eitaa logo
پاکسازی روح
7.3هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
3.4هزار ویدیو
41 فایل
شما اتفاقی اینجا نیستید... دعا ، ذکر و احادیث قرآنی📚 کلیپ های مذهبی📽 انگیزشی💪🏻 آموزشی🤜
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هجده سالم که شد دور از چشم بابام رفتم . وقتی عمو برگه ی دادگاه رو گذاشت روی میز ، دیگه کسی نپرسید بابای عروس کجاست و با پسرخاله‌م ازدواج کردم. فکر میکردم ته خوشبختی ام. اما دقیقا از شب عروسی مون متوجه تغییر رفتارهای خاله م شدم از متلک هاش گرفته تا نگاههای ش. شبها از سمت اتاق خاله صداهای عجیبی می اومد همیشه ازش میترسیدم ولی یک کاسه صبرم لبریز شد و رفتم یواشکی از لای در اتاقش نگاه کردم. قلبم داشت به شدت تند میزد ، توی نور کم متوجه شدم خاله و چند نفر که قیافه شون معلوم نبود وسط اتاق دور یک عروسک حلقه زدن و جملات عجیبی رو تکرار میکردن که یکهو کردن و همه به سمت در نگاه کردن...https://eitaa.com/joinchat/355074477C0f2bee59d7