eitaa logo
پیام نهضت
4.1هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
2 ویدیو
249 فایل
✍️ ارتباط با ما: @adminpaiamenehzat ☎️ سفارش نسخه فیزیکی آثار: 09902145644
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رادیو پیام
🔰 مجموعه صوتی «نبرد سرنوشت»؛ پیام‌های تبیینی پیرامون جنگ رمضان 📌 شماره پنجاه‌وچهارم: سفر در افول (سفر بدون دستاورد رئیس جمهور امریکا‌ به پکن) @radio_paiam @paiamenehzat
🔸سفر بی‌دستاورد آمریکا به چین، افول هژمونی آمریکا را بیش از پیش به تصویر کشید. 🔹سفر دو روزه ترامپ به چین، برخلاف فضاسازی‌های رسانه‌ای او، بدون دستاوردی قابل‌توجه برای آمریکا به پایان رسید. شبکه NBC News در گزارش خود از پکن نوشت که این اجلاس، بدون اعلام هیچ توافق مهم یا پیشرفت قابل اندازه‌گیری، پایان یافت. رویترز نیز گزارش داد که ترامپ بدون پیشرفت جدی در حوزه تجارت و بدون دستاوردی مشخص درباره نقش چین در پایان دادن به جنگ علیه ایران، پکن را ترک کرد. این مسئله بیش از پیش افول هژمونی و قدرت جهانی آمریکا را به تصویر کشید.شاید صریح‌ترین شاخص تغییر موازنه قدرت در این نشست، مسئله تایوان بود. در این دیدار، شی جین‌پینگ با صراحتی که پیش از این کمتر سابقه داشت، به ترامپ هشدار داد که مدیریت نادرست مسئله تایوان می‌تواند دو کشور را به ورطه رویارویی نظامی بکشاند. 🔹یکی دیگر از مهم‌ترین اهداف واشنگتن در این سفر را می‌توان تلاش برای متقاعد کردن پکن به اعمال فشار بر تهران از طریق قطع خرید نفت ایران دانست. ترامپ در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز تأیید کرد که شی به او گفته است چین قصد دارد به خرید نفت ایران ادامه دهد و این مخالفت صریح، دقیقاً در برابر تمام تلاش‌های ماه‌های اخیر واشنگتن قرار داشت.کاهش قرارداد تجاری هواپیمای بوئینگ به ۲۰۰ فروند، نشانه دیگری از سردی این روابط بود. همچنین در حوزه بسیار مهم هوش مصنوعی نیز اتفاق قابل‌توجهی رخ نداد و آسیب‌پذیر بودن زیرساخت‌های هوش مصنوعی در منطقه، در پی تحولات مربوط به ایران، آرزوهای عظیم آمریکا در موضوعاتی مانند ابرپروژه استارگیت را نیز در هاله‌ای از ابهام فرو برده و هژمونی فناوری آن را با چالشی جدی مواجه کرده است. 🔹فرانکلین فلور در نشریه معتبر آتلانتیک نوشت: «سفر ترامپ به پکن نمادی از کاهش قدرت آمریکا بود، به‌گونه‌ای که چین تنها رئیس‌جمهور آمریکا را سرگرم کرد، بی‌آنکه هیچ امتیاز واقعی ارائه دهد.» همچنین آتلانتیک نوشت: «وقتی آمریکا دستش را دراز می‌کند، دیگر هیچ‌کس برای گرفتن آن عجله نمی‌کند و وقتی تهدید می‌کند، دیگر هیچ‌کس ترسی احساس نمی‌کند.» 🆔@paiamenehzat |
🔸ناکامی آمریکا در جنگ علیه ایران، ترامپ را در دیدار با همتای خود در موضع ضعف قرار داد. 🔹جنگ علیه ایران، مهم‌ترین موضوعی بود که سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین را تحت تأثیر قرار داد. این سفرِ برنامه‌ریزی‌شده که قرار بود ابتدا در اواخر ماه مارس برگزار شود، به دلیل جنگ با ایران به ۱۳ تا ۱۵ مه (۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت‌ماه) موکول شد.به گمان آمریکایی‌ها، قرار بود پس از در اختیار گرفتن نفت ونزوئلا، حمله به ایران نیز موفقیت‌آمیز باشد و با تغییر حکومت در ایران و تسلط بر منابع کشور و منطقه، ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری پیروز و قدرتمند وارد پکن شود؛ در نتیجه، این سفر به سفری راهبردی پس از یک پیروزی بزرگ برای ایالات متحده تبدیل شود. 🔹اما برخلاف پیش‌بینی‌های دولتِ سرمست ترامپ، آمریکا نه‌تنها به اهدافش در جنگ دست پیدا نکرد، بلکه تنگه هرمز نیز توسط ایران مسدود شد و پایگاه‌های آمریکایی هدف شدیدترین ضربات قرار گرفت.ترامپ سفرش را به تعویق انداخت تا شاید بتواند در زمانی که دستاوردی محسوس حاصل شده باشد، آن را انجام دهد؛ اما با ادامه شکست‌های آمریکا، حتی پس از آتش‌بس، و نیز مقاومت ایران در برابر مذاکرات تحمیلی، در نهایت ناچار شد سفر را در همان تاریخ جدید انجام دهد. از این رو، این سفر تاریخی بیش از آنکه یک سفر راهبردی باشد، به نمایشی نه‌چندان موفق تبدیل شد. 🔹در این سفر، ترامپ رئیس‌جمهوری بود که با کمک رژیم صهیونیستی و ائتلافی از کشورها، ظرف مدت ۴۰ روز نبردی بی‌امان علیه ایران به راه انداخته بود، اما هنوز دستاورد محسوسی نداشت. طرح‌های او برای بازگشایی تنگه هرمز بی‌نتیجه مانده بود و حتی توان ایجاد اجماع در میان هم‌پیمانان خود را نیز نداشت. در نهایت نیز بازدارندگی آمریکا، به دلیل حملات مرگبار ایران به پایگاه‌های نظامی آن، آسیب دید و عیار واقعی نمایش‌های نظامی آمریکا آشکار شد. 🆔@paiamenehzat |
🔸مسئله تایوان، به‌عنوان اصلی‌ترین محور اختلاف، بدون حل باقی ماند. 🔹چین، جدایی تایوان را محصول جنگ داخلی سال ۱۹۴۹ می‌داند و بازگشت آن را برای جلوگیری از تقویت گرایش‌های جدایی‌طلبانه در مناطقی چون تبت و سین‌کیانگ بسیار مهم تلقی می‌کند. افزون بر این، از منظر ژئوپلیتیکی، تایوان حلقه‌ای از زنجیره نخست جزایری است که از ژاپن تا فیلیپین امتداد یافته و از دست رفتن کنترل آن، مشکلاتی برای دسترسی آسان‌تر چین به اقیانوس آرام به همراه خواهد آورد. ضمن آنکه تایوان در نزدیکی یکی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان قرار دارد. 🔹چین با در اختیار داشتن تایوان، برد عملیاتی و موشکی خود را افزایش خواهد داد و دفاع ساحلی‌اش عمق راهبردی بیشتری خواهد یافت. در مقابل، تایوان برای آمریکا نیز ارزشی بسیار راهبردی در مهار قدرت چین در شرق آسیا دارد. افزون بر آن، پیمان‌های دفاعی آمریکا با کشورهای منطقه، مانند ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین و استرالیا، در صورت از دست رفتن تایوان، به‌شدت کم‌اعتبار خواهد شد و این گره راهبردی را در شبکه پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا خواهد گشود.از همه مهم‌تر، اقتصاد دیجیتال آمریکا، از هوش مصنوعی تا صنایع نظامی، به تراشه‌های تولیدی تایوان وابسته است. تایوان مرکز جهانی صنعت نیمه‌رساناهاست و حدود ۶۰ درصد از این صنعت را در اختیار دارد؛ 🔹همچنین شرکت TSMC که پیشرفته‌ترین تراشه‌های جهان را تولید می‌کند، در تایوان مستقر است و سهمی در حدود ۹۰ درصد از تولید تراشه‌های پیشرفته را در اختیار دارد.با این اوصاف، اغراق نیست اگر مسئله تایوان را مهم‌ترین محور اختلاف آمریکا و چین بدانیم. آنچه ترامپ در مصاحبه پس از سفر خود مدعی شد، این بود که «تا زمانی که من رئیس‌جمهور هستم، چین به تایوان حمله نخواهد کرد» و هم‌زمان افزود: «من به دنبال این نیستم که کسی مستقل شود؛ می‌خواهم همه آرام باشند.» در مقابل، اخبار این سفر حاکی از آن بود که رئیس‌جمهور چین به ترامپ هشدار داده است اگر مسئله تایوان به‌درستی مدیریت نشود، چین و آمریکا دچار تنش و حتی درگیری خواهند شد. همچنین او تصریح کرده بود که استقلال تایوان و صلح در تنگه تایوان، همچون آتش و آب، ناسازگارند. 🆔@paiamenehzat |
🔸تثبیت جایگاه برابر چین در برابر آمریکا، معلول شکست آمریکا در جنگ با ایران بود. 🔹دیدار رؤسای جمهور آمریکا و چین در حالی انجام شد که سخنرانی‌ها، مواضع دو طرف و کیفیت تعاملات دیپلماتیک میان آنها نشان می‌داد هر دو طرف با احتیاط عمل می‌کنند و هیچ‌یک علاقه ندارد ریسک رفتار از موضع برتر را بپذیرد. چنین وضعیتی متعادل که در آن همه‌چیز برای طرفین، نرمال و هم‌سطح به نظر می‌رسد، اصولاً چیزی نیست که در تاریخ آمریکا پذیرفتنی بوده باشد. 🔹ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، نظام سیاسی جهان را به نظمی تک‌قطبی کشاند که خود در رأس آن قرار داشت؛ اما اکنون، پس از جنگ با ایران و شکست در آن، دیگر نمی‌تواند با مواضع سلطه‌جویانه گذشته با سایر کشورهای جهان، به‌ویژه چین، تعامل کند. از این رو، شکست آمریکا در برابر ایران بیش از پیش به جهان، و به‌خصوص به کشورهای قدرتمند، ثابت کرد که نظم تک‌قطبی و ابرقدرتی آمریکا، به‌ویژه در بُعد نظامی، در حال افول است. 🔹همین مسئله به کشوری مانند چین جرئت داد تا مقام‌های آن به‌گونه‌ای برابر با هیئت آمریکایی تعامل کنند؛ تا آنجا که حتی رئیس‌جمهور چین نیز در بدو ورود به استقبال رئیس‌جمهور آمریکا نرفت. البته این برابری جایگاه‌ها صرفاً به افزایش اعتمادبه‌نفس چینی‌ها مربوط نیست، بلکه شکست نظامی آمریکا در جنگ با ایران، مستقلاً عاملی در کاهش اعتمادبه‌نفس آمریکایی‌ها نیز بوده است. در نتیجه، آنها نتوانستند در برابر ژست برابری‌طلبانه طرف چینی واکنش مؤثری نشان دهند.از این منظر، شعاع اثرگذاری پیروزی ایران بر آمریکا، به‌وضوح در نحوه تعامل حاکمیت چین با هیئت آمریکاییِ سفرکرده نمایان شد. 🆔@paiamenehzat |
🔸سفر به چین، با وجود تعویق، نشان‌دهنده نیاز آمریکا به کمک چین برای حل معضل جنگ با ایران بود. 🔹سفر دونالد ترامپ به پکن در اردیبهشت ۱۴۰۵، تنها ده روز پس از آنکه به دلایلی مبهم از سوی او به تعویق افتاده بود، انجام شد. این تعویق معنادار و تغییر ناگهانی در برنامه‌ریزی سفر، تحلیلگران را به این جمع‌بندی رساند که واشنگتن، ناامید از حل بحران جنگ با ایران و برای خروج از وضعیتی بحرانی، چاره‌ای جز رو آوردن به رقیب دیرینه خود نداشته است.گمانه‌زنی‌هایی درباره ارتباط جنگ علیه ایران با چین نیز مطرح شده که به‌نوبه خود حائز اهمیت است. پروفسور گائو ژی‌کای، استاد دانشگاه سوژو و معاون مرکز مطالعات جهانی‌سازی چین (CCG)، در گفت‌وگویی با رسانه «گوانچا»، جنگ علیه ایران را بخشی از طرحی کلان‌تر برای تضعیف چین ارزیابی می‌کند. از این منظر، هدف واشنگتن از این جنگ، قطع شریان‌های انرژی پکن و زمین‌گیر کردن رقیب اصلی خود در نظم نوین جهانی بوده است. اقدام آمریکا در ونزوئلا را نیز می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد. 🔹اکنون، در یک تناقض آشکار، ترامپ برای رهایی از همان طرحی که با هدف مهار چین طراحی شده بود، ناچار به درخواست کمک از پکن شده است. این در حالی بود که برخی تحلیلگران پیش از سفر ترامپ به چین، با توجه به وضعیت جنگ او علیه ایران، از جست‌وجوی ناامیدانه او برای یافتن راهی آبرومندانه برای خروج سخن می‌گفتند؛ راهی برای رهایی از جنگی که با برآوردهای غلط و بدون راهبردی روشن آغاز شد و اکنون به باتلاقی فرساینده تبدیل شده بود. 🔹واشنگتن در میانه بحران تنگه هرمز و تبعات فلج‌کننده آن بر اقتصاد جهانی، به نقطه‌ای رسیده بود که دیگر فرصتی برای تعلل نداشت. از سوی دیگر، دست رد چین به این درخواست آمریکا و ناکامی ترامپ در این سفر، که بسیاری از تحلیلگران نیز به آن اذعان کرده‌اند، اوضاع را برای او وخیم‌تر کرد. به‌روشنی پیداست که چین، با درک راهبردی این بن‌بست آمریکا، هرگز رقیب اصلی خود را از چنین باتلاق خودساخته‌ای نجات نخواهد داد؛ به‌ویژه هنگامی که سخن از شریکی راهبردی همچون ایران در میان باشد. 🆔@paiamenehzat |
🔸این دیدار، تصویری از جابه‌جایی قدرت جهانی از نظام تک‌قطبی به نظام چندقطبی را به نمایش گذاشت. 🔹تبدیل نظام سیاسی جهان از تک‌قطبی به چندقطبی، بیش از آنکه تابع افول قدرت آمریکا باشد، برآمده از جهش قدرت‌های جدید در جهان است. با این حال، درباره افول جایگاه ایالات متحده در نظام بین‌الملل باید گفت اگرچه بیش از یک دهه از آغاز این روند می‌گذرد، اما این افول تا پیش از شکست آمریکا در جنگ با ایران، بیشتر در حوزه‌های اقتصادی، مالی، فرهنگی و تا حدی نیز در عرصه تعاملات سیاسی و مشروعیت بین‌المللی آن مطرح می‌شد. 🔹با این همه، افول آمریکا در حوزه قدرت نظامی، به‌عنوان قدرت مسلط دریایی و بازیگر برتر نظامی جهان، کمتر موضوع بحث قرار می‌گرفت. اما رخدادی که برای آمریکا در جنگ با ایران اتفاق افتاد، موجب شد اسطوره‌های نظامی ایالات متحده فرو بریزد و عرصه سیاست جهانی با خبری غافلگیرکننده مواجه شود: ایران به‌عنوان یک قدرت جدید ظهور کرده است؛ قدرتی که خود را در سطحی از توانمندی نشان داده که می‌تواند با قدرت نظامی ایالات متحده مقابله کند و حتی در نمونه‌ای، جنگنده‌های اف-۳۵ آن را با پدافندهای بومی خود هدف قرار دهد. 🔹ظهور و خیزش یک قدرت جدید در صحنه جهانی، از شتاب گرفتن چرخش نظم جهانی از تک‌قطبی به چندقطبی خبر می‌دهد. هم‌زمانی سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین با رخداد خیزش قدرت ایران در صحنه جهانی، این فرصت را نیز برای چین، که خود در عرصه‌های اقتصادی، مالی، تجاری و نظامی در شمار قدرت‌های برجسته جهان است، فراهم کرد تا پیام خیزش خود را نیز با وضوح بیشتری مخابره کند. در عین حال، پکن در قبال ایران محتاطانه‌تر عمل کرد و کوشید خود را از پیامدهای باتلاقی که آمریکا در آن گرفتار آمده بود، دور نگه دارد. 🔹به همین دلیل، در این دیدار شاهد تعاملاتی سیاسی در سطحی برابر بودیم؛ گویی هر یک از دو طرف از موضع یک قطب قدرت با دیگری گفت‌وگو می‌کرد و در عین حال می‌کوشید از سخن گفتن بیش از حد درباره قطب جدید قدرتی که در جهان در حال شکل‌گیری است، پرهیز کند تا از پیامدهای احتمالی آن در امان بماند و چالش تازه‌ای ایجاد نشود. 🆔@paiamenehzat |
🔸به لحاظ راهبردی، امکان توافق چین و آمریکا علیه ایران وجود ندارد 🔹تحلیل روابط بین‌الملل گاه دچار ساده‌انگاری خطرناکی می‌شود و چنین می‌پندارد که قدرت‌های بزرگ می‌توانند به‌راحتی اختلافات بنیادین خود را کنار گذاشته و علیه هدفی ثالث متحد شوند. این گزاره، در مورد چین و آمریکا و در نسبت با موضوع ایران، با نگاهی به عمق راهبردی اسناد سیاست خارجی واشنگتن، فاقد اعتبار است.برای درک این واقعیت، باید به اسناد امنیت ملی و راهنمای راهبردی دفاع ملی آمریکا مراجعه کرد. در این اسناد، چین به‌عنوان بزرگ‌ترین تهدید و رقیب راهبردی ایالات متحده تصویر شده است. 🔹پکن، از نگاه واشنگتن، تنها قدرتی است که هم توانایی و هم اراده به چالش کشیدن نظم آمریکامحور را در تمام ابعاد نظامی، اقتصادی، فناوری و ایدئولوژیک دارد.شدت این رقابت به‌گونه‌ای است که تمامی ابزارهای قدرت ملی آمریکا با یک هدف غایی سازمان‌دهی شده‌اند: مهار و از میدان به در کردن خیزش چین. واشنگتن در پی آن است که رشد چین را پیش از رسیدن به نقطه اوج توانمندی‌هایش مهار کند. در چنین فضایی که هر روز بر تنش‌ها بر سر تایوان و دریای جنوبی چین افزوده می‌شود، این تصور که آمریکا بتواند چین را به شریکی قابل اعتماد برای فشار راهبردی بلندمدت علیه ایران تبدیل کند، خیالی خام است. 🔹دو رقیب با این سطح از تضاد منافع و برنامه‌ریزی مستمر برای تضعیف یکدیگر، اساساً طرف توافقی راهبردی و پایدار نخواهند بود. توافق راهبردی، نیازمند اعتماد و هم‌سویی در منافع بنیادین است، در حالی که ماشین سیاست خارجی هر دو کشور برای ضربه زدن به نقاط قوت دیگری تنظیم شده است. چین به ایران به‌عنوان شریک انرژی و وزنه‌ای ژئوپلیتیکی در برابر فشارهای آمریکا می‌نگرد و تقابل با تهران، نوعی خودزنی راهبردی از سوی پکن محسوب می‌شود. از این رو، معادله قدرت میان آن‌ها اجازه شکل‌گیری هیچ جبهه مشترک پایداری علیه ایران را نمی‌دهد. 🆔@paiamenehzat |
🔸پیروزی ایران، سلطه جهانی آمریکا را کاهش داد و آن را برای پرهیز از تضعیف بیشتر، به پذیرش و احترام به قدرت‌های دیگر وادار کرد. 🔹تا پیش از شکست آمریکا در برابر ایران، افول قدرت و سلطه آمریکا در جهان بیشتر شامل ابعاد اقتصادی، مالی، تجاری، فرهنگی و تا حدودی سیاسی می‌شد؛ اما با شکست آشکار آمریکا در برابر ایران و ناکامی‌اش در دستیابی به اهداف راهبردی خود، جهان شاهد فروریختن اسطوره‌های نظامی آمریکا بود. از این منظر، جمهوری اسلامی ایران در مسیر تاریخی خود که یکی پس از دیگری نمادهای اقتدار آمریکایی را در هم می‌شکند، اکنون مهم‌ترین نماد قدرت آمریکا، یعنی هیبت نظامی آن، را نیز در هم شکسته است. 🔹این تحول، آمریکا را به وضعیتی سوق داده که ناچار است در تعامل با دیگر کشورهای جهان، بیش از پیش جوانب احتیاط را رعایت کند تا بحران‌های اقتصادی-مالی، فرهنگی و سیاسی بیشتری دامنگیر آن و متحدانش نشود. در نتیجه، موضع‌گیری‌های رئیس‌جمهور آمریکا در چین و تمجیدهای او از رئیس‌جمهور این کشور را نمی‌توان چیزی جز نشانه‌ای از پذیرش قدرت چین و احترام به آن از موضع ترس دانست. 🔹احساس ناامنی آمریکا پس از جنگ با ایران دوچندان شده و در مجموع، نوعی ترس پنهان در درون ساختار قدرت این کشور نفوذ کرده است. این ترس ناشی از آن است که با شکسته شدن ابهت نظامی آمریکا بر اثر تحولات اخیر، احتمال می‌دهند دیگر کشورها نیز فرصت را برای مقابله با آن مناسب ببینند و با اقداماتی، به کاهش بیشتر نفوذ و قدرت آمریکا در جهان دامن بزنند. از همین روست که شاهد نهایت خویشتن‌داری حاکمیت آمریکا در قبال چین و نیز در عرصه کلی روابط بین‌الملل هستیم. همه این‌ها از پیامدهای شکست آمریکا در جنگ علیه ایران است؛ شکستی که به‌تدریج این کشور را به پذیرش محدودیت‌های قدرت خود وادار می‌کند. 🆔@paiamenehzat |
🔸طمأنینه ملت و حاکمیت ایران در قبال سفر هیئت آمریکایی به چین، متکی بر پیامدهای جنگ با آمریکا بود که نشان داد نظم جدید منطقه در دستان مقاومت است. 🔹سفر رئیس‌جمهور آمریکا به چین، به دلیل لغو نوبت پیشین، گریزناپذیر شده بود. برخی نگران بودند که نتیجه این سفر، در شرایط برقراری جنگ میان آمریکا و ایران، به زیان ایران تمام شود. گمانه‌هایی نیز مطرح بود؛ از جمله اینکه ترامپ ممکن است تایوان را با ایران معامله کند یا با سوءاستفاده از نیاز چین به نفت، دست‌کم پکن را برای اعمال فشار هماهنگ بر ایران در موضوع بازگشایی تنگه هرمز با خود همراه سازد و در عمل، روابط چین و ایران و حمایت‌های چین از تهران را به حداقل برساند. 🔹اما در بازگشت، هیچ دستاورد جدی‌ای نصیب آمریکا نشد. شاخص بورس آمریکا پس از این سفر افت قابل‌توجهی را تجربه کرد؛ به‌گونه‌ای که سرخی آن، به نمادی از برتری موضع چین در برابر فقدان اهرم‌های مؤثر ترامپ تعبیر شد. در واقع، هم‌زمانی فشار ناشی از وضعیت بازار انرژی و تنگه هرمز با نتایج منفی سفر ترامپ، انفعال بازارهای آمریکایی را آشکار کرد. افزون بر این، رسانه‌های همسو با ترامپ، حتی فاکس‌نیوز، نیز از دستاورد مشخصی سخن نگفتند. 🔹با این حال، در میانه این رفت‌وبرگشت، فضای داخلی کشور ما، جز برخی زمزمه‌های غرب‌گرایانه و بدبینی‌های معطوف به شرق، فضایی توأم با آرامش و طمأنینه بود. گویی سفر ترامپ به چین نمی‌توانست تغییری اساسی در معادلات ایران ایجاد کند. البته سفر به‌موقع وزیر امور خارجه ایران پیش از سفر ترامپ و به ثمر نشستن برخی رایزنی‌های پیشین برای تسهیل بیشتر رفت‌وآمد محموله‌های نفتی چین در تنگه هرمز، عملاً دست ترامپ را بیش از پیش خالی کرد. 🔹اما مهم‌تر از همه این‌ها، اراده مقاومت مردم ایران و عزم آنان برای ایستادگی درون‌زا در برابر نظام سلطه بود؛ همان عاملی که دست دیپلماسی را نیز پر کرده و امکان تعامل فعال با شرکا و کشورهای دوست را فراهم می‌سازد. در واقع، اعتمادبه‌نفس ناشی از اراده ملی، عامل شکل‌گیری قدرتی مستقل، افزون‌شده و در عین حال اهل تعامل بود؛ قدرتی که طمأنینه داخلی در مدت انجام این سفر، به‌خوبی گویای آن بود. 🆔@paiamenehzat |
🔸جریان غرب‌گرا در داخل، به بهانه سفر ترامپ به چین، همچون گذشته در پی تخریب روابط ایران و چین است. 🔹جریان غرب‌گرا در کشور ما، از دو منشأ فکری و سرمایه‌ای وابسته به غرب تغذیه می‌کند. این جریان، هم از رهگذر آموزش‌ها و تربیت فکری خود و هم بر اثر تأثر از فضای رسانه‌ای غرب، و مهم‌تر از همه به سبب باور راسخ به مطلوبیت غرب و گریزناپذیر بودن پیوستن به آن، همواره در تلاش بوده است دیگران، بلکه همگان، را به هم‌سویی با خود قانع کند. در طول زمان نیز منافع قابل‌توجهی برای برخی نیروهای وابسته به این طیف و حامیان سرمایه‌سالار آن حاصل شده است. 🔹این جریان حتی ممکن است به‌زعم خود خیرخواه دیگران نیز باشد؛ اما به‌واسطه حسن‌ظنی که به نظام ارزش‌ها و شعارهای غربی، مانند آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و پیشرفت دارد، نمی‌تواند هیچ تصویر مطلوب متمایزی را برای آینده تصور کند. به همین دلیل، در عرصه سیاست نیز به هرگونه تعامل ایران با کشورهایی خارج از مدار هژمونی غرب، حساسیتی منفی نشان می‌دهد. 🔹گرچه جهان کنونی غرق در محاسبات مادی است و حتی کشورهای موسوم به شرق، از جمله چین و روسیه، نیز از سیطره فرهنگی غرب برکنار نمانده‌اند، اما رقابت‌های بین‌المللی، وضعیت ژئوپلیتیکی و برخی دارایی‌های فرهنگی مقاوم در برابر سلطه مطلق غرب، مانند پیشینه تاریخی، می‌تواند برای بازیگرانی چون ایران فرصت‌هایی ویژه جهت یارگیری فعال و دست‌کم پیگیری منافع مشترک در برابر تمامیت‌خواهی غرب، به‌ویژه آمریکا، فراهم سازد. 🔹با این حال، نکته آن است که همین غرب‌گرایان هرگاه سطح تعاملات ایران با شرق از حالت عادی فراتر می‌رود و امکان اثرگذاری جدی در گسستن بند ناف غرب‌گرایی پدید می‌آید، با صدایی بلند از «شرق خائن» یا «شرق بی‌خدا» سخن می‌گویند؛ گویی غربیان در خداباوری از همه پیشی گرفته‌اند یا در عمل، هم‌پیمانانی قابل اتکا بوده‌اند. این بار نیز، پیش از سفر ترامپ به چین، همین جریان بهانه را مناسب دید و درباره امکان خیانت چین به ایران و غیرقابل اعتماد بودن چینی‌ها سخن فراوان گفت. واقعیت آن است که ما با جریانی تخریبی مواجهیم که، به تعبیر حضرت امام(ره)، به این زودی‌ها از وابستگی خود دست نخواهد کشید. 🆔@paiamenehzat |
🔸پکن ادعاهای ترامپ درباره دستاوردهای سفر را تأیید نمی‌کند. 🔹دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر در کانون توجه رسانه‌ها قرار گرفته است؛ این بار به واسطه ادعاهایی که درباره دستاوردهای سفر خود به چین مطرح کرده است. بررسی سوابق و الگوی رفتاری ترامپ نشان می‌دهد که او پیوسته سخنانی متناقض بر زبان می‌آورد و مواضع خود را بر اساس شرایط لحظه‌ای تغییر می‌دهد. این تغییرپذیری در گفتار، کار تحلیل و استناد به اظهارات او را با دشواری جدی مواجه کرده است. 🔹در طول دوران فعالیت سیاسی ترامپ، ادعاهای کذب و دروغ‌پردازی‌های فراوانی از او دیده و شنیده شده است. مراکز معتبر راستی‌آزمایی در آمریکا، هزاران مورد از اظهارات نادرست او را ثبت کرده‌اند. این پیشینه، هر ناظر منصفی را ملزم می‌سازد که ادعاهای جدید او را با تردید و دقت بیشتری مورد بررسی قرار دهد. 🔹در جریان سفر اخیر به چین، ترامپ مدعی شد که به دستاوردهای فراوانی رسیده و توافقات مهمی را رقم زده است. بخشی از این ادعاها به موضوع ایران مربوط می‌شد؛ جایی که او از همراه کردن چین با سیاست‌های فشار حداکثری خود علیه تهران سخن گفت. ترامپ تلاش کرد این سفر را نقطه عطفی در همکاری‌های دوجانبه واشنگتن و پکن، به زیان ایران، تصویر کند. اما واقعیت میدانی حکایتی کاملاً متفاوت دارد. هیچ‌یک از این ادعاها از سوی طرف چینی تأیید نشده است. بیانیه‌های رسمی وزارت امور خارجه چین و رسانه‌های دولتی این کشور، کوچک‌ترین اشاره‌ای به توافقات ادعایی ترامپ علیه ایران ندارند. پکن با هوشمندی از افتادن در دام روایت‌سازی‌های رئیس‌جمهور آمریکا اجتناب کرده است. 🔹تجربه چند سال گذشته به‌روشنی ثابت کرده است که به ادعاهای ترامپ نمی‌توان به‌سادگی اعتماد کرد و ضروری است این ادعاها همواره صحت‌سنجی شوند. اخبار منتشرشده از منابع معتبر چینی و نیز عملکرد مستقل دیپلماتیک و اقتصادی پکن، همگی نشان می‌دهند که ادعاهای ترامپ بی‌اساس است. چین در عمل، مسیر گسترش روابط راهبردی و تجاری خود با ایران را ادامه می‌دهد و فاصله‌ای معنادار میان روایت‌های ترامپ و کنش واقعی پکن مشاهده می‌شود. این شکاف عمیق، بار دیگر بی‌اعتباری اظهارات یک‌جانبه رئیس‌جمهور آمریکا را به نمایش می‌گذارد. 🆔@paiamenehzat |