تو واتساپ چالش می ذاشتم
اگه بتونم واتساپو نصب کنم ، چالشامو شروع می کنم.
خیلیا شرکت می کردن
دلم میخواد بافتنی کنم.
امروز یه فیلم دیدم که نوشته بود وقتی بیکاری و افکار ذهنتو مثل خوره می خوره، بافتنی انجام بده.
بافتنی مث مدیتیشن می مونه.
ذهن رو رها می کنه.
راس می گفت.
واقعا وقتی می بافم ذهنم رها می شه و در نهایت یه چیز خیلی گوگولی بدست میاد که باعث آرامش اعصاب می شه چون لمس عروسک مثل دست ورزی می مونه
هدایت شده از # قدقد
بچگیای که نسل جدید هیچ درکی ازش ندارن✨🌬 (دلم واسشون میسوزه)
#یادش_بخیر
●•@ghodghod .
وقتی مشد بودم،
یه خانمی رو تو نماز جمعه دیدم که سه تا بچه داشت،
به پسر حدودا ده دوازده ساله، یه دختر هفت هست ساله و یه دختر کوچولوی حدودا دو ساله.
خودش که داشت زیارت می خوند.
اون دوتا که تا حلقشون تو گوشی داشتن بازی می کردن یکی تبلت یکی گوشی،
اون کوچولوعه هی دور اینا و دور مامانه تاب می خورد و یوقتی هم با خودش بازی می کرد چون اینا اهمیتی بهش نمی دادن.
یادم افتاد ما بچه که بودیم،
ازین اسباب بازی غواصا تو بازار بود،
برامون می خریدن و ما تو حوضا فقط اینا رو ول می کردیم و بازی می کردیم
من یه اردکشو داشتم.
مث بچه های الان که با این فرفره ها و حلزونا بازی می کنن.
یویو هم که از قدیم الایام بوده.
خلاصه که گفتم اوکی نمازه و بیرونم آفتابه اینا نشستن تو.
فرداش رفتم دوباره تو دارالمرحمه به همین حالت بودن همه شون.😐
دلم خیلی برا همه شون سوخت
دارالمرحمه زیرزمینه در جریانین که،
زیرزمینا یکی از بهترین محلا برا بازی و بدو بدوی بچه هان.
با داداشم داشتیم راه می رفتیم،
یه بچه پای اون یکی بچه رو گرفته بود و رو سنگای حرم می کشید و سر می داد،
یه آهی کشید و گفت اگه بقیه عجیب نگا نمی کردن منم دلم می خواس همین کارو بکنم
پَمْبه🌨️
آره پشت اون سیبیلا یه پسر بچه داره وول می خوره
آقایون که تا ابد بچهاند
ولی حرم یه کاری میکنه همهمون دلمون بچگی بخواد.