eitaa logo
پاکسازی روح
7.3هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
3.3هزار ویدیو
41 فایل
شما اتفاقی اینجا نیستید... دعا ، ذکر و احادیث قرآنی📚 کلیپ های مذهبی📽 انگیزشی💪🏻 آموزشی🤜
مشاهده در ایتا
دانلود
را ندیده میخرند ✨بهلول هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می‌رفت. در ساحل می‌نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می‌شست. اگر بیکار بود همانجا می‌نشست و مثل بچه ها گِل بازی می‌کرد. آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می‌ساخت. جلوی خانه باغچه‌ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت. ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی ازخدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت: «بهلول، چه می‌سازی؟» بهلول با لحنی جدی گفت: «بهشت می‌سازم.» همسر هارون که می‌دانست بهلول شوخی می‌کند، گفت: «آن را می‌فروشی؟!» بهلول گفت: «می‌فروشم.» زبیده خاتون پرسید: «قیمت آن چند دینار است؟» بهلول جواب داد: «صد دینار.» زبیده خاتون گفت: «من آن را می‌خرم.» ✨بهلول صد دینار را گرفت و گفت: «این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می‌نویسم و به تو می‌دهم.» زبیده خاتون لبخندی زد و رفت. بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت. 💫زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی‌رنگ به زبیده خاتون داد و گفت: «این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده‌ای!» وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد. ☀️صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت: «یکی از همان بهشت‌هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش!» بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت: «به تو نمی‌فروشم.» هارون گفت: «اگر مبلغ بیشتری می‌خواهی، حاضرم بدهم.» بهلول گفت: «اگر هزار دینار هم بدهی، نمی‌فروشم.» هارون ناراحت شد و پرسید: «چرا؟!» بهلول گفت: «زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می‌دانی و می‌خواهی بخری، من به تو نمی‌فروشم!» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♥️ @paksaazi ♥️
‼️ درمان سنگ کلیه بدون جراحی ‼️ 👈درمان همیشگی کلیه سنگ‌ساز👉 👈بدون نیاز به سنگ‌شکن و جراحی👉 💯ارائه فرم تضمین درمان💯 درمان کلیه سنگ ساز به راحتی در خانه با این گیاهان معجزه‌گر🍵🌶☕️👉 سریع بدو برو توی این کانال که برای همیشه از شرش راحت بشی👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2533557228C4db7eac495  ✅️برای درمان تخصصی با ضمانت درمان 📋فرم زیر را پر کنید: https://digiform.ir/wf5241b89 https://digiform.ir/wf5241b89
فوری "مشکلات جسمی آقایان" درمان شـد ❌ ⭕زندگی خیلیارو حکیم با درمان این مشکلات نجات داده😍😍😍🔥🔥 https://eitaa.com/joinchat/3334996547Ce2135dd031 💥🔞🚷 ورود مجرد ها ممنوع 🚷🔞💥
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃دنیا دار مکافاته بد نکن تا بد نبینی رفیق خیلیا میگن خدا میبینه ولی اون دنیا مجازات می‌کنه ولی من میگم خدا میبینه و همین دنیا هم حکم میکنه هم مجازات من میگم خدا اینجاست کنار من کنار تو همینجا تو قلب همه ما و میدونه کی خیر میخواد کی باعث شره خدا اینجاست بغل گوش ما خدا خدای بیطرفه پس حکمشم هم از رو عدالته شک ندارم شاید تو این کلیپ فقط داماد مثل زده شد ولی خدا، خدای همه اس و در برابر همه قاضي مطلق خدایا ؛ظالمان: دروغگویان : را به خودت می‌سپاریم چون به حکمت ایمان داریم : ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♥️ @paksaazi ♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هجده سالم که شد دور از چشم بابام رفتم . وقتی عمو برگه ی دادگاه رو گذاشت روی میز ، دیگه کسی نپرسید بابای عروس کجاست و با پسرخاله‌م ازدواج کردم. فکر میکردم ته خوشبختی ام. اما دقیقا از شب عروسی مون متوجه تغییر رفتارهای خاله م شدم از متلک هاش گرفته تا نگاههای ش. شبها از سمت اتاق خاله صداهای عجیبی می اومد همیشه ازش میترسیدم ولی یک کاسه صبرم لبریز شد و رفتم یواشکی از لای در اتاقش نگاه کردم. قلبم داشت به شدت تند میزد ، توی نور کم متوجه شدم خاله و چند نفر که قیافه شون معلوم نبود وسط اتاق دور یک عروسک حلقه زدن و جملات عجیبی رو تکرار میکردن که یکهو کردن و همه به سمت در نگاه کردن...https://eitaa.com/joinchat/355074477C0f2bee59d7
روز عروسیم بود. تو آرایشگاه منتظر سامان بودم، شاگرد آرایشگر با عجله اومد سمتم و گفت که بیرون یه آقایی با کت شلوار دامادی داره با یه نفر بحث می‌کنه! قلبم به تپش افتاد.‌با قدم‌های لرزون به سمت در رفتم و صدای سامان رو شنیدم که تقریبا داد می‌زد: «دست از سر من بردار! زود باش برو» همین که پامو گذاشتم بیرون با چیزی که دیدم ....https://eitaa.com/joinchat/2402156835Cec5d443dce
11.28M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 روایت شگفت آور امام باقر علیه السلام درباره رشته نوری اتصال روح و نفس ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♥️ @paksaazi ♥️
🪴🌹🪴🌹🪴🌹🪴🌹 *سلام عزیزان اگر اهل دلی باید این خانوم زیباو خوش صدا رو حتماااا بشناسی👌😊 دونه دونه حرف های قشنگش بخدا ( حرف دل) ماهاست. قول میدم همین حالا حرفاشو و عکسنوشته هاشو استوری میکنی از بس قشنگن😍💜 * 👇👇👇👇 💜 https://eitaa.com/joinchat/1395720343C1daa495c4a https://eitaa.com/joinchat/1395720343C1daa495c4a *منبع استوری‌های ناب و زیبا😍❤️👆 *
آخرای بارداریش خودشو از ما میکرد..یه شب که سرزده رفته بودم خونشون وارد اتاقش شدم از چیزی که دیدم کردم چون اون...👇 https://eitaa.com/joinchat/843186305C9e691d072d فکر میکردیم عروسم ولی😳👆
  🌿 در خانه زیاد اسپند دود کنید.. 🌹برای رفع و بی قراری و کلافه بودن . و رفع سحر و سنگینیا از پیامبر(ص) نقل شده: كه یك فرشته موکل شده برای کاشت این گیاه برای شفای ۷۲ بیماری یا گرفتاری. 🌹از امام صادق(ع) نقل شده: شیطان را از ۷٠ اتاق نه از ۷٠ خانه فراري ميدهد. شیطان را دور و فرشتگان را نزدیک می کند و برکت و رزق را زیاد می کند. 🌾 باذن خدا سحر و جادو و چشم و حسد و هم و غم را از خانه دور می ساز. * نوزادی که بی دلیل گریه می کند و برای بچه ها بزرگان آرامش و همبستگی می اورد *. 🌿طرز استفاده : 🌻بهتر است نیم ساعت قبل از غروب انجام شود بدين صورت كه یك مشت اسپند و کمی نمک در دست راست 🌱 سوره حمد و سوره اخلاص ۷ مرتبه خوانده روی آتش ریخته و آیة الکرسی و چهار قل و سوره فیل و قریش خوانده شود. و فرستادن بعد هم دود کنید. انرژی منفی محیط را دور می کند. 🌸"الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ"🌸 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ♥️ @paksaazi ♥️
واسه عروسی خواهرم خریده بودم،دوماه بود تو اینترنت دنبال مدل بودم ولی هیچی پیدا نمیکردم😭 تا اینکه یماه مونده به عروسی،دوستم گف بیا برو تو این کانال، واسه هر نوع پارچه‌ای کلی داره😍 تو عروسی همه ازم میپرسیدن از کجا آوردی؟👇💃 https://eitaa.com/joinchat/3861708925Ce429267f37 👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 واقعا شیک و خاصه واسه ایده 😍👆👆
دختری پرورشگاهی بودم سرشناس ترین فرد شهر من رو به فرزندی قبول کرد پسرشون هرشب میومد بالای سرم و نگاهم می‌کرد تا زمانی که شدم 15ساله و هرروز با بدن درد بدی از خواب بیدار میشدم... یه شب تصمیم گرفتم به پدرش بگم نیمه ای شب بهم سر بزنه چون میترسم.... تا اینکه راز بزرگی برملا شد.... https://eitaa.com/joinchat/1844904645C57201642e2