eitaa logo
سپهبد پاسدار شهید محمد پاکپور
11.5هزار دنبال‌کننده
156 عکس
91 ویدیو
5 فایل
💠 #معمار_امنیت_پایدار مرکز حفظ و نشر آثار مرتبط با سردار سپهبد پاسدار شهید محمد پاکپور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 💠 ویژه مراسم گرامیداشت معمار امنیت پایدار سپهبد شهید محمد پاکپور فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سرلشکر سلیمانی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در استان قزوین ‌ 💠 @pakpour_ir
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 فرمانده مردم‌یار، خود رسانه هم بود 🔹️سردار شهید حاج محمد پاکپور، به گزارش های روی کاغذ اکتفا نمی‌کرد، بلکه در مناطق محروم حضور می‌یافت، پای صحبت مردمانش می‌نشست و شخصا در جریان اوضاع زندگی آنها قرار می‌گرفت. 🔹️بعد از بازدید نه تنها در محرومیت زدایی و مردم‌یاری آن مناطق پیشگام می‌شد، بلکه روایتگری را نیز بر عهده می‌گرفت و صدای رسای آن مردمان می‌شد. 🔹️این سیره نشات گرفته از یک جمله بود، جمله ای که نه در کلام بلکه از باورهایش جلوه می‌گرفت، اینکه: «ما همه، مسئولیم» ‌ 💠 @pakpour_ir
26.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مردانِ میدان را دیوارها و مرزها بند نمی‌کنند، حتی مرزِ میانِ دنیا و آخرت! دیروز ایستاده بود، تا کوه صبوریِ خانواده‌ی شهدا باشد... ‌و امروز، خود بر قله‌ی همان افتخار ایستاده است! 🇮🇷 سردار محمد پاکپور، مستقیم از قلبِ خانه‌ی شهدا، به صفِ آسمانیِ آنان پیوست. ‌این قصه‌ی رفتن نیست، ماجرای یک فتحِ بزرگ است! نماهنگی بیاد فرمانده شجاع و نابغه نظامی و مجاهد والامقام سپهبد شهید محمد پاکپور فرمانده مقتدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بازدید از خانواده های معظم شهدای مدافع امنیت و پایداری تیپ نیروی مخصوص ۳۳ المهدی (عج) جهرم در سال ۱۴۰۳ ‌ 💠 @pakpour_ir
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌📹‌ | خونِ شهیدان به دلِ خاک اگر چه خفت در باغِ عشق، لاله‌ی جاویدان شکفت🥀 ‌ حال و هوای مزار سپهبد شهید «حاج محمد پاکپور» ‌ 📍گلزار شهدای دهسد 🗓 ۱۴۰۵/۰۳/۱۰ ‌ 💠 @pakpour_ir
📷 تصویر دیده نشده از شهیدان: محمد باقری، سید حسن نصرالله، غلامرضا محرابی، محمد پاکپور و حسین سلامی 💠 @pakpour_ir
مادر، روبه‌روی دو قاب ایستاده است... یکی یادگار جوانی، یکی یادگار مجاهدت.🇮🇷 سال‌ها گذشته، اما چراغ این خانه هنوز به نام شهیدان روشن است. 💠💠💠💠💠 ‌ 💠 @pakpour_ir
سپهبد پاسدار شهید محمد پاکپور
🌱 دامن تو همچون گلی بود از گل های بهشت چرا که جوان هایت فدای این کشور و من و امثال من شدند و خم به ابرو نیاوردی. حتی لبخندت به تمام عاشقانی که به زیارت مزار پاک پسرت می‌آمدند پر از عشق مادری بود. اما دلتنگ بودی...فقط به حرف نیست که می‌گویند: است دیگر...:) نوه همیشه عزیز بوده اما عزیز تر زمانی ست که در سفر همراهت باشد آن هم نه هر سفری! سفری به شهر عشق و میعاد گاه عاشقان. حاج حمید به زیارت مادر قصهٔ واقعی تر از واقعیت میرود و میگوید: « ننه جان، فردا صبح آماده باش که میهمانیم » میهمان میزبانی چون آقا امام رضا (ع) 💚 صبح میشود و مادر در سکوتِ مادرانه‌اش و در سایه صبر و اعتماد، به شوق دیدن کسی که هنوز نمی‌داند کیست، به سمت مشهد رهسپار میشود. مادری که فکر نمی‌کرد دیداری که قرار بود در مشهد آقا جان باشد، آخرین دیدار خواهد بود! دیداری که جان مادر را با خود برد. بعد از زیارت و عرض ادب به ارباب، مادر با آرامشی که به جانش تزریق شده و منشاء آن را نمی‌داند، منتظر به در چشم دوخته که در گشوده میشود و چهره دلربای فرزندش نمایان میشود. فرزندی که غریب به هشت ماه، مادر روی ماهش را ندیده و این دیدار به لطف ماموریت سردار در شهر مقدس مشهد بود. جانِ مادر دستانش را گشوده و با عشق، مادرش را به آغوش میکشد. اینکه در آن دیدار چه گفته و شنیده شد، تا ابد فقط در یاد مادر خواهد ماند و لحظه به لحظه‌اش شد خاطره‌ای در گوشه قلبش و همه ما اعم از نویسنده و خواننده بی نصیب مانده‌ایم از آن لحظات نابِ مادر فرزندی. دیداری که کوتاه بود و بعد از دو ساعت به سرانجام رسید؛ دیداری مختصر اما پر از عشق، لبخند و رفع دلتنگی. وقت خداحافظی رسید اما مادر چه می‌دانست این دیدار، اولین دیدار بعد از هشت ماه و آخرین دیدار تا به قیامت است! به راستی اگر می‌دانست، آغوش آخر تا قیامت به درازا میکشید و جنسِ اشک ریختن متفاوت...:) یک ماهی از آن دیدار گذشت و هفتم اسفند ماهِ پر از درد رسید. همان ماهی که داغ‌ها دیدیم و اشک‌ها ریختیم و مادری که به همان تماس‌های هر روزه پسر اکتفا میکرد. دلش خوش بود که حداقل صدای فرزند عزیزش را میشنود. دلش تنگ بود اما می‌دانست شرایط، شرایط دیدار نیست. می‌دانست همین تماس هم برای پسرش خطرناک و دلهره آور است اما این پسر بود که صدای مادر در اوج ناآرامی‌ها، برایش اوج آرامش و امنیت بود. عصر شد و مادر با تمام دل‌نگرانی ها به گوشی چشم دوخته بود و بالاخره انتظار به پایان رسید. سر و صدای گوشی، در ظاهر گوش خراش بود اما فقط یک مادرِ منتظر میداند که شنیدن صدای این زنگ پر سر و صدا چه لذتی دارد. با دیدن اسم « محمد » لبخند زد؛ خودش بود. اهالی خانه را به سکوت وا داشت و تماس را وصل کرد. مادر می‌گفت « محمد سرش صبر بود، هیچوقت اینگونه نبود! » حاج محمد تقاضا کرد با همه اعضای خانواده صحبت کند. یعنی می‌دانست آخرین تماس است! می‌دانست که شنیدن صدای مادر و دیدن رویش به قیامت خواهد رسید! از مادری که جانش بود تا کوچک ترین عضو خانواده؛ احوال همه را جویا شد و با مادر خداحافظی کرد. ■ □ ■ □ اما روزگار خوابی عجیب دیده بود برای این مادر و گذشته ای که دوباره تکرار شده بود. مادری که صبوری و لبخندش جان و امنیت خانواده بود اما در مقابل این درد، مادر باز هم باید صبوری میکرد؟ خواهری که داغ برادر، چشمانش را گریان و کمرش را خم کرده ولی نتوانسته بود این خبر را به تنهایی به گوش مادر برساند چون طاقت دیدن بی‌تابی های مادر را نداشت. برادری که نه تنها باید سنگ صبور خواهر میشد بلکه مسئولیت این خبر جانسوز را عهده دار شد اما مادر میهمان بود و حاج محسن قصد داشت این خبر را در خانه مادر به زبان بیاورد. مادری که نگران بود چرا فرزندش تماس نگرفته! آخر عادت کرده بود هر روز عصر را به شنیدن صدای پسرش بگذراند. بالاخره زنگ گوشی به صدا در آمد اما محمدش نبود! محسنش بود. به خواست حاج محسن، مادر را به خانهٔ خودش بردند؛ خانه مادری، همانجا که امن ترین جای دنیاست و شاید حاج محسن به آرامش خانهٔ مادر نیاز داشت تا خبر شهادت تکه‌ای از وجودش، خبر آسمانی شدن برادرش را به زبان بیاورد. مادر رسید اما چه رسیدنی! محسنِ مادر به همراه خواهر داغ داده، مقابل مادر ایستادند و حاج محسن به هر زحمتی بود لب زد: « ننه، از چیزی که می‌ترسیدیم سرمان آمد؛ محمد شهید شد.»💔 خاطره‌ای از آخرین دیدار سردار، معمار امنیت پایدار سپهبد شهید و مادر که در کنار مزار مطهر شهدای روستای دهسد بازگو شد. 🌷 🇮🇷 پ.ن: حاج حمید فرزند شهید محمد پاکپور. حاج محسن برادر کوچک شهید محمد پاکپور. ✍فاطمه‌نوری،بانوی‌قلم ‌ 💠 @pakpour_ir
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فرمانده نیروی زمینی سپاه: شهید پاکپور معمار امنیت پایدار بود و شبانه‌روزی برای امنیت مردم تلاش می‌کرد. ‌ 💠 @pakpour_ir
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سردار معروفی: شهید پاکپور تا حل مشکلات مردم پای کار بود 🔹معاون فرهنگی سپاه: یکی از ویژگی‌های بارز شهید پاکپور، مردم‌داری بود. 🔹شهید پاکپور تنها یک فرمانده نظامی نبود که صرفاً در جایگاه فرماندهی به صدور دستور اکتفا کند، بلکه با همۀ وجود در میان مردم حضور داشت و مشکلات آنان را از نزدیک پیگیری می‌کرد. 🔹پیگیری‌های شهید پاکپور صرفاً به بازدیدها و سرکشی‌های میدانی و تذکر محدود نمی‌شد؛ بلکه پس از طرح مسائل و مشکلات نیز با جدیت روند حل آن‌ها را دنبال می‌کرد تا مطالبات مردم به نتیجه برسد. ‌ 💠 @pakpour_ir