eitaa logo
پرسمان اعتقادی
41.8هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
4.7هزار ویدیو
71 فایل
🔹تبلیغ ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak
مشاهده در ایتا
دانلود
آیا در قرآن به «پل صراط» اشاره شده است؟ پرسش در قرآن، کلمه‌ای به معنای «پل صراط» نیامده و کلمۀ «صراط» نیز فقط به معنای راه آمده است، علت کاربرد بسیار کلمۀ «پل صراط» در میان مردم چیست؟ و چه ارتباطی بین صراط و پل صراط وجود دارد؟ پاسخ اجمالی اگر چه لفظ "پل صراط" در قرآن نیامده، اما در برخی روایات، به این لفظ تصریح شده است؛ مثلاً امام صادق(ع) در تفسیر کلمۀ مرصاد، در آیۀ 14 سورۀ فجر، آن‌را پلی دانسته که از جهنم می‌گذرد. جهت روشن شدن موضوع، مطالبی را در بارۀ کلمۀ صراط بیان می‌کنیم. صراط به معنای راه است، و منظور از کلمۀ صراط مستقیم که در برخی آیات قرآن آمده، راه راست و طریق هدایت در همین دنیا است که اگر کسی در این مسیر باشد، در آخرت نیز بر آن خواهد بود، و اگر کسی از این مسیر منحرف گردد و پایش بلغزد، در آن‌جا هم سقوط خواهد کرد. شاهد کلام ما، روایتی است که از امام صادق(ع) نقل شده است، ایشان می‌فرمایند: "صراط، یعنی طریق معرفت خداوند، که شامل دو صراط می‌شود، صراطی در دنیا و صراطی هم در آخرت. اما صراط در دنیا، امامی است که اطاعت او واجب است و اما صراط در آخرت، پلی است که بر روی جهنم زده شده است، و هر کسی در دنیا از صراط دنیا، به درستی رد شود؛ یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت کند، در آخرت نیز از پل آخرت به آسانی می‌گذرد. و کسی که در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم، قدمش بر پل آخرت می‌لغزد و به درون جهنم سقوط می‌کند". معنای این جملۀ امام، آن است که این دو صراط با هم ارتباط دارند؛ یعنی هر کس در دنیا در صراط باشد، در آخرت از پل صراط به آسانی خواهد گذشت و در جهنم سقوط نمی‌کند. در واقع، پل صراط مطرح شده در روایات، بروز و ظهور همان پل صراط دنیا است که از آن به امام و ... تعبیر شده است و مردم مکلف هستند در این مسیر باشند. پس اگر در روایات، از صراط که یکی از مواقف روز قیامت است، با تعابیری؛ مانند پل صراط، پل جهنم و... یاد شده است، صرفا برای آشنایی ذهن مردم با این مسئله و سهولت فهم آن است. ادامه دارد... 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
ادامه به عنوان مقدمه، باید گفت که کلمۀ صراط به معنای راه است و آن‌گاه که با کلمۀ مستقیم توصیف گردد، به معنای راه راست و مستقیم است. در قرآن نیز در برخی آیات، کلمۀ "صراط مستقیم" به کار رفته است که در ذیل، به این آیات اشاره می‌شود: "خدایا ما را به راه مستقیم هدایت کن".[1] "به درستی که خداوند، پروردگار من و شما است. پس او را پرستش کنید، این‌راه مستقیم است".[2] "کسی که به خداوند تکیه کند، به راه مستقیم هدایت شده است".[3] "این راه مستقیم پروردگار تو است، به تحقیق ما نشانه‌ها را برای کسانی که متذکر می‌شوند، توضیح دادیم".[4] در همۀ این آیات، مراد از صراط مستقیم، راه راست و طریق هدایت در همین دنیا است که اگر کسی در این دنیا، در این مسیر قدم بردارد، در آخرت نیز در مسیر مستقیم و صراط مستقیم است؛ یعنی نتیجۀ اعمال صحیح خود را در دنیا، خواهد دید. واضح است که مراد قرآن مجید از صراط مستقیم در این آیات، عمل کردن به مجموعۀ دستورات و احکام نورانی الاهی است که به منزلۀ بهترین راه و روش زندگی انسان‌ها در این جهان است، و عمل به این دستورات، مانند حرکت در جادۀ مستقیمی است که انسان را به هدایت می‌رساند. به همین دلیل است که در بعضی روایات، از ائمه(ع)، به صراط مستقیم تعبیر شده است.[5] امام صادق(ع) فرمود: "صراط؛ یعنی طریق معرفت خداوند، و شامل دو صراط می‌شود، صراطی در دنیا و صراطی هم در آخرت. اما صراط در دنیا، امامی است که اطاعت او واجب است، اما صراط در آخرت، پلی است که بر روی جهنم زده شده است، و هر کسی در دنیا از صراط دنیا، به درستی رد شود ؛ یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت کند، در آخرت نیز از پل آخرت به آسانی می‌گذرد. و کسی که در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم، قدمش بر پل آخرت می‌لغزد و به درون جهنم سقوط می‌کند".[6] هم‌چنین ایشان در مورد آیۀ 14 سورۀ فجر: "ان ربک لبالمرصاد"،[7] می‌فرماید: "مرصاد پلی است بر طریقی که از جهنم می‌گذرد و کسی که حق مظلومی بر گردن او باشد، از آن نخواهد گذشت".[8] البته این بیان امام صادق(ع) از قبیل بیان یکی از مصادیق مرصاد(کمین گاه) است؛ چرا که کمین‌گاه الاهی منحصر به قیامت و پل معروف صراط نیست، بلکه خداوند در همین دنیا نیز در کمین ظالمان است ...".[9] بنابراین، "پل صراط" واقعیتی است که هم در قرآن مجید به آن اشاره شده[10] و هم در روایات، خصوصیات و ویژگی‌های آن بیان گردیده است. در همین راستا، پیامبر اکرم(ص) فرمود: "ثابت قدم‌ترین شما بر صراط(پل صراط)، کسی است که محبتش نسبت به اهل‌بیت من بیشتر است".[11] ادامه دارد... 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
ادامه هم‌چنین در روایت آمده است: "بر روی جهنم پلی است که از مو باریک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است".[12] نکتۀ قابل توجه این است که پل صراط، یکی از مواقف روز قیامت است و در روایات، از آن با تعابیر مختلفی مانند پل، صراط، پل صراط، پل جهنم و ... یاد شده است. ولی منظور همۀ این روایات، این موقف است که به جهت آشنایی بیشتر اذهان سادۀ مردم، از آن به پل تعبیر شده است، نه این‌که مثل پل‌های این دنیا دارای پایه‌هایی باشد و راه گذشتن مردم و حیوانات و وسائل نقلیه باشد. مراد از پل و صراط در قرآن مجید و روایات؛ یعنی راه، مسیر، روش، مکتب و به عبارت دیگر، مردم باید بدانند که آن مکتب و طریقی که آنان‌را به سعادت حقیقی و ابدی می‌رساند، یک مکتب و راه و روش، با خصوصیات و ویژگی‌های خاص؛ یعنی دین پروردگار متعال(اسلام حقیقی) است و تنها، قدم گذاشتن در این‌راه است که موجب نجات و رستگاری است. از طرف دیگر، غفلت از معرفت واقعی به ویژگی‌ها و ظرایف و دقایق این‌راه، موجب انحراف از آن و افتادن در مسیر گمراهی است. بنابراین، تفسیر، پل صراط، که در روایات برنده‌تر از "شمشیر" و باریک‌تر از "مو" توصیف شده است، راه بسیار دقیق و حساب شده‌ای است که خداوند در همین دنیا، نقطه شروع و ابتدای آن‌را قرار داده است و ادامۀ این‌راه به جهان آخرت متصل می‌شود؛ لذا کسانی که می‌خواهند از صراط و پل آن به راحتی عبور کنند، باید از هم اکنون و در همین دنیا مواظب باشند که در این مسیر بوده و از این مسیر خارج نشوند. و به تعبیر دقیق‌تر، پل صراط در قیامت، بروز و ظهور همان پل صراط در دنیا است که از آن به امام و ... تعبیر شده است. [1]. "اهدنا الصراط المستقیم". فاتحة الکتاب، 5. [2]. "ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم". آل عمران، 51. [3]. "و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم". آل عمران، 101. [4]. "و هذا صراط ربک مستقیماً قد فصلنا الآیات لقوم یذّکّرون". انعام، 126. [5]. شیخ صدوق، معانی الاخبار، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص 32، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1403ق. [6]. همان. [7]. "زیرا پروردگارت به کمین­گاه است". [8]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 8، ص 66، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق. [9]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 26، ص 458، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374ش. [10]. علاوه بر آنچه ذکر شد، آیات 71و 72 سورۀ مریم: "و همۀ شما (بدون استثنا) وارد جهنم می‌شوید، این، امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از پروردگارتان. سپس آنها را که تقوا، پیشه کردند از آن رهائى می‌بخشیم، و ظالمان را در حالی‌که (از ضعف و ذلت) به زانو در­آمده‏اند، در آن رها می‌کنیم "، می‌تواند اشاره‌ای به پل صراط داشته باشد. برای آگاهی بیشتر، نک: تفسیر نمونه، ج 13، ص 121-117. [11]. بحارالانوار، ج 8، ص 69. [12]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 8، ص 312، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
حواس‌ِمان باشد! ‏داریم به لحظات ناسوتی مانور تجمل‌گرایی (انتشار تصاویر خصوصی شب یلدا) نزدیک میشویم ! 🔹پیش از ارسال تصاویر برای فخرفروشی لطفابه وضعیت اقتصادی این روزهاکه گریبان اغلب مردم را گرفته است توجه کنید. 🔹حواس‌ِمان باشد ! به آن‌ها که انارِ یلدایِ‌شان به سرخی سیلی است که با آن آبروی‌ِشان را حفظ کردند 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
🤔 ❔فلسفه جشن گرفتن شب چیست ❗️نظر اسلام در این رابطه چیست ❕❕ 💠💠 👌یکی از عقاید ایرانیان باستان ، اعتقاد به الوهیت خدای و نور و خورشید بوده است . ❕در کتاب اسلام و عقائد و آراء بشری چنین آمده است؛ « طبق تحقیق بسیاری از دانشمندان ، ایرانیان باستان معتقد به تعدد بودند و مهمترین خدایان آنها ، اگنی یا الهه آتش ، و دیگری الهه طبیعت و رعد و برق و یا الهه نور و و وارونا یا الهه آسمان و اناهیتا یا الهه آب بوده است ...» 📚اسلام و عقاید و آراء بشری ص385 ❕ایرانیان باستان ، شب اول را به عنوان شب یلدا تعظیم می کردند زیرا معتقد بودند که در آن شب الهه میترا و خورشید حیات دوباره می گیرد و گویی از نو می شود . 👌 می نویسد ؛ « واژه یلدا سریانی و به معنای میلاد است ، از آنجایی که ایرانیان شب یلدا را شب تولد ( الهه ) می دانستند ، آن را با تلفظ سریانی اش پذیرفته اند » 📚لغت نامه دهخدا ، واژه یلدا ❕مراسم شب یلدا از منظر اسلام به این گونه جلوه می کند که اگر آن مراسم به همراه اعتقاد به الوهیت میترا و الهه خورشید و تاثیر استقلالی آن همراه باشد ، بی شک عملی است که فرد را از دایره اسلام خارج می کند ، اما اگر تنها به عنوان جشن گرفتن طولانی ترین شب سال ، و دید و بازدید و رحم به این بهانه صورت گیرد ، بی اشکال است . 👌مفسر نامی ، جوادی می نویسد ؛ « از سنت های شب یلدا ، شب نشینی و دید و بازدید و صله رحم است ، چنان که بهره گیری علمی از فرصت آن با طرح مسائل علمی و تاریخی ، خواندن اشعار به ویژه شعر حافظ و تفال به اشعار حافظ و ...سنت دیگر آن است ، مناسب است مومنان در چنین فرصت هایی با زوایای زندگی و سیره معصومان در جهت رشد و کمال معنوی و علمی آشنا شوند » 📚مفاتیح الحیاه ، ص758 ❕اگر چه برخی استدلال می کنند که تعظیم این شب پسندیده نیست ، زیرا ریشه این تعظیم و تکریم بازگشت می کند به عمل ایرانیان باستان و اعتقاد باطل آنان به الهه و خورشید ، و در روایات آمده است که مسلمان نباید خود را به ملحدین و منحرفین تشبیه کند و اعمال اختصاصی آنها را انجام دهد . 👌امام علیه السلام فرمود : « خداوند به یکی از پیامبران خود چنین وحی کرد که به مومنین بگو لباس دشمنانم را نپوشند و غذای انها را نخورند و راه و روش ایشان را نپیمایند که اگر چنین کنند همانند دشمنان من خواهند بود» 📚الفقیه،صدوق،ج 1 ص 252 📚وسایل الشیعه ،ج 4 ص 385 🔶علی علیه السلام فرمود ؛ « هر کس خود را شبیه قوم خاصی بسازد ، از آن قوم می شود » 📚مستدرک الوسائل ج17 ص440 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
⭕️بهار انسان مومن از #شب_یلدا آغاز می شود!! ☘️پیامبر خدا صلی الله علیه و آله 🔺زمستان بهار مؤمن است،از شب های طولانی اش برای شب زنده داری،و از روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد 📙وسائل الشیعه،ج٧،ص٣٠٢ •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈ كپى با ذكرصلوات مجاز است 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️ #تنفس_صبح 📖 هر روز تلاوت یک صفحه از قرآن کریم 📃 صفحه 277 🎙 قاری: #منشاوی 🔊 بشنویم🔻 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
277.mp3
1.3M
📖 هر روز تلاوت یک صفحه از قرآن کریم 📃 صفحه 277 🎙 قاری: #منشاوی 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
پرسش : با توجه به این‌که همه موجودات خداوند متعال را تسبیح می‌کنند و شعور متناسب با خود را دارند، چطور خانه خدا که مقدس‌‌ترین مکان روی زمین است را تشخیص نمی‌دهند و فضله خود را روی آن می‌اندازند؟ در حالی‌که حجت خدا را می‌شناسند و به او احترام می‌گذارند، مانند(داستان حضرت سلیمان و داستان قفس شیر و امام جواد)؟ اما خانه خدا را نشناسند؟ از نظر قرآن کریم و بر اساس مبانی فلسفه و عرفان، تمام موجودات - چه انسان و چه غیر انسان - دارای شعور و ادراک هستند که البته با توجه به استعدادها و قابلیت‌هایی که از طرف خدا به آنها داده شده، این شعور و ادراک دارای درجات متفاوتی است.[1] لذا تمام موجودات، خدا را تسبیح کرده و در مسیری که خدا برای آنان تعیین کرده، حرکت می‌کنند،[2] اما برخی از امور مانند آنچه در پرسش مطرح شده، از آنان خواسته نشده تا بدان عمل کنند. با توجه به این، یک انسان مؤمن و باتقوا نیز مانند انسان گناه‌کار بعد از مرگ، طعمه کرم‌ها و دیگر حشرات و جانوران می‌شود و این مطلب مطابق مقتضای طبیعتی است که خدا آن حشرات و جانوران را بر همان اساس خلق کرده است. البته ممکن است در موارد نادری به حالت اعجاز‌آمیز، این موجودات - با فرمان پروردگار - فراتر از تکلیف خود عمل کرده و به عنوان نمونه به بدن گروهی از پرهیزگاران آسیبی نرسانند.[3] پیامبر(ص) فرمود: «گوشت اولاد من بر حیوانات درنده حرام شده است».[4] امام صادق(ع) فرمود: «همانا خداوند استخوان‌هاى ما را بر زمین حرام گردانیده، و گوشت‌هاى بدن ما را بر کرم حرام ساخته است تا چیزى از آن نخورند».[5] اما این بدان معنا نیست که آن حیواناتی که بر مقتضای طبیعت خود رفتار می‌کنند، بر خلاف دستور خدا عمل کرده باشند.[6] [1]. «شعور موجودات»، 67745؛ «اساس تفاوت در خلقت موجودات»، 5381. [2]. «تسبیح موجودات عالم در قرآن کریم»، 20144. [3]. «رفتن امام هادی(ع) در قفس شیرها و ادعای زینب کذابه»، 104838. [4]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 416، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق. [5]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 191، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق. [6]. «تفاوت وجودی حیوانات»، 93469. 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
در برخی از منابع به محلی به نام «ذی طوی» برای مکان ظهور امام زمان(ع) اشاره شده است؟ آیا این مطلب صحیح است و این منطقه در کجا قرار دارد؟ «ذی طوی» که از دو واژه «ذی» به معنای «صاحب» و «طُوَی» با ضمه حرف «ط» و فتحه حرف «واو» تشکیل شده است،[1] نام منطقه‌ مرتفعى در اطراف شهر مکه قدیم می‌باشد[2] که خانه‏هاى مکه از آن‌جا نمایان بود.[3] البته به تدریج این منطقه در داخل شهر مکه قرار گرفته و به «الزاهر» مشهور شده است.[4] گزارش شده که «ذی طوی» بین «حجوان» و «فخ» قرار داشته و کسی که در «مسجد تنعیم» احرام بسته و به سوی «مسجد الحرام» عزیمت می‌کند، پس از عبور از منطقه «فخ» وارد «ذی طوی» شده و سپس از سمت «قبرستان ابوطالب(ع)» به سمت کعبه روانه می‌شود. «عتیبیه» و «جرول» از محلّه‏‌هاى آن است.[5] ذی طوی در محدوده حرم قرار دارد؛ و لذا برای کسی که می‌خواهد وارد مکه شود، مستحب است در این مکان غسل کند.[6] هم‌چنین برای افرادی که از عراق به سمت مکه می‌روند، باید در آن‌جا «تلبیه» را قطع کنند.[7] در برخی از روایات از این مکان، به عنوان یکی از مکان‌های زندگی[8] و هم‌چنین یکی از پایگاه‌های ظهور امام مهدی(عج)[9] یاد شده است: 1. امام باقر(ع): «قائم با سی‌صد و سیزده مرد از یارانش در منطقه «ذى طوى» به انتظار مانده و سپس (عازم مسجد الحرام شده)‌ و بر حجر الاسود تکیه می‌زند و پرچم آویخته را به اهتزاز در خواهد آورد».[10] 2. امام باقر(ع): «صاحب این امر را در یکى از این درّه‌‏ها غیبتى است - و با دست خود به ناحیه ذی طوى که نام کوهى است در اطراف مکه اشاره نمود- تا آن‌که قبل از خروجش خدمت‌کار مخصوص او که پیوسته با او است بیاید تا با گروهی از یاران ایشان ملاقات داشته باشد ...».[11] 3. امام باقر(ع): صاحب امر(ع) در میان گروهى به عدد اهل بدر (سی‌صد و سیزده تن) از منطقه «ذی طوى» (به سمت کعبه) سرازیر می‌شوند تا آن‌که حضرتشان پشت خود را به حجر الأسود تکیه داده و پرچم پیروزی را به اهتزاز در‌‏آورد».[12] 4. امام باقر(ع): «وقتی خبر کشته شدن نفس زکیه به امام زمان(ع) می‌‌رسد، ایشان می‌‌فرماید: «اهل مکه ما را نمی‌‌خواهند. اهل مکه هم او را دعوت به مکه نمی‌‌کنند و او هم با سی‌صد و سیزده مرد که به تعداد جنگ‌جویان‏ بدر هستند، از منطقه ذی طوى به سمت مسجدالحرام روانه می‌شوند.[13] 5. امام صادق(ع): «گویا صاحب امر را با حالتی نگران و ترسان - مانند موسای پیامبر(ع) - در منطقه ذی‌ طوی می‌‌بینیم تا آن هنگام که به مقام ابراهیم برسد و دعوت خود را آغاز کند».[14] 6. امام صادق(ع) در دعای ندبه[15] فرمود: ای کاش، می‌‌دانستم در چه جایی منزل گرفته‌‌ای و در چه سرزمین و مکانی تو را بر خود نگهداشته است. آیا در کوه رضوانی یا غیر آن، یا در ذی طوی هستی...».[16] و ... مجموعه این روایات نشانگر آن است که حضرت مهدی(عج) به «ذی طوی» رفت و آمد داشته و در آستانه ظهور، در این منطقه حضور می‌یابد که شاید حضور ابتدایی‌شان مخفیانه بوده و سپس با گردهم‌ آمدن یارانش به سمت مسجد الحرام روانه خواهند شد. البته تمام اینها بدان معنا نیست که آن‌حضرت، اکنون نیز در آن منطقه حضور دائمی داشته و مخفی‌گاه ایشان نیز تنها در آن‌جا باشند. [1]. لسان العرب، ج 15، ص 21، [2]. همان؛ الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، ج 6، ص 2416، [3]. تفسیر نمونه، ج 27، ص 407، [4]. تاج العروس من جواهر القاموس، ج 19، ص 645، [5]. فرهنگ اعلام جغرافیایى- تاریخى در حدیث و سیره نبوى، مترجم، شیخی، حمیدرضا، ص 249، [6]. لسان العرب، ج ‏15، ص 21. [7]. تهذیب الاحکام، ج 5، ص 93، [8]. «محل سکونت امام زمان»، 11326؛ «اسامى یاران امام زمان(عج) و محل زندگی آنها»، 84825. [9]. «علایم ظهور حضرت مهدى(عج)»، 49؛ «علایم ظهور امام زمان(عج)»، 219. [10]. سرور أهل الایمان فی علامات ظهور صاحب الزمان(عج)، محقق، مصحح، عطار، قیس، ص 92، قم، دلیل ما، قم، چاپ اول، 1426ق. [11]. ابن أبی زینب (نعمانی)، محمد بن ابراهیم، الغیبة، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص 182، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، 1397ق. [12]. همان، ص 315. [13]. بحار الانوار، ج 52، ص 307، [14]. سرور أهل الایمان فی علامات ظهور صاحب الزمان(عج)، ص 60. [15]. «بررسی دعای ندبه»، 58729؛ «توضیح فقراتی از دعای ندبه»، 89517. [16]. المزار الکبیر، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، 580 – 581، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق. 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁
معنای تاسوعا و عاشورا چیست؟ بر اساس نظر دانشمندان لغت‌شناسی عرب، «عاشوراء» بر وزن «فاعولاء»[1] نام روز دهم ماه محرم است.[2] گفته شده است؛ اندک افرادی نیز معتقدند که «عاشوراء» نامی برای نهم محرم است و نه دهم آن! [3] در هر حال، «عاشورا» و «عاشور» و «عشوراء» (به ضم و فتح عین) و «عشورا»، نیز معنایی مترادف با «عاشوراء» دارند. همه این کلمات، معرفه هستند؛ از این‌رو هیچ‌گاه «ال» بر سر آنها وارد نمی‌شود و هیچ‌گاه وصف و صفت برای کلمه «یوم» قرار نگرفته؛ بلکه مضاف‌الیه آن قرار می‌گیرند و گفته می‌شود: «یومُ عاشوراء».[4] ظاهراً این واژه قبل از ظهور اسلام وجود نداشته؛ بلکه یک اصطلاح اسلامی و تنها کلمه‌ای است که در عربی بر وزن «فاعولاء» آمده است.[5] اما واژه «تاسوعاء» گویا کلمه‌ای است که بعدها ساخته شده،[6] و نامی برای روز نهم ماه محرم است.[7] اگرچه این واژه‌ها قبل از شهادت امام حسین(ع) نیز کاربرد داشت، اما بعد از شهادت حضرتشان، این دو واژه بیشتر برای روز شهادت و روز قبل از آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. [1]. ابن سیده، علی بن اسماعیل، المخصص، ج 15، ص 99، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول. [2]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، محقق، مصحح، مخزومی، مهدی، سامرائی، ابراهیم، ج 1، ص 249، قم، هجرت، چاپ دوم، 1410ق. [3]. همان. [4]. مدنی شیرازی، علی خان بن أحمد، الطراز الاول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول‏، ج 8، ص 408 – 409، مشهد، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث‏، چاپ اول، 1384ش [5]. ابن درید، محمد بن حسن،‏ جمهرة اللغة، ج 2، 727، بیروت، دار العلم للملایین‏، چاپ اول، 1988م.‏ [6]. واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق، مصحح، شیری، علی، ج 6، ص 287، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1414ق.‌ [7]. جزری، ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج 1، ص 189، قم، اسماعیلیان، چاپ اول، 1367ش. 🍁🌳 @p_eteghadi 🌳🍁