها سرزده ; حال آن که در جاى دیگر آمده که گرفتارى ها ، همگى آزمایش الهى است و ربطى به اعمال افراد ندارد ; لطفاً در مورد این اختلاف توضیح بفرمایید ؟
قطعاً بین اعمال انسان (حسنات و سیئات ) و حوادثی که در جهان رخ می دهد ، ارتباط هست ; هم چنان که در آیه شریفه آمده : «و ما أصـبکم مِّن مُّصیبه فبما کسبت أیدیکم و یعفوا عن کثیر ; (شوری ، 30) و هر مصیبتی که به شما می رسد به خاطر کارهایی است که به دست خود کرده اید ]البته[ خدای متعال از بسیاری از آن گناهان در می گذرد .» اگر انسان بر طبق رضای خدا عمل کند و راه طاعت او را پیش گیرد ، باز شدن درهای برکت و رحمت را در پی خواهد داشت ; ولی اگر بشر از راه عبودیت خدا منحرف گشته ، طریق ضلالت و گمراهی را دنبال کند ، باید منتظر انواع عذاب ها اعم از : ظهور فساد در خشکی و دریا ، هلاکت امت ها ، سلب امنیت ، شیوع ظلم ، بروز جنگ ها ، سیل ، زلزله ، طوفان و.. . باشد .
این مصیبت ها برای انسان فتنه و آزمایش است . خدای متعال به وسیله آن انسان های پاک را از ناپاک جدا می کند ; مانند فلز طلا که گرفتار آتش و محک آزمایش می شود ، تا خالصش از ناخالص مشخص شود ; چنان که در آیاتی از قرآن (عنکبوت ، 4 / آل عمران ، 140) به آن اشاره شده است .
خلاصه آن که ، مفهوم ظاهر آیه 30 از سوره «شوری » عام است و همه گرفتاری ها را در بر می گیرد و این که این مصائبی که دامنگیر انسان می شود یک نوع مجازات الهی و هشدار است ; چیزی را باید بلا نامید که عقوبت معنوی الهی باشد ; یعنی آثار بد عمل انسان باشد ; این امور از آن جهت بلا و مصیبت واقعی است که اولا معلول اراده و اختیار خود انسان است ، و ثانیاً در بردارنده هیچ خیر و کمالی نیست ; البته مصائب و مشکلاتی که متوجه انبیا و ائمه معصومین (علیهم السلام)می شد ، برای ترفیع مقام و آزمایش آن ها بوده است . از دیدگاه اولیای الهی ، مصائب ، نعمت شمرده می شود ; چون با صبر و استقامت دشواری های آن را تحمل کرده و کمالات روحی خود را ارتقا بخشیده اند ; چنان که امام صادق(علیه السلام)فرموده است : «خدا زمانی که بنده ای را دوست بدارد او را در دریای شداید غوطه ور می سازد .»•
البته مصائبی نیز هست که بر اثر ندانم کاری ها و عدم دقت و مشورت و سهل انگاری در امور حاصل می شود که اثر تکوینی اعمال خود انسان است .
در روایتی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) خطاب به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) چنین فرموده است : «این آیه (و ما أصـبکم مِّن مُّصیبه.. .) بهترین آیه در قرآن مجید است ; ای علی ! هر خراشی که از چوبی بر تن انسان وارد می شود و هر لغزش قدمی ، بر اثر گناهی است که از او سر زده ،.. .»•
حضرتش در یکی از خطبه های نهج البلاغه می فرماید : «هیچ ملّتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشده ، مگر به واسطه گناهانی که انجام داده است ،.. .»•
📚پی نوشت ها:
1 . بحار ، ج 15 ، ص 55 ، چاپ کمپانی .
1 . بحارالانوار ، ج 70 ، ص 316 .
1 . نهج البلاغه ، خطبه 178 ـ برای آگاهی بیشتر ر .ک : المیزان ، علامه طباطبایی ،
🔰 @p_eteghadi 🔰
هميشه در نظر داشته باشيد نيرويي مافوق همه نيروها و قدرتها وجود دارد و آن وجود خداوند متعال و مهربان است که همه امور بر اساس حکمت و مشيت او اتفاق میافتد. البته تلاش ما نيز ستودني است؛ اما بايد ياد بگيريم تا در کنار درخواست، آرزو، دعا و افکار مثبت به خواست او راضي بوده و از مصلحت خواهي او خرسند و بابت تمامي داشتههایمان شکر گذار باشيم.
براي داشتن يک زندگي احساسي سالم، لازم است که به همه احساساتمان احترام بگذاريم و به آنها فرصت ابراز بدهيم. وقتي غم و ناراحتي به سراغ ما میآید، بايد به خودمان اجازه بدهيم که آن را بهطور کامل حس کنيم. این کار باعث میشود بفهميم که غم و غصه واکنشي بسيار طبيعي و عادي به فقدانهای زندگي است، نشاندهنده ايراد و اشکال ما.
البته خدمتتان عرض کنيم که:
ناراحتیهای شديد و طولانیمدت میتواند نشانه افسردگي باشد. افراد افسرده معمولاً احساس تنهايي و نااميدي میکنند و خودشان را به خاطر چنين احساساتي سرزنش میکنند.
براي تجربه زندگي شادتر توصيه میکنیم در آن تغييرات و تحولاتي ايجاد کنيد و براي رسيدن به آن تلاش کنيد و سعي کنيد از آن لذت ببريد اجازه ندهيد غم و اندوه بر زندگي شما تأثیر بگذارد شادماني و نشاط را به زندگي خود برگردانيد.
عمر گرانمايه آدمي مانند طوفاني سهمگين ميآيد و ميرود و ما هنوز اندر خم اين حقيقت تلخ هستيم که چه بايد کنيم؟! هدفمان چيست؟! آيندهمان به کجا خواهد رسيد؟! چگونه ميتوانيم لحظههاي شاد و بهیادماندنی، لحظههايي سرشار از عشق واقعي و محبت حقيقي براي خود و اطرافيان خويش خلق نماييم؟!
دو جمله طلايي کاربردي براي شاد بودن:
1- شاد بودن و شادماني کردن، تنها از داشتن لحظههاي واقعي در زندگي سرچشمه ميگيرد!
2-شادي خريدني نيست! بلکه يک نوع مهارت و استعداد است!
اين دو جمله را حتماً به خاطرتان بسپاريد!
يادتان باشد که يکي از «مهارتهاي زندگي» که بايستي درباره آن نکاتي را بدانيد چگونگي شاد زيستن است که خود مهارت مهمي است.
براي اينکه کمتر از دست اين بدشانسي فرضي رنج بکشيد بهتر است در مقابله با مسائل، طبق الگوي حل مسئله زير عمل نمایید:
1. مشکلات خود را دقيق تعريف کنيد و ازنظر اولويت، يکي که مهمترین است را مشخص کنيد.
2. تمام راههایی را که در جهت حل مشکل به فکرتان میآید يادداشت نمایید.
3. با دوستان، آشنايان و متخصصين (کساني که اولاً تجربه و علمدارند، ثانیاً مورد اعتماد و اطمينان هستند) مشورت کنيد و راهحلهای آنها را نيز يادداشت کنيد.
4. ميزان تواناییها و امکانات خود و ديگراني که حاضر هستند به شما کمک کنند را ليست کنيد.
5. محدودیتها، ضعفها و احتمال شکست هر يک از راههایی را که يادداشت کرديد، جلوي آنها بنويسيد.
6. از بين همه راهها، راهي که با توجه به توان و امکانات شما، بيشترين احتمال موفقيت، بهترين راه دسترسي و کمترين معايب و مشکلات را دارد، انتخاب کنيد.
7. مراحل پيمودن اين راه را مشخص کنيد و زمانبندی لازم براي هر مرحله را در نظر بگيريد. همچنين اقداماتي را که در هر مرحله نياز است که انجام دهيد مشخص نموده و آماده انجام آن شويد.
8. وقتي در مسير حل مشکل خود، تلاش میکنید يا در پي هدفي هستيد، بيشتر روي تلاش و مسيري که حرکت میکنید، تمرکز کنيد و به خاطر پيمودن راه، خود را تشويق کنيد. لطفاً موفقيت خود را باهدفتان ارزيابي نکنيد. بلکه موفقيت خود را با تلاشتان اندازهگیری کنيد. مثلاً اگر براي آزمون کنکور مطالعه میکنید، ميزان ساعات تلاش، برنامهریزی و پيوستگي زحمات شما قابلتقدیر است و بايد خود را به ميزان اين تلاشها تقويت و تشويق کنيد، نه با نتيجه کنکور و رتبه قبولي خود در کنکور.
9. درراه موفقيت، مرتب ميزان پيشرفت برنامه را بسنجيد و نقاط ضعف آن را برطرف کنيد. انعطافپذیری برنامه اگر در جهت انجام بهتر آن باشد، گام بلندي بهسوی هدف خواهد بود.
اگر طبق فرايند حل مسئله عمل کنيد، بهزودی متوجه میشوید اکثر آن چيزي را که تحت عنوان شانس بد، تعبير و تفسير میکردید، همان تنبلي، بیبرنامگی، عدم مشورت، عدم دقت، عدم تلاش، استمرار نداشتن، لذت طلبي افراطي و بلندپروازیهای آدمها بوده است.
🔰 @p_eteghadi 🔰
پرسمان اعتقادی
تفاوت شیطان با شیاطین در آیات قرآن چیست؟مگر شیطان زاد و ولد دارد؟ شیطان از ماده "شطن" به معنای انحر
برای این مفهوم سه مصداق در قرآن ذكر شده :
1 . ابلیس كه همان "الشیطان الرجیم" است:
«إِنِّي أُعيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ؛ (1) او و فرزندانش را از (وسوسههاي) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار ميدهم».
منظور از شیطان رجیم كه در اینجا مادر مریم او و ذریه اش را از شرّ وی به خدا پناه می دهد ، و در هر جای قرآن كه ذكر شده، شیطان جن و "ابلیس" است كه مظهر عصیان در برابر حق می باشد.
2. شیطان های جنی كه ظاهرا ذریه و لشكر ابلیس هستند:
«فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلا ؛ (2) همگي سجده كردند جز ابليس- كه از جن بود- و از فرمان پروردگارش بيرون شد آيا (با اين حال،) او و فرزندانش را به جاي من اولياي خود انتخاب ميكنيد، در حالي كه آنها دشمن شما هستند؟! (فرمانبرداري از شيطان و فرزندانش به جاي اطاعت خدا،) چه جايگزيني بدي است براي ستمكاران!».
3. شیطان های انسانی كه مریدان و یاوران ابلیس و ذریه او می باشند:
«وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلي شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ؛ (3) و هنگامي كه با شيطان هاي خود خلوت ميكنند، ميگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آن ها را) مسخره ميكنيم».
این شیاطینی كه منافقان به هنگام خلوت با آن ها ، خود را مسخره كننده مؤمنان معرفی می كنند، شیاطین انسانی هستند؛ یعنی همان رهبران نفاق و گمراهی.
بنا بر این شیطان یك مفهوم است كه مصداق های مختلفی می تواند داشته باشد كه هم از جن هستند و هم از انسان ها و جمع آن شیاطین است.
📚پی نوشت ها:
1. آل عمران (3) آیه 36.
2. كهف (18) آیه 50.
3. بقره (2) آیه 14.
🔰 @p_eteghadi 🔰
هدیه كردن ثواب براي انبيا و اوليا، امري شرعي و رايج در سيره مسلمانان است. اختصاص به فرقه خاصي ندارد. اگر هدیه كننده ثواب به خاطر خدا و با نام خدا هدیه كند، پاداش مي برد.
هر عمل مستحبي براي خودش ثواب دارد. هديه كردن هم كه براي خودش عمل مستحبي است، ثواب جداگانه دارد؛ وقتي كه به پيامبر و ائمه ( ع ) هديه مي شود ،خداوند به احترام و عظمت آنان كه در پيشگاه خداوند دارند، ثواب ويژه اي به شخص عنايت مي كند، همان طوري كه اگر كسي در راه خدا قرضي بدهد، چند برابر را از خدا مي گيرد . از طرفي ائمه ( ع )، معصوم و حامل كتب آسماني و قرآنند. مجراي فيض الهي مي باشند. ريزش رحمت و فزوني ثواب به سبب بركات وجودي آنان مي باشد.
اميرالمومنين علي ( ع ) مي فرمايند: در دعا ابتدا بر اهل بيت صلوات بفرستيد تا در اثر ريزش رحمت الهي به شما هم برسد،(1)
در نتيجه هديه صلوات و ختم قرآن به ارواح پاك آنان موجب فزوني رحمت و افزايش فيض الهي خواهد داشت .
علامه مجلسي دربحارالانوار آورده است : شخصي به نام علي بن مغيره خدمت امام موسي بن جعفر عرض مي كند: در ماه رمضان چند بار قرآن را ختم مي كنم ، روز عيد فطر كه فرا مي رسد، يكي از آن ها را به پيامبر، يكي را به علي ، يكي را به فاطمه و بقيه رابه ساير امامان تا برسد به شما، اهدا مي كنم. در برابر اين عمل چه پاداشي براي من است ؟ امام هفتم (ع ) فرمود: پاداش تو آن است كه در روز قيامت با آن بزرگواران خواهي بود .عرض كردم : الله اكبر !آيا چنين پاداشي براي من است ؟ حضرت سه مرتبه فرمود: آري ،(2)
مرحوم علامه طباطبایی در پاسخ به فردی كه از ایشان چنین پرسیده بود، با بیان لطیفی فرمودند:
نخست اینكه:با صلوات چیزی از خود اهدا نمیكنیم، بلكه به خدا عرض میكنیم و از او میخواهیم كه بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد.
دوم : گرچه این خاندان به صلوات ما احتیاجی ندارند؛ ولی به خدای سبحان نیازمند هستند .فیض الهی باید به صورت دائم بر آن ها نازل شود. ما با صلوات، در واقع خود را به این خاندان نزدیك كردهایم؛ برای مثال اگر باغبانی در باغی كه همه گل ها و میوههایش مِلك صاحب باغ است، كار میكند و از صاحب باغ حقوق میگیرد، روز عید دستهای از گل های باغ تهیه كند و به حضور صاحب باغ ببرد، آیا عمل او موجب نزدیكی به صاحب باغ نمیشود؟
این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت میكند، در غیر این صورت ما از خود چیزی نداریم، بلكه از خدای سبحان درخواست میكنیم كه بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید كه همین عرض ادب موجب تقرب ما میشود.(3)
📚پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه؛ترجمه جعفرشهیدی؛حكمت30؛ناشر:شركت انتشارات علمی وفرهنگی؛چاپ14؛تهران1378؛ تفسير موضوعي آيت الله جوادي آملي ، ج 8.
2. مجلسی، بحارالانوار، ج 98، ص 5، المكتبه الاسلاميه.
3. سيد محمدباقر موسوي همداني، ترجمه الميزان،ج16،ص338؛ دفتر انتشارات جامعهي مدرسين حوزه علميه قم، 1374ش .
🔰 @p_eteghadi 🔰
هدایت شده از قاصدک
چرا وقتی #کم میخوریم #چاق میشیم😱😕👇
خودم هم خیلی #کم میخورم اما تاثیری نداره😭😩👇
https://eitaa.com/joinchat/3997696C38d37a3d88
دلیلش مشخص شده #خیلی جالبه🤯☝️
من رفتم دیدم #فوق_العاده بود😳😱☝️