6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
What is in my heart....
✧ 𝒥❁𝒾𝓃 𝓊𝓈:https://eitaa.com/pageBylife ✧
«امروز قویتر از دیروز🎶🌊».
#لایف_استایل
✧ 𝒥❁𝒾𝓃 𝓊𝓈:https://eitaa.com/pageBylife ✧
آوا چند ثانیه به عکس خیره ماند.
نمیتوانست باور کند.
«این... منم؟»
رادین چیزی نگفت.
آوا به او نگاه کرد.
«تو اون موقع چند سالت بود؟»
رادین آرام جواب داد:
«هفده سال.»
آوا مات ماند.
«ولی این عکس مال ده سال پیشه...»
سکوت.
رادین نگاهش را پایین انداخت.
آوا یک قدم عقب رفت.
«پس تو کی هستی؟»
رادین جواب نداد.
ناگهان صدای ورق خوردن کتابی از انتهای اتاق آمد.
یک دفتر قدیمی روی میز باز شده بود.
صفحههایش خودبهخود ورق میخوردند.
تا اینکه ایستاد.
بالای صفحه نوشته شده بود:
«آوا — پرونده شماره ۱۳»
آوا با دست لرزان صفحه را لمس کرد.
زیر اسمش فقط یک جمله نوشته شده بود:
«اگر او خاطراتش را به یاد بیاورد، ساعت سیزدهم دوباره شروع به کار خواهد کرد.»
آوا به رادین نگاه کرد.
اما رادین دیگر آنجا نبود.
درِ اتاق پشت سر آوا بسته شد.
و از پشت در، صدای رادین آمد:
«آوا... به هیچکس اعتماد نکن.»
چند ثانیه سکوت شد.
بعد صدای دیگری، درست کنار گوش آوا زمزمه کرد:
«حتی به خودش؟»
پارت ششم✨
#ساعت_سیزدهم
✧ 𝒥❁𝒾𝓃 𝓊𝓈:https://eitaa.com/pageBylife ✧
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدوم تا جایی که رویاها شروع میشن
بازی هنوز تموم نشده...🔥
✧ 𝒥❁𝒾𝓃 𝓊𝓈:https://eitaa.com/pageBylife ✧